۩ مَکٰاتِبْ ᴍᴀᴋᴀᴛᴇʙ ۩
#پارت۱۶ میخوابیدم بدون آب و غذا(((: هر شب بالش زیر سرم خیس میشد خیسِ خیس(: بغضی که داشتم عجیب بود ه
#پارت۱۷
بعد مدتها تونستم جرات اینو داشته باشم که برم مسجد🥺، رفیق فابم رفیق سالیان سالهام(((: رفیق ۱۵ سالم پرستو خانوم🙁♥️
باهاش رفتم مسجد قرار بود از سپاه بیان برای سخنرانی و شهادت حضرت رقیه بود((: ، خیلی وقته براشون حتی گریه هم نکردم چون چشما خجالت زده بودن🥲
انقدر مداح خوبی بود ، کی بود؟ ناآشنا
ولی چون آذری میخوند خیلی قشنگ میخوند(((:
یک دل سیر گریه کردم کاملا خودمو خالی کرده بودم ، احساس میکردم تازه بدنیا اومدم و هیچ گناهی بر گردنم نیست((:
بالاخره از رابطهای که توش بودم خلاص شده بودم هم ناراحتی داشت هم شادی.. خب معلومه چرا شاد بودم دیگه
اما ناراحتی بخاطر این بوده که زیادی وابسته بودم یجورایی عادت کرده بودم به یک شخصی که همش بخواد محبت کنه. . اون روز ها برام خیلی سخت بود ، اما روزای سخت تر از این هم مونده
بغضی که داشتم ول کنم نبود و من بابت راحت شدن هر شب و روز گریه میکردم این باعث شد افسردگیم شدید تر بشه
اما با اون حال نگران آیندهام بودم
یک سال که نتونسته بودم درس بخونم بخاطر همین گفتم باید از راه دور ثبت نام کنم. . به هر سختی بود رفتیم کارم جور درنمیاومد همش ناراحت میشدم):
اما بالاخره ثبت نام کردم ولی بازم نتونستم بخونم😂😁 .
مشکل از من نیست مشکل از مغزمه
وگرنه من حالم خوب باشه با یک بار خوندن میفهمم مطلب رو(:
از اینکه همش زخم زبون بشنوم خسته بودم خیلی خیلی هم خسته
اون سال برام جهنم بود اگه بگن نصف عمرت رو بده یا اون سال رو برمیگردونیم میگم نصف عمرم مال شما. .
۩ مَکٰاتِبْ ᴍᴀᴋᴀᴛᴇʙ ۩
عاشقان ساعت چه ساعتیه؟ ساعتی حرف زدن با خدا(: ساعت رفتن رو آسمونا. . . این حسِ عاشقانه رو از دست ندی
عاشقان ساعت چه ساعتیه؟
بله درسته ساعت حرف زدن با خدا
طلب خواستهها
گرفتن حاجات((:
پاشید پاشید که مبادا یک دقیقه هم بگذره. . .
۩ مَکٰاتِبْ ᴍᴀᴋᴀᴛᴇʙ ۩
عاشقان ساعت چه ساعتیه؟ بله درسته ساعت حرف زدن با خدا طلب خواستهها گرفتن حاجات((: پاشید پاشید که مبا
حدیثی از امام علی علیه السلام :
هرگاه کسی به نماز می ایستد
شیطان حسودانه به او می نگرد
به خاطر آن که می بیند رحمت خدا او را فرا گرفته است.
۩ مَکٰاتِبْ ᴍᴀᴋᴀᴛᴇʙ ۩
پل سیدالشهدا و حسینهای معروف خودمون((:
ایستگاه قطار و مشهدایی که رفتم از جلو چشمام رژه رفتن:)