درواقع سفیدچاله و سیاهچاله جفتشون اول فقط رو کاغذ بود، ولی بعد یه چیزی دیدیم که میتونست سیاهچاله باشه الان دنبال سفیدچالهای
Magnifying glass
درواقع سفیدچاله و سیاهچاله جفتشون اول فقط رو کاغذ بود، ولی بعد یه چیزی دیدیم که میتونست سیاهچاله ب
اینجوری که
" وجود داری یا خودمون دست به کار شیم به وجودت بیاریم"
Magnifying glass
"سفید چاله" یک منطقهٔ نظری در فضا-زمان که برعکس سیاهچاله عمل میکند؛ هیچ چیز نمیتواند وارد آن شود
و حالا، پیوندِ شگفتانگیز:
این فرضیه پیشنهاد میکند که شاید این دو پدیدهٔ متضاد، در حقیقت، دو رویِ یک سکهٔ کیهانی باشند:
یک کرمچاله: تصور کنید یک «کرمچاله» (یک تونلِ فضازمانی) وجود دارد که یک سرِ آن به یک سیاهچاله ختم میشود و سرِ دیگرش به یک سفیدچاله.
انتقالِ کیهانی: ماده و انرژی که توسط سیاهچاله بلعیده میشوند، نه ناپدید میگردند، بلکه از طریقِ این تونلِ فضازمانیِ اسرارآمیز، به سفیدچاله رسیده و سپس به نقطهای دیگر در فضا-زمان (یا حتی جهانی دیگر!) پرتاب میشوند
دوستان جدید خیلی خوش اومدید✨✨
فکر میکنم ناشناس مشکل پیدا کرده پیام هارو نمیاره
اینجا پیام بدید
آها قبلش تا یادم نرفته بگم پیام یکی از دوستان راجب پیدایش انسان به دستم رسید صحبت میکنیم راجبش در یه فرصتی.
~این ایده اولین بار در چه سالی با چه نظریه هایی آغاز شد؟
خلاصه میگم بعد هر کدوم رو سعی میکنم تا جایی که وقت اجازه بده گسترش بدم
1_دهه ۱۸۶۰:فقط در حد نظریات فلسفی/ریاضی
2_دهه ۱۹۵۰:فیزیک کوانتوم و تفسیر چند جهانی در نوشته "هیو اورت"
3_دهه ۱۹۸۰ (جهانهای حبابی و تورم ابدی)
_ولی به طور کلی سالی که معروفه و با جدیت کامل افراد زیادی راجب جهان های موازی تحقیق کردن "سال ۱۹۵۷"(معروفه به سالی که بهش جهان موازی میگن)مطرح شد