سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی
📮 این کودکان فرزندان جنگ هستند، درست اما به عقیده من جنگ اصلی آنها در طول کل دوران عمرشان و با خودش
📮نمیتوان این حقیقت را انکار کرد که شرایط سخت، حتی اگر گریبانگیر تمام افراد یک جامعه باشد، بر برخی از قشرها سختتر میگذرد. کودکان شاید اگر اصلیترینِ این قشرها نباشند، یکی از اصلیترینها هستند. درک این موضوع و اقدام برای راحتی هرچه بیشتر آنها، نویدی از آیندهای پرنشاطتر و مخصوصا سالمتر خواهد داد. آیندهای عاری از عقدههای فروخورده و استعدادهای مدفون و خاطرات غیرجنگی دردناکتر از جنگ.
از اینجا بخوانید:
✻ Vaqayet.com
🟥 @Sdjdm_ir
سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی
📮نمیتوان این حقیقت را انکار کرد که شرایط سخت، حتی اگر گریبانگیر تمام افراد یک جامعه باشد، بر برخی
✻ آنچه که خواندید، بخشهایی بود از جستار "جنگ، کمربند و مشق شب"، نوشتهی یگانه آزاد، در شمارهی ۱۲۵ نشریه وقایع اتفاقیه.
🔻ادامهی این جستار در سایت اختصاصی نشریه
🟥 @Sdjdm_ir
بهرام بیضایی یکی از مهمترین چهرههای تئاتر و سینمای ایران است؛ نویسنده و کارگردانی که همیشه با نگاهی دقیق و انتقادی به تاریخ، فرهنگ و انسان ایرانی در آثارش پرداخته است.
نمایشنامهی «ضیافت» از مهمترین نمونههای این نگاه است؛ داستان جمعی از روشنفکران که در شبی گرد هم میآیند تا درباره زندگی، شکست، حقیقت و مسئولیت صحبت کنند؛ اما در جریان گفتگو، هرکدام ناخواسته با واقعیت زندگی خود روبهرو میشوند.
«ضیافت»، روایتی است از تناقض میان اندیشه و عمل، میان گفتوگو و سکوت.💭
🔗شنیدن این اپیزود در شنوتو🔗
#بهرام_بیضایی #پادکست #نمایشنامه
🟪 @Sdjdm_ir
✻ شاید این بهار،
درخت آرزوهایمان جوانه زد...🌱
به امید سال خوبی و زیبایی برای خانواده بزرگ سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی.🪻
⬜️ @Sdjdm_ir
چهگوارا؛ نامی که با انقلاب، مبارزه و آرمانهای بزرگ گره خورده است. اما فراتر از تصویر کاریزماتیک او، چه چیزی این انقلابی آرژانتینی را به یکی از تأثیرگذارترین چهرههای قرن بیستم تبدیل کرد؟
در این اپیزود از پادکست رادیوآوان ، به زندگی و اندیشههای چه گوارا گریزی میزنیم. تلاش میکنیم جایگاهش را به عنوان نماد شورش علیه بیعدالتی و استثمار، در تاریخ معاصر بازشناسیم.🏹
🔗 شنیدن این اپیزود در شنوتو 🔗
#چه_گوارا #پادکست #نامیرا #خون_های_جاودان
🟪 @Sdjdm_ir
🌤 •مسیرهای تازه برای اطلاع از آخرین فعالیتهای سازمان دانشجویان جهاددانشگاهی مشهد!•
🟦 بله:
https://ble.ir/sdjdm
🟧 ایتا:
https://eitaa.com/sdjdm_ir
🟩 روبیکا:
https://rubika.ir/sdjdm_ir
🌐 سایت ما:
https://sdjdm.ir/
🎥 صفحه آپارات ما:
https://www.aparat.com/SDJDM
صفحات ما را در پیامرسانهای داخلی با دوستان خود به اشتراک بگذارید.💛
گاهی یک موسیقی، ما را به سفری خاطرهانگیز در زمان میبرد. آلبوم «بیداد» استاد محمدرضا شجریان، برای بسیاری یادآور روزهای خاصی از تاریخ معاصر ایران است؛ روزهایی که شاید با دغدغهها و حال و هوای خاص خود همراه بود.
در این اپیزود، داستانی خواهیم شنید از تجربهی یک دانشجوی جوان در اوایل دههی شصت شمسی، همزمان با انتشار این اثر ماندگار. این روایت، ما را به حال و هوای آن دوران میبرد؛ روزهایی که موسیقی استاد شجریان، پژواکگر احساسات و دغدغههای نسلی بود.🎼
🔗 شنیدن این اپیزود در شنوتو 🔗
#شجریان #موسیقی #پادکست
🟪 @Sdjdm_ir
«بازگشت» فقط یک کتاب نیست؛ بلکه سفری به قلب لیبی است، سفری برای یافتن پدر و کشف تاریخ پرفراز و نشیب این سرزمین. هشام مطر در این اثر، با ترکیبی هنرمندانه از خاطرات شخصی و تاریخنگاری، داستان جستجوی خود را برای پدرش روایت میکند؛ مردی که در دوران قذافی ناپدید شد.
این کتاب شما را با خود به کوچههای طرابلس میبرد، با تاریخ انقلابها و سرکوبها آشنا میکند و در نهایت، به تأمل دربارهی مفاهیمی چون هویت، تبعید، عشق و معنای «خانه» وامیدارد. مطر با جزئیات دقیق و زبانی شیوا، تصویری زنده از جامعهی لیبی و تأثیر رژیم قذافی بر زندگی مردم ترسیم میکند.🗺
🔗 شنیدن این اپیزود در شنوتو 🔗
#لیبی #قذافی #پادکست
🟪 @Sdjdm_ir
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏞 نهر خیابان
محل گردهم آمدن زندگیها در مشهد قدیم
در محدودهی «بالاخیابان»، بهدلیل نوع فعالیتها و جمعیت کمتر، آب نهر معمولاً تمیزتر باقی میماند. این بخش از شهر نظم بیشتری داشت و استفاده از نهر هم تا حدی کنترلشدهتر بود.
اما همین نهر، پس از عبور از زیر حرم و ورود به «پایینخیابان»، شرایط متفاوتی پیدا میکرد.
در این محدوده، بهخاطر حضور مشاغلی مثل کلهپزی، پلوپزی و خدمات عمومی، و همینطور استفادهی مستقیم مردم در زندگی روزمره—از شستوشو تا پاککردن سبزی و حتی ریختن باقیماندهی خوراکیها—آب نهر بهتدریج آلوده میشد.
این تغییر، بیشتر از آنکه فقط به آب مربوط باشد، نشانگر تصویری روشن از شیوهی زندگی مردم در بخشهای مختلف شهر بود.
#روایت_شهر #تاریخ_مشهد
🟨 @Sdjdm_ir
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شاید عدمِ وجود، همانند آخرین لحظات غروب، واهمهی تاریکی را در دل بیندازد اما صبوری برای طلوعی دیگر میتواند او را از عمق تاریکی بیرون بکشد.
📮ترس از نداشتن، حتی در همان لحظههای داشتن هم انسان را رها نمیکند و او مدام به این فکر میکند که با عبور از لحظههای داشتن، قرار است چه بلایی بر سرش بیاید و یا چگونه آن حجم از درد را تحمل کند که سر و صدای قلبش گوش شهر را کر نکند. در واقع، این وجود است که به عدمِ وجود معنا میبخشد و میشود مسبب تمام بدبختیهای آدمیزاد
✻ بخشهایی از جستار "نیستی خون در رگهای هستی" نوشتهی نگار آخوندزاده، در شمارهی ۱۱۹ نشریهی وقایع اتفاقیه.
🔻ادامهی این جستار در سایت اختصاصی نشریه
🟥 @Sdjdm_ir
"از اهمیت ارتباط انسانی"
📜 بیشتر از آنچه فکر میکنیم، زخمهایمان را در تنهایی نگه میداریم.
اما واقعیت این است: تروما در تنهایی شکل میگیرد، ولی در رابطه ترمیم میشود.
مطالعات نشان میدهند مهمترین عامل محافظ در برابر تروما، نه قدرت فردی است و نه نادیدهگرفتن احساسات؛
بلکه "داشتن یک شبکهی انسانیِ امن است"—آدمهایی که حضورشان به بدن و ذهن این پیام را میدهد که «خطر گذشته است».
گاهی یک صدا، یک همراهی ساده، یا حتی دانستنِ اینکه کسی هست، میتواند چیزی را درون ما آرام کند که از مسیر فکر و منطق به دست نمیآید.
اما همیشه هم اینطور نیست.
گاهی همانجایی که باید پناه باشد، تبدیل به منبع آسیب شده است.
در این شرایط، ذهن برای دوام آوردن، فاصله میگیرد، خاموش میشود، یا از نزدیک شدن دوباره میترسد.
با این حال، "مسیر بهبود از دلِ ارتباط میگذرد"؛
از تجربهی تدریجیِ بودن در کنار آدمهایی که بتوان در حضورشان کمی آسودهتر نفس کشید.
بهبود، فقط فهمیدن گذشته نیست؛
جایی است که ذهن و بدن، در یک رابطهی انسانیِ امن، دوباره احساس امنیت را یاد میگیرند.
📚برگرفته از کتاب "بدن فراموش نمیکند"
#روانشناسی #تابآوری
🟨 @Sdjdm_ir
نیروی حال.pdf
حجم:
2.3M
"بُرش|"
📄به طور کل، زندگی هیچ کس رها از درد و رنج نیست. آیا مسئله آن نیست که باید با درد و رنجهای خود کنار بیاییم، نه اینکه از آنها اجتناب کنیم؟
بخشِ عمدهٔ درد و رنجهای آدمها بیهوده است. تا زمانی که ذهن ادارهٔ امورِ زندگی تو را به عهده گرفته است، این درد و رنجها هم هستند.
درد و رنجی که تو در لحظهٔ حال میکشی، شکلی از عدم پذیرشِ توست، صورتی از مقاومتِ ناآگاهانه در برابرِ آن چیزیست که هست. در سطحِ فکر، مقاومت، صورتی از قضاوت است. در سطحِ عواطف و احساسات، مقاومت، صورتی از منفیبافیست. شدتِ درد و رنجِ تو به میزانِ مقاومتِ تو در برابرِ لحظهٔ اکنون بستگی دارد. میزانِ مقاومتِ تو نیز به شدتِ همذاتپنداری تو با ذهنت بستگی دارد. ذهن مدام میکوشد که لحظهٔ حال را انکار کند و از آن بگریزد. به تعبیری دیگر، هرچه بیشتر خود را با ذهنِ خود یکی بپنداری، بیشتر رنج میبری. اینگونه هم میتوان بیان کرد: هرچه بیشتر لحظهٔ حال را مغتنم بدانی و آن را بپذیری، از درد و رنج رهاتر میشوی – و نیز رها از ذهنِ نفسانی.
فرض کن زمین از آدمیان خالی باشد. فرض کن فقط گیاهان وجود داشته باشند و حیوانات. آیا گذشته و آیندهای باقی میمانَد؟ در چنین وضعیتی، آیا میتوان از گذشته و آینده سخن گفت؟ قطعاً دیگر چنین پرسشهایی بیمعنا میشدند: «ساعت چند است؟» یا «امروز چه روزیست؟» البته، اگر کسی باشد که چنین پرسشهایی را مطرح کند. برای درختِ بلوط یا عقاب، پرسش از زمان تعجببرانگیز خواهد بود. زیرا آنها خواهند گفت: «خوب، معلوم است! زمان، همین حالاست! جُز لحظهٔ حال، مگر زمانِ دیگری هم هست؟»
🟨 @Sdjdm_ir