16.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
• واگویههای فلسفه |
🪑 چطور ملال، لذت زندگیکردن را از ما میگیرد؟
زمانی که ملال مارا درگیر خودش میکند، داشتهها و امکانات ما برایمان عادی و تکراری میشود.
اینکه به راحتی فراموش کنیم ما در عصری زندگی میکنیم که آنتیبیوتیک یا حتی درمانی برای دنداندرد وجود دارد!
بعد از این ملال، ما آرامآرام به سمت لذتهای جدید سوق پیدا میکنیم.
اما همان لذتها هم در نهایت به تعبیر اریک فروم، منجر به حالت سازگاری لذتی میشود. هرچند داراییها تغییر کند، اما آدمها همان باقی میمانند...
سلسلهنشستهای بررسی کتاب که به همت سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی در تابستان سال ۱۴۰۳ برگزار شد.📖
#فلسفه #روانشناسی #اریک_فروم
🟨 @Sdjdm_ir
سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی کتاب خانه قانون زده_mixdown.mp3
زمان:
حجم:
4M
✻ اینروزها چه کتابی بخونیم خوبه؟
✉️ | خانهی قانونزده
- تا حالا شده حس کنید توی یه بنبستِ بیپایان گیر افتادید؟ جایی که هرچی بیشتر دست و پا میزنید، بیشتر غرق میشید؟ چارلز دیکنز در سال ۱۸۵۳، ما رو میبره به دلِ تاریکترین و مهآلودترین راهروهای دادگاههای لندن؛ به جایی که بهش میگن: «خانه قانونزده».
داستان دربارهی پروندهایه که انگار طلسم شده؛ پروندهی معروفی به اسم «جارندایس و جارندایس». نزدیک به چهل ساله که این دعوای حقوقی بر سرِ یک ارثیه بزرگ ادامه داره. اما تلخیِ ماجرا اینجاست: این ثروت اونقدر دستبهدست شده و هزینههای دادگاه و وکیل بالا رفته که عملاً چیزی از اون ارث باقی نمونده! در واقع، قانون داره ذرهذره زندگیِ وارثها رو میبلعه.
اگه دنبال قصهای هستید که هم معمایی باشه، هم عاشقانه و هم تصویری واقعی از نبردِ انسان با سرنوشت و قانون... شک نکنید که باید واردِ این «خانه» بشید. این کتاب، تجربهایه که دیدِ شما رو به عدالت و صبر، برای همیشه عوض میکنه.
#معرفی_کتاب #چارلز_دیکنز
🟨 @Sdjdm_ir
سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی
✻ اینروزها چه کتابی بخونیم خوبه؟ ✉️ | خانهی قانونزده - تا حالا شده حس کنید توی یه بنبستِ بیپای
بُرِش|
📄 دورهی كار عدالتخانه عظمی، پس از تعطيلات عيد حضرت ميكائيل، تازه آغاز شده و قاضیالقضات در لينكلنز به قضا نشسته است. هوای ماه نوامبر سخت طوفانی است. كوچهها و خيابانها را چنان گِل فرا گرفته است كه گويی سيلابهای اوليه اندكی پيش از روی زمين واپس نشستهاند.
و عجب نخواهد بود اگر آدم با«مگالوسوروس»ی، روبهرو شوی كه نزديك چهل پا طول آن است، و چون مارمولك فيلآسايي به سنگينی از«هوبورن هيل» بالا میخزد.
🟨 @Sdjdm_ir
📮 انگار دلبستن و حس تعلق، برای من یکی حرام است. من مرض رفتن دارم! میروم تا آدمها دلشان به حالم بسوزد. میروم تا دلشان برایم تنگ شود. میروم چون نسخ لیس و بوسههای خداحافظیهای تلخم. نسخیام اما تمامی ندارد. هرکجا که میروم دو روز بعد دوباره باید بروم، وگرنه…
از اینجا بخوانید:
✻ Vaqayet.com
🟥 @Sdjdm_ir
سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی
📮 انگار دلبستن و حس تعلق، برای من یکی حرام است. من مرض رفتن دارم! میروم تا آدمها دلشان به حالم بسو
✻ آنچه که خواندید، بخشهایی بود از جستار "اسفار یک کروکودیل تنها"، نوشتهی مهدی داورپناه، در شمارهی ۱۲۶ نشریه وقایع اتفاقیه.
🔻[ادامهی این جستار در سایت اختصاصی نشریه]
🟥 @Sdjdm_ir
🎬 اکران و تحلیل فیلم گاو 🎬
✻ کانون فیلم سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی برگزار میکند!
♦️ تسهیلگر:
محمدرضا عطار | دانشجوی ادبیات نمایشی، دبیر کانون فیلم سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی
🗓 زمان:
چهارشنبه، ۲۳ اردیبهشتماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۶
📍مکان:
پردیس دانشگاه فردوسی، ساختمان مرکزی جهاد دانشگاهی، سالن دکتر کاظمی آشتیانی
جهت ثبت نام به آیدی زیر در پیامرسان بله، پیام دهید:
🆔 @reza_at
• ظرفیت محدود❗️
🟨 @Sdjdm_ir
معرفی کتاب چشمهایش.mp3
زمان:
حجم:
3.8M
✻ اینروزها چه کتابی بخونیم خوبه؟
✉️| چشمهایش
- فضای داستان «چشمهایش» ما را میبرد به سالهای پایانی حکومت رضاشاه؛ دورهای پر از خفقان، ترس و ناامیدی. فضایی که بزرگ علوی با دقت و ظرافت، آن را تیره و سنگین تصویر میکند.
در مرکز این داستان، شخصیتی مرموز قرار دارد: *استاد ماکان*. نقاشی مشهور و در عین حال مبارزی سیاسی که بهدلیل مخالفت با حکومت تبعید شد و در همان تبعید هم از دنیا رفت. اما زندگی او پر از رازهایی است که هیچوقت بهطور کامل روشن نشد.
سالها بعد، یکی از تابلوهای او در مدرسهای به نمایش گذاشته میشود. تابلویی که ماکان روی آن تنها یک کلمه نوشته است: «چشمهایش».
همین یک کلمه، سؤالی بزرگ ایجاد میکند.
چشمهای چه کسی؟
«چشمهایش» فقط یک داستان عاشقانه نیست. رمانی است دربارهی عشق، سیاست، راز و حقیقتی که سالها پشت یک تابلو نقاشی پنهان مانده است.
#معرفی_کتاب #چشمهایش #بزرگ_علوی
🟨 @Sdjdm_ir
سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی
✻ اینروزها چه کتابی بخونیم خوبه؟ ✉️| چشمهایش - فضای داستان «چشمهایش» ما را میبرد به سالهای پای
بُرش |
📄 گفت: دختر، اینطور به من نگاه نکن! این چشمهای تو بالاخره مرا وادار به یک خبط بزرگی در زندگی خواهد کرد. گفتم: «این خبط شما آرزوی من است.»
[در طاقچه بخونید ]
🟨 @Sdjdm_ir
📮خب نمیدانم. این روزها هیچچیز را نمیدانم. این روزها، حتی نمیدانم چه چیزی را دوست دارم؟ چه چیزی ارزش تلاشکردن دارد؟ چه چیزی سر ذوقم میآورد؟ چه برنامهای برای آینده دارم؟ هیچکدام را نمیدانم. شاید جواب همه این سوالها هیچ است. هیچ چیزی سر ذوقم نمیآورد و هیچ برنامهای برای آینده ندارم.
تنها رویایم، خانهای دنج در گوشهای است که پذیرای خودم و تنهاییام باشد. بدون هیچگونه ارتباطی و بدون هیچ کار و وظیفهای برای انجامدادن. تنها چیزی که از بیرون میخواهم خبر گهگاهی از سلامتی خانوادهام است و دیگر هیچ.
از اینجا بخوانید:
✻ Vaqayet.com
🟥 @Sdjdm_ir
سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی
📮خب نمیدانم. این روزها هیچچیز را نمیدانم. این روزها، حتی نمیدانم چه چیزی را دوست دارم؟ چه چیزی ا
✻ آنچه که خواندید، بخشهایی بود از جستار "مگر آدم از چیزی که دوست دارد هم فرار میکند؟"، نوشتهی فاطمه جعفری، در شمارهی ۱۲۶ نشریه وقایع اتفاقیه.
🔻[ادامهی این جستار در سایت اختصاصی نشریه]
🟥 @Sdjdm_ir
18.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تربت جام در بهار ۱۴۰۵ |
✻ در بیستویکمین دوره طرح ملی «ایران؛ مرز پرگهر»، اردوی فرهنگی بازدید از تربت جام، روز سهشنبه ۲۲ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ با حضور ۶۳ نفر از دانشجویان دختر دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد.
🦌 در این اردو، شرکتکنندگان از آرامگاه شیخ احمد جام، مسجد عتیق، مسجد کرمانی، آبانبار، مجموعه فرهنگی رباط جام و موزه مردمشناسی بازدید کردند و با تماشای نسخ خطی کهن قرآن، از جمله قرآنی نفیس به وزن ۱۷ کیلوگرم و آراسته به ۲.۵ کیلوگرم طلا، با بخشی از میراث ارزشمند این دیار آشنا شدند. نوای دلنشین موسیقی مقامی با هنرنمایی استاد دامنپاک و بازدید از سایت پرورش و تکثیر آهوی چشمهگل نیز از دیگر لحظههای بهیادماندنی این سفر بود.
💌 این اردو رضایت ۹۲ درصدی شرکتکنندگان را به همراه داشت.
🟨 @Sdjdm_ir
جای خالی سلوچ.mp3
زمان:
حجم:
1.5M
✻ اینروزها چه کتابی بخونیم خوبه؟
✉️ | جای خالی سلوچ
- «جای خالی سلوچ» رمانی از محمود دولتآبادی و یکی از ماندگارترین آثار ادبیات معاصر ایران است؛ روایتی تلخ و عمیق که در روستایی دورافتاده میگذرد، جایی که زندگی با فقر، سختی و بیعدالتی گره خورده است.
همهچیز از روزی آغاز میشود که سلوچ ناگهان و بیهیچ توضیحی ناپدید میشود و پشت سرش خانهای بر جا میماند با زنی که حالا باید به تنهایی از فرزندانش مراقبت کند و بار سنگین زندگی را به دوش بکشد. در مرکز این داستان، زنی ایستاده که میان دو احساس متضاد گرفتار است؛ از یک سو هنوز دلبستهی سلوچ است و از سوی دیگر، از رفتن ناگهانی او زخمی عمیق و خشمی پنهان در دل دارد. دولتآبادی با نثری شاعرانه و در عین حال صریح، زندگی آدمهایی را تصویر میکند که زیر فشار فقر و مناسبات ناعادلانه اجتماعی، هر روز برای دوام آوردن میجنگند.
«جای خالی سلوچ» فقط داستان غیبت یک مرد نیست، بلکه روایت جای خالی چیزی است که وقتی از زندگی حذف میشود، همهچیز را دگرگون میکند؛ روایتی از رنج، استقامت و زیستن در جامعهای که میان گذشته و آینده معلق مانده است.
#معرفی_کتاب #جای_خالی_سلوچ #محمود_دولت_آبادی
🟨 @Sdjdm_ir