معرفی کتاب روح پراگ.mp3
زمان:
حجم:
2.7M
معرفی کتابهای باشگاه کتابخوانی هفتگی |
نهمین جلسه: روح پراگ 🌉
- تا حالا شده فکر کنید یک شهر چطور میتونه سالها زیر فشارِ دیکتاتوری، جنگ و شکست، باز هم «خودش» باقی بمونه؟ پراگ، شهرِ ایوان کلیما، دقیقاً همینطوره. شهری که همیشه انگار یک چیزی تویِ قلبش داشته که هیچ قدرتی نتونسته اون رو تسخیر کنه.
کلیما توی کتاب «روح پراگ» خیلی قشنگ ما رو با خودش به کوچهپسکوچههای پراگ میبره. اون از پراگی میگه که تویِ دوران خفقان، با «طنز» به جنگِ پوچیِ قدرت رفته. جالبه، نه؟ اینکه مردمش به جایِ خشمِ بیحاصل، با زیبایی و حافظه، در برابرِ فراموشی ایستادن.
اما نکتهی طلایی کتاب، جاییه که کلیما از دوران آزادی حرف میزنه. اون با خودش فکر میکنه که خب، حالا که دیکتاتوری رفته، آیا پراگ باز هم میتونه زنده بمونه؟ یا قراره زیرِ زبالههایِ مصرفگرایی، بیتفاوتی و بیمعنایی دفن بشه؟ این سوال، خیلی تکوندهندهست. اینکه آزادی، اگر با وجدان و اخلاق همراه نشه، میتونه خطرناکتر از هر دیکتاتوریای باشه.
🟨 @Sdjdm_ir
سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی
معرفی کتابهای باشگاه کتابخوانی هفتگی | نهمین جلسه: روح پراگ 🌉 - تا حالا شده فکر کنید یک شهر چطور
بُرش |
📄 قدرت توتالیتری معمولا منکر میشود که اصلا بحرانی وجود دارد، و میکوشد از این موقعیت به نفع خویش بهره ببرد. یعنی میکوشد هر آن چیزی را که تا همین اواخر یک نیاز معمولی انسانی بود یک امتیاز مهم جلوه دهد، که بهخاطر همین توتالیتاریسم بدل به چیزی نایاب شده است. آنگاه به شهروندانش رشوه میدهد: حق داشتن سقفی بالای سرخود بدل به یک امتیاز میشود، و همچنین حق داشتن غذایی سالم، بهداشت و درمان، اطلاعات سانسور نشده، اجازه سفر، تعلیم و تربیت، گرما، و سرانجام خود زندگی.
📖 در طاقچه بخونید
🟨 @Sdjdm_ir
✉️ چرا ذهن ما مثل یک سرباز از خودش دفاع میکند؟
قانون «حصار چسترتون» میگوید: تا نفهمیدهای چرا حصاری ساخته شده، حق خراب کردنش را نداری. تفکر سرباز هم همین حصار را دارد. شاید سادهترین راه برای قضاوت نباشد، اما شش دلیل قدرتمند پشت آن نهفته است:
۱. راحتی– انکار مشکلات و گفتن «مشکلی نیست!» یا باور به «انگور ترش» (همان روباهی که میگوید انگورها ترشاند چون بهشان نمیرسد) ما را از احساسات ناخوشایند دور میکند.
۲. عزت نفس– باورهایی میسازیم که از خودمان محافظت کند: ثروتمند نیستم ولی سالمم، دوستان کم دارم چون مردم از من میترسند، نمره مهم نیست.
۳. روحیه– خوشبینی غیرمنطقی به ما جرئت میدهد. کارآفرینان شانس موفقیت خود را ۱۰ از ۱۰ میدانند، در حالی که واقعیت یک به ده است. همین توهم به آنها قدرت ادامه میدهد.
۴. ترغیب– خودمان را قانع میکنیم تا بتوانیم دیگران را قانع کنیم. لیندون جانسون تمرین میکرد تا باوری را باور کند که بعداً به کمکش بیاید.
۵. تصویر– باورهایی را برمیگزینیم که ما را خوب نشان دهد. مثل کسی که مخالفتش با یک ساختمان جدید را به حساب محیط زیست میگذارد، نه ارزش ملک خودش.
۶. تعلق– با گروه همراه میشویم تا طرد نشویم. حتی اگر اجماع گروه اشتباه باشد، پذیرش آن راحتتر از تنها ماندن است.
اما نکتهٔ مهم: تفکر سرباز همیشه به نفع ما نیست. دانشجویان حقوقی که کاملاً به حقانیت طرف خود ایمان دارند، پروندههای کمتری میبرند. شاید بهتر باشد عزت نفس را با اصلاح واقعی کاستیها بالا ببریم، نه با انکارشان. و شاید گاهی بهجای همراهی با گروهی که با ما همخوانی ندارد، گروهی متناسبتر با ارزشهایمان پیدا کنیم.
📚 برگرفته از کتاب طرز فکر پیشاهنگی اثر جولیا گالف
#روانشناسی
🟨 @sdjdm_ir
📮 تصور میکنم باید از دنبال بدترینها گشتن دست بکشیم. بدها از بدترها و بدترینها، قدرت بیشتری برای تخریب دارند. کمی گذشت، از عمری که لجامگسیخته در حال عبور بود و من احساس میکردم هیچ اتفاق بد مخصوصی، یا حادثهی قهری ناگواری برایم نیفتاده است؛ اما لایههای درونی وجودم، احساساتی چون ناکامی و جهل و غمی فشرده را بیٰآنکه منشائی شفاف و قابل وصف داشته باشد، به دوش میکشید.
از اینجا بخوانید:
✻ Vaqayet.com
🟥 @sdjdm_ir
سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی
📮 تصور میکنم باید از دنبال بدترینها گشتن دست بکشیم. بدها از بدترها و بدترینها، قدرت بیشتری برای
✻ آنچه که خواندید، بخشهایی بود از جستار "قطرههای خباثت، دریای عدم میسازند"، نوشتهی مریم مصدقیان، در شمارهی ۱۲۳ نشریه وقایع اتفاقیه.
🔻[ادامهی این جستار در سایت اختصاصی نشریه ]
🟥 @sdjdm_ir
15.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ده کلاسیک |
🟥 شنل قرمزی و هانسل و گرتل چه ربطی به گل تاریخی اینیستا در فینال جام جهانی دارند؟ چرا وقتی از بلژیک حرف میزنیم، نام تنتن و کوین دیبروینه کنار هم قرار میگیرد؟ ⚽️
🏆 در آستانه جدال حساس ایران و بلژیک در جام جهانی، این بار از زاویهای متفاوت به فوتبال نگاه میکنیم؛ جایی که ادبیات و مستطیل سبز به هم میرسند.
در این آیتم، سراغ داستانها، نویسندگان و شخصیتهایی میرویم که فراتر از کتابها زندگی کردهاند و ردپایشان را میتوان در فرهنگ فوتبالی ملتها پیدا کرد.
- این آیتم گوشهای از قسمت سوم فصل سوم برنامه ده کلاسیک سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی است.
برای دیدن نسخه کامل آیتم، کلیک کنید.
🎥
#جام_جهانی۲۰۲۶ #ده_کلاسیک
🟨 @sdjdm_ir
📮نمیدانم یکجور سپر دفاعی است، خصیصهای ذاتی، یا سرّی دیگر؛ اما من خیلی خوب از یاد میبرم! از یاد میبرم که نیمساعت دیگر زیر غذا را خاموش کنم، از خانه که میروم آنچیزهایی را که مامان در اساماس گفته بود با خودم بردارم، درسم را بهموقع بخوانم، فلانکار را بکنم یا بهمان کار را به کسی یادآوری کنم.
از اینجا بخوانید:
✻ Vaqayet.com
🟥 @sdjdm_ir
سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی
📮نمیدانم یکجور سپر دفاعی است، خصیصهای ذاتی، یا سرّی دیگر؛ اما من خیلی خوب از یاد میبرم! از یاد م
✻ آنچه که خواندید، بخشهایی بود از جستار "خواستن در زمانهی سخت"، نوشتهی صبا علیمحمدی، در شمارهی ۱۲۷ نشریه وقایع اتفاقیه.
🔻[ادامهی این جستار در سایت اختصاصی نشریه ]
🟥 @sdjdm_ir
معرفی کتاب سهشنبه ها با موری .mp3
زمان:
حجم:
3.5M
✻ اینروزها چه کتابی بخونیم خوبه؟
✉️| سهشنبهها با موری
«تصور کن یه روز معمولی، تلویزیون رو روشن میکنی و ناگهان چهرهی آشنایی رو میبینی که سالهاست ازش بیخبری؛ استادِ محبوبت.
اون «موری شوارتز»ئه. استادی که حالا با یک بیماریِ نادر دستوپنج نرم میکنه؛ بیماریای که روزهای عمرش رو یکییکی میشماره. اما موری، به جای پنهان شدن در سایهی ترس، با نگاهِ عمیقش به زندگی و مرگ، تبدیل به چراغی شده که حتی تلویزیون هم نمیتونه درخشش رو نادیده بگیره.
«میچ آلبوم»، شاگردِ قدیمی موری، همونجا پشتِ صفحهی تلویزیون، استادش رو میبینه. خاطراتِ کلاسها، مهربونیها و اون سالهایِ دور، یهباره زنده میشن. میچ طاقت نمیاره؛ استادش رو پیدا میکنه و این شروعِ یک پیمانِ دوبارهست: هر سهشنبه، یک دیدار.
این سهشنبهها برای میچ، تبدیل میشه به کلاسِ درسی که تا ابد در ذهنش موندگار میمونه. موری که حالا مرگ رو جرعهجرعه مینوشه، چیزی رو پنهان نمیکنه. از عشق، ترس، تنهایی و ارزشِ واقعیِ آدمها میگه. جملههاش سادهن، اما درست میزنن به قلبِ ما.
او از تو نمیپُرسه چقدر موفقی؛ میپرسه چقدر «واقعاً» زندگی کردی؟
«سهشنبهها با موری» فقط داستانِ یک استاد و شاگرد نیست؛ کلاسِ درسیه دربارهی زندگی. برای همهی ماهایی که همیشه فکر میکنیم وقت هست... در حالی که شاید، زمانِ نگاهِ دوباره به خودمون، همین الان باشه.»
#معرفی_کتاب
🟨 @sdjdm_ir
بُرش |
📄 موری گفت: «میدونی میچ، اشکال اینه که همه عجله دارند. مردم به مفهومی در زندگیشون نرسیدن، به همین دلیل همیشه شتاب دارند که آن را بیابند. به فکر ماشین نو، خونه نو و شغل تازه هستند. بعد میبینند که اینها تهی و بیمعنا هستند. برای همین به دویدن ادامه میدهند.»
[در طاقچه بخونید ]
🟨 @sdjdm_ir
✉️ خیلیها فکر میکنند منطقی هستند، اما احساس بیطرفی، خودش بزرگترین تله است. نمونهاش: فردی در ردیت میخواست دختر موردعلاقهاش گربهاش را واگذار کند، با این استدلال که «خواهشم کاملاً آرام و منطقی بود!». اما کاربران یکصدا به او گفتند: «نفرتانگیزترین کار همین است!» چون برای دیگران، حیوانات خانگی بخشی از هویتشان هستند، نه یک وسیلهٔ اضافی.
جالب اینجاست که باهوشتر بودن، تو را بیطرفتر نمیکند؛ تحقیقات نشان داده با افزایش سواد علمی، افراد در مسائل ایدئولوژیک افراطیتر میشوند، نه معتدلتر. هوش فقط یک ابزار است؛ میتوانی از آن برای دیدن واقعیت استفاده کنی، یا برای دفاع از باورهایت؛ درست مثل دانشمندی که بهجای بررسی ادعای تجاوز دوستش، به دوستیِ خودش رأی داد.
تنها نشانهٔ واقعی تفکر بیطرفانه، رفتار است، نه ادعا. کسی که واقعاً به حقیقت اهمیت میدهد، اشتباه خود را میپذیرد، در برابر انتقاد تدافعی نمیشود، برای ردّ حرفهای خودش تحقیق میکند، از اطلاعات جانبدارانه دوری میکند، و منتقدانی منطقی را تحمل و حتی از آنها تشکر میکند؛ مثل داروین که نقدی تند را «منصفانه» خواند و از نویسندهاش قدردانی کرد.
اگر تا حالا هیچوقت حس نکردهای که ذهنت مثل یک سرباز از باورهایت دفاع میکند، احتمالاً فقط از آن بیخبری، نه اینکه استثنا باشی. تفکر بیطرفانه، یک عادت است، نه یک ویژگی ذاتی. و مثل هر عادت دیگری، با تمرین و ابزار درست به دست میآید.
📚 برگرفته از کتاب طرز فکر پیشاهنگی اثر جولیا گالف
#روانشناسی
🟨 @sdjdm_ir
معرفی کتاب شازده کوچولو.mp3
زمان:
حجم:
2.4M
✻ اینروزها چه کتابی بخونیم خوبه؟
✉️ | شازدهکوچولو
- تا حالا به این فکر کردید که چقدر از اون دنیایِ شفافِ کودکی دور شدیم؟ شازده کوچولو، مسافرِ کوچکی که از اخترکِ ب۶۱۲ اومده، یادآورِ همون دنیاییه که ما لابلایِ مشغلههایِ بزرگسالی، فراموشش کردیم.
قصهی ما با یک هواپیمایِ خراب، یک خلبانِ سردرگم و شازدهای شروع میشه که گلی مغرور توی سیارهاش داره که عاشقشه. او توی سفرش به زمین، با آدمهایی برخورد میکنه که بهشدت عجیبند؛ آدمهایی که اونقدر درگیرِ منطقهایِ بیمعنیِ خودشون شدن که یادشون رفته زندگی، فراتر از این حرفهاست.
اما در این میان، دوستیِ عمیقی بین خلبان و شازده شکل میگیره. یک دوستی که به خلبان یاد میده دوباره نگاه کنه، دوباره بپرسه و دوباره عشق رو در سادهترین چیزها پیدا کنه.
«شازده کوچولو» فقط قصهی یک کودک نیست؛ قصهیِ تمامِ ماست. قصهیِ اون بخشی از روحِ ما که همیشه دنبالِ معنا میگرده. اگر امروز حس کردید که دنیا براتون بیش از حد عجیب شده، چند دقیقهای وقت بگذارید و دوباره با این کوچولویِ سیارهیِ ب۶۱۲ همسفر بشید. شاید پاسخِ خیلی از سوالهاتون، همینجا، بینِ صفحاتِ این کتابِ کوچک باشه.
#معرفی_کتاب #شازده_کوچولو
🟨 @sdjdm_ir