eitaa logo
سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی
295 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
138 ویدیو
14 فایل
✻ کانال اطلاع‌رسانی سازمان دانشجویان جهاددانشگاهی خراسان رضوی. ارتباط با مدیر کانال: @sdjdm_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی
🏞بازدید از جاذبه‌های فرهنگی تربت جام 🏞 ✻ سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی با همکاری معاونت
🚎 در این بازدید هیجان‌انگیز، قراره باهم کجاها بریم؟ 🔹 مزار شیخ احمد جام: بازدید از مسجد عتیق، مسجد شاهرخ و مسجد کرمانی 🔹 بازدید از مجموعه‌ی فرهنگی رباط جام بازدید از موزه‌ی مردم‌شناسی و اجرای موسیقی مقامی 🔹 اقامت و استراحت در روستای بزد 🔹 بازدید از بافت سنتی روستای بزد و کارگاه‌های فَرَدبافی 🔹 بازدید از سایت تکثیر و پرورش آهوی چشمه گل از طبیعت سبزِ اردیبهشت‌ماه، در کنار دوست‌هات یک تجربه‌ی به‌یادموندنی بساز. 💚 جهت ثبت نام و یا کسب اطلاعات بیش‌تر به آیدی ما در بله پیام بدین. 🆔 @sdjdm_admin ‌ ‌ ‌ ‌ 🟨 @Sdjdm_ir
✉️ ما اغلب در دام «تثبیت» گرفتاریم؛ به باورهای فعلی خود می‌چسبیم و از تغییر استقبال نمی‌کنیم. اما اگر واقعاً خواهان رهبری یا رشد باشیم، باید یاد بگیریم چطور در گفت‌وگوها دیگران را به بازاندیشی واداریم. کلید این کار در مهارت «گوش دادن» نهفته است؛ نه از موضع پند و اندرز، بلکه با کنجکاوی یک دانشمند یا همدلی یک درمانگر. وقتی با پرسش‌های عمیق به دنیای درونی طرف مقابل وارد می‌شویم، او را به تماشای دیدگاه‌هایش از زاویه‌ای نو دعوت می‌کنیم؛ درست مانند آنچه در مصاحبه‌های انگیزشی یا مذاکرات موفق رخ می‌دهد. همان‌طور که در داستان بتی بیکامپ دیدیم، شنیدن فعال و همدلانه راه را برای تغییر هموار می‌سازد. به‌جای ارائهٔ راه‌حل‌های آماده، کمک می‌کنیم افراد خودشان به راه‌حل برسند. این فرایند آن‌ها را قادر می‌سازد باورهایشان را بازنگری کنند و به پتانسیل واقعی خود دست یابند. رهبری مؤثر یعنی هدایت کردن، نه تحمیل کردن؛ یعنی ایجاد فضایی که در آن دیگران بتوانند آزادانه به افکارشان دوباره فکر کنند و بهترین مسیر را برای خود کشف کنند. این است قدرت واقعی تغییر از درون. 📚 برگرفته از کتاب دوباره فکر کن اثر آدام گرنت 🟨 @Sdjdm_ir
🪔 این‌جا چراغی روشن است!🪔 ✻ باشگاه کتاب‌خوانی هفتگی؛ گفت‌وگو در دنیای کتاب ‌- 📚کتاب سومین‌جلسه: کورسرخی؛ روایت‌هایی از جان و جنگ | اثر عالیه عطایی ♦️ تسهیل‌گر: نیلوفر قاآنی | دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق نفت و گاز 🗓 زمان برگزاری: پنج‌شنبه، ۲۴ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۶ 📍مکان: ساختمان مرکزی جهاد دانشگاهی، طبقه سوم، سالن جلسات جهت عضویت در گروه و ثبت نام به آی‌دی زیر در پیام‌رسان بله، پیام دهید: 🆔 @mehraneh_mahdinia • ظرفیت محدود❗️ 🟨 @Sdjdm_ir
16.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
• واگویه‌های فلسفه | 🪑 چطور ملال، لذت زندگی‌کردن را از ما می‌گیرد؟ زمانی که ملال مارا درگیر خودش می‌کند، داشته‌ها و امکانات ما برایمان عادی و تکراری می‌شود. این‌که به راحتی فراموش کنیم ما در عصری زندگی می‌‌کنیم که آنتی‌بیوتیک یا حتی درمانی برای دندان‌درد وجود دارد! بعد از این ملال، ما آرام‌آرام به سمت لذت‌های جدید سوق پیدا می‌کنیم. اما همان لذت‌ها هم در نهایت به تعبیر اریک فروم، منجر به حالت سازگاری لذتی می‌شود. هرچند دارایی‌ها تغییر کند، اما آدم‌ها همان باقی می‌مانند... سلسله‌نشست‌های بررسی کتاب که به همت سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی در تابستان سال ۱۴۰۳ برگزار شد.📖 ‌ ‌ 🟨 @Sdjdm_ir
سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی کتاب خانه قانون زده_mixdown.mp3
زمان: حجم: 4M
✻ این‌روزها چه کتابی بخونیم خوبه؟ ✉️ | خانه‌ی قانون‌زده - تا حالا شده حس کنید توی یه بن‌بستِ بی‌پایان گیر افتادید؟ جایی که هرچی بیشتر دست و پا می‌زنید، بیشتر غرق می‌شید؟ چارلز دیکنز در سال ۱۸۵۳، ما رو می‌بره به دلِ تاریک‌ترین و مه‌آلودترین راهروهای دادگاه‌های لندن؛ به جایی که بهش می‌گن: «خانه قانون‌زده». داستان درباره‌ی پرونده‌ایه که انگار طلسم شده؛ پرونده‌ی معروفی به اسم «جارندایس و جارندایس». نزدیک به چهل ساله که این دعوای حقوقی بر سرِ یک ارثیه بزرگ ادامه داره. اما تلخیِ ماجرا اینجاست: این ثروت اون‌قدر دست‌به‌دست شده و هزینه‌های دادگاه و وکیل بالا رفته که عملاً چیزی از اون ارث باقی نمونده! در واقع، قانون داره ذره‌ذره زندگیِ وارث‌ها رو می‌بلعه. اگه دنبال قصه‌ای هستید که هم معمایی باشه، هم عاشقانه و هم تصویری واقعی از نبردِ انسان با سرنوشت و قانون... شک نکنید که باید واردِ این «خانه» بشید. این کتاب، تجربه‌ایه که دیدِ شما رو به عدالت و صبر، برای همیشه عوض می‌کنه. 🟨 @Sdjdm_ir
سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی
✻ این‌روزها چه کتابی بخونیم خوبه؟ ✉️ | خانه‌ی قانون‌زده - تا حالا شده حس کنید توی یه بن‌بستِ بی‌پای
بُرِش| 📄 دوره‌ی كار عدالت‌خانه عظمی، پس از تعطيلات عيد حضرت ميكائيل، تازه آغاز شده و قاضی‌القضات در لينكلنز به قضا نشسته است. هوای ماه نوامبر سخت طوفانی است. كوچه‌ها و خيابان‌ها را چنان گِل فرا گرفته است كه گويی سيلاب‌های اوليه اندكی پيش از روی زمين واپس نشسته‌اند. و عجب نخواهد بود اگر آدم با«مگالوسوروس»ی، روبه‌رو شوی كه نزديك چهل پا طول آن است، و چون مارمولك فيل‌آسايي به سنگينی از«هوبورن هيل» بالا می‌خزد. 🟨 @Sdjdm_ir
📮 انگار دلبستن و حس تعلق، برای من یکی حرام است. من مرض رفتن دارم! می‌روم تا آدم‌ها دلشان به حالم بسوزد. می‌روم تا دلشان برایم تنگ شود. می‌روم چون ‌نسخ‌ لیس و بوسه‌های خداحافظی‌های تلخم. نسخی‌ام اما تمامی ندارد. هرکجا که می‌روم دو روز بعد د‌وباره باید بروم، وگرنه… از این‌جا بخوانید: ✻ Vaqayet.com ‌ ‌ 🟥 @Sdjdm_ir
🎬 اکران و تحلیل فیلم گاو 🎬 ✻ کانون فیلم سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی برگزار می‌کند! ♦️ تسهیل‌گر: محمدرضا عطار | دانشجوی ادبیات نمایشی، دبیر کانون فیلم سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی 🗓 زمان: چهارشنبه، ۲۳ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۶ 📍مکان: پردیس دانشگاه فردوسی، ساختمان مرکزی جهاد دانشگاهی، سالن دکتر کاظمی آشتیانی جهت ثبت نام به آی‌دی زیر در پیام‌رسان بله، پیام دهید: 🆔 @reza_at ‌ ‌ • ظرفیت محدود❗️ ‌ 🟨 @Sdjdm_ir
معرفی کتاب چشم‌هایش.mp3
زمان: حجم: 3.8M
✻ این‌روزها چه کتابی بخونیم خوبه؟ ✉️| چشم‌هایش - فضای داستان «چشم‌هایش» ما را می‌برد به سال‌های پایانی حکومت رضاشاه؛ دوره‌ای پر از خفقان، ترس و ناامیدی. فضایی که بزرگ علوی با دقت و ظرافت، آن را تیره و سنگین تصویر می‌کند. در مرکز این داستان، شخصیتی مرموز قرار دارد: *استاد ماکان*. نقاشی مشهور و در عین حال مبارزی سیاسی که به‌دلیل مخالفت با حکومت تبعید شد و در همان تبعید هم از دنیا رفت. اما زندگی او پر از رازهایی است که هیچ‌وقت به‌طور کامل روشن نشد. سال‌ها بعد، یکی از تابلوهای او در مدرسه‌ای به نمایش گذاشته می‌شود. تابلویی که ماکان روی آن تنها یک کلمه نوشته است: «چشمهایش». همین یک کلمه، سؤالی بزرگ ایجاد می‌کند. چشم‌های چه کسی؟ «چشمهایش» فقط یک داستان عاشقانه نیست. رمانی است درباره‌ی عشق، سیاست، راز و حقیقتی که سال‌ها پشت یک تابلو نقاشی پنهان مانده است. 🟨 @Sdjdm_ir
سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی
✻ این‌روزها چه کتابی بخونیم خوبه؟ ✉️| چشم‌هایش - فضای داستان «چشم‌هایش» ما را می‌برد به سال‌های پای
بُرش | 📄 گفت: دختر، اینطور به من نگاه نکن! این چشم‌های تو بالاخره مرا وادار به یک خبط بزرگی در زندگی خواهد کرد. گفتم: «این خبط شما آرزوی من است.» [در طاقچه بخونید ] 🟨 @Sdjdm_ir