eitaa logo
سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی
295 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
138 ویدیو
14 فایل
✻ کانال اطلاع‌رسانی سازمان دانشجویان جهاددانشگاهی خراسان رضوی. ارتباط با مدیر کانال: @sdjdm_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی
معرفی کتاب‌های باشگاه کتاب‌خوانی هفتگی | هفتمین جلسه: چگونه با هرکسی صحبت کنیم 🗣 - «چگونه با هر کس
بُرش | وقتی از روی عمد و قصد به کسی نگاه می‌کنید، ضربان قلب طرف مقابل را افزایش می‌دهید و موجب ترشح ماده‌ای شبیه آدرنالین در خون او می‌شوید. این همان واکنش فیزیکی است که وقتی اشخاص عاشق می‌شوند بروز می‌دهند. وقتی شما آگاهانه تماس چشمی خود را افزایش می‌دهید، اشخاص در موقعیتهای مختلف تصور می‌کنند نظر موافق شما را جلب کرده‌اند. [در طاقچه بخونید ] 🟨 @sdjdm_ir
📮 در دنیای مدرن که با فرصت‌های بی‌پایان و تکنولوژی‌های معجزه‌آسایش به ما امکان بازآفرینی دوباره و دوباره می‌دهد، روابط انسانی هنوز یکی از پیچیده‌ترین قلمروها باقی مانده‌اند. در چنین شرایطی که شاکی از طراحان واتساپ، دوست نداریم حتی وقتی از ارسال پیامی پشیمان شدیم، هیچ‌گونه اثری از آن باقی بماند، طلاق همچنان یک تصمیم بدون Ctrl+Z باقی مانده است. تجربه‌ای که در آن چاره‌ای نداریم جز اینکه پای نتایج انتخاب‌هایمان بایستیم و حقیقت گاهی تلخ و بیرحم را بدون هیچ فرصتی برای اصلاح بپذیریم. از این‌جا بخوانید: ✻ Vaqayet.com ‌ ‌ 🟥 @sdjdm_ir
☀️خاک و خاطره☀️ ✻ ویژه‌برنامه‌ی گردشگری دانشجویی 🌲 فصل دوم: روستای تاریخی کنگ مقاصد تاریخی: - گورستان تاریخی کنگ - گشت و گذار در طبیعت - آبشار و رودخانه کنگ باهمراهی: آقای رضا سلیمان‌نوری | خراسان‌پژوه، روزنامه‌نگار و نویسنده 🗓 زمان: پنج‌شنبه، ۲۱ خردادماه ۱۴۰۵، ساعت ۸ تا ۱۸ 📍محل حرکت: پردیس خوابگاه علوم پزشکی، مقابل ورودی خوابگاه‌های بهارستان 💳هزینه ثبت نام بازدید: ۲۰۰ هزارتومان برای عموم دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی همراه با پذیرایی میان‌وعده و ناهار☀️ ویژه دانشجویان دختر🙋🏻‍♀ ثبت نام از طریق لینک زیر (شروع ثبت نام از فردا، ۱۷ خردادماه ۱۴۰۵، ساعت ۹ صبح: 📲 http://farhangi.mums.ac.ir 🟨 @Sdjdm_ir
⚜ نقش‌اندیشی ⚜ ✻ سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی با همکاری شرکت فرش آستان قدس رضوی برگزار می‌کند! 🐦‍🔥 نشست تخصصی فرش دست‌باف ایران؛ گفت‌وگو برای شناخت دوباره فرش ایرانی به‌مناسبت روز ملی فرش ایران میهمانان: ♦️ دکتر حمید کارگر | پژوهش‌گر فرش و عضو کمیته فرش فرهنگستان هنر ♦️ دکتر داود شادلو | پژوهش‌گر فرش و عضو هیأت علمی دانشگاه هنر شیراز 🗓 زمان: سه‌شنبه، ۱۹ خردادماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۷ 📍 مکان: سه‌‌راه ادبیات، تالار فردوسی فرهنگ‌سرای جهاد دانشگاهی همراه با برگزاری نمایشگاه فرش و تابلوفرش دست‌باف، معرفی مراحل رنگرزی، ریسندگی، طراحی و بافت فرش و اجرای موسیقی مقامی خراسان 🪢 🟨 @Sdjdm_ir
معرفی کتاب کوری.mp3
زمان: حجم: 2.1M
✻ این‌روزها چه کتابی بخونیم خوبه؟ ✉️ | کوری - تصور کنید در یک روز عادی پشت چراغ قرمز ایستاده‌اید و درست در لحظه‌ی سبز شدن، ناگهان همه چیز را از دست می‌دهید؛ این آغاز هولناک و تأمل‌برانگیز رمان «کوری»، اثر مشهور ژوزه ساراماگو است. در این داستان، نوعی کوریِ متفاوت و همه‌گیر شیوع پیدا می‌کند که نه تاریکی، بلکه «سفیدی مطلق» است؛ گویی دنیا در دریایی از نور غرق شده باشد. ساراماگو برای تعمیمِ این فاجعه به تمام بشریت، از نام‌گذاری شخصیت‌ها خودداری کرده و آن‌ها را تنها با القابی ساده نظیر «همسر چشم‌پزشک» یا «مردی که اول کور شد» توصیف می‌کند. با گسترش این بیماری، نظم اجتماعی به سرعت فرو می‌پاشد، اعتماد رنگ می‌بازد و انسان‌ها در مواجهه با شرایط بحرانی، چهره‌ای متفاوت از ذات خود را به نمایش می‌گذارند. در حقیقت، «کوری» بیش از آنکه روایتِ از دست دادن بیناییِ جسمانی باشد، هشداری است درباره‌ی نوعی نابیناییِ عمیق‌تر؛ یعنی نادانی، بی‌تفاوتی و فراموشیِ انسانیت. این رمان که شهری متمدن را در مسیر سقوط به مرز بربریت به تصویر می‌کشد، با جمله‌ی تأثیرگذارِ «وقتی می‌توانی ببینی، نگاه کن؛ و وقتی می‌توانی نگاه کنی، رعایت کن»، خواننده را در برابر پرسشی بنیادین قرار می‌دهد: اگر روزی تمامِ ساختارهای تمدن فرو بریزد، حقیقتِ وجودیِ انسان‌ها چه خواهد بود؟ 🟨 @sdjdm_ir
بُرش| 📄 «برای هر کسی لحظاتی وجود دارد که احساس درماندگی می‌کند. خداراشکر که هنوز می‌توانیم گریه کنیم. گاهی اوقات اشک ریختن تنها راه نجات است. مواقعی است که اگر نتوانیم گریه کنیم به قیمت زندگیمان تمام می‌شود.» [در طاقچه بخونید ] 🟨 @sdjdm_ir
🏜 اکران و تحلیل فیلم هامون 🏜 ✻  کانون فیلم سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی برگزار می‌کند! به کارگردانی داریوش مهرجویی ♦️ تسهیل‌گر: محمدرضا عطار | دانشجوی ادبیات نمایشی، دبیر کانون فیلم سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی 🗓 زمان: دوشنبه، ۱۸ خردادماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۶ 📍مکان: پردیس دانشگاه فردوسی، ساختمان مرکزی جهاد دانشگاهی، سالن دکتر کاظمی آشتیانی جهت ثبت نام به آی‌دی زیر پیام دهید: 🆔 @RezaAttar20 ‌ ‌ ظرفیت محدود❗️ ‌ ‌ 🟨 @Sdjdm_ir
📮 این روزها آن مدل سکوت، از دیوارهای خانه فراتر رفته و شکلش عوض شده است. وقتی در پیاده‌روهای سردِ اولین ماه زمستان قدم می‌زنم، دوباره همان حسِ خفقان کودکی برایم زنده می‌شود. همان سکوت بهت‌آلودم جلوی تلویزیون و صدای بلندش که حالا شهر را در خود فرو برده. وضعیت خانه هم همین است. برادر کوچکم که کلاس نهم است، دیگر موقع ناهار اتفاق‌هایی که در مدرسه برایش افتاده را برای مامان تعریف نمی‌کند، چون کلاس‌های آنلاین چیز جذابی برای تعریف‌کردن ندارند. خواهرم که بیست و پنج ساعت روز کار می‌کرد، چندهفته‌ای است که پروژه‌هایش به‌خاطر اختلالات اینترنتی و شرایط اقتصادی نابسامان، یکی‌یکی متوقف یا به‌کلی کنسل شدند و گاهی یادش می‌رود که امروز چند شنبه است. دلم برای آن روزهای پرانرژی و پرمشغله‌ای که انرژی تمام‌نشدنی‌اش کلافه‌ام می‌کرد تنگ شده؛ برای صدای آزاردهنده نوتیفیکیشن پیام‌های مامان که جایش را به سکوت داده، برای روزهایی که تعطیلی مدرسه، هنوز اتفاقی نادر و هیجان‌انگیز بود و روزهای نه‌چندان دوری که ذوق و شوقی برای اسفند در شهر برق می‌زد، تنگ شده. از این‌جا بخوانید: ✻ Vaqayet.com ‌ ‌ 🟥 @sdjdm_ir
معرفی کتاب خانواده رابینسون.mp3
زمان: حجم: 3.4M
✻ این‌روزها چه کتابی بخونیم خوبه؟ ✉️| خانواده رابینسون تصور کنید در میانه‌ی اقیانوسی طوفانی گرفتار شده‌اید؛ آسمان تیره است، باد زوزه می‌کشد، امواجِ بلند با خشم بر بدنه‌ی کشتی می‌کوبند و هر لحظه بیمِ آن می‌رود که این خانه‌ی چوبیِ معلق در میان آب، زیر پاهایتان تکه‌تکه شود. این، آغازِ پرالتهاب رمان «خانواده رابینسون» اثر یوهان دیوید وایس است؛ داستانی که نویسنده‌ی سوئیسی در سال ۱۸۱۳ با الهام از «رابینسون کروزوئه» خلق کرد، با این تفاوت که این‌بار به جای یک انسانِ تنها، قصه‌ی خانواده‌ای را روایت می‌کند که باید در یک جهان ناشناخته با مرگ و زندگی دست‌وپنج نرم کنند. در آن لحظاتِ سرنوشت‌ساز که میان امید و ناامیدی معلق است، پدر خانواده در میان اشک‌های همسر و لرزه‌ی تنِ فرزندانش، تنها با تکیه بر ایمانِ قلبی می‌گوید: «خداوند ما را نجات خواهد داد.» اما درست در همان لحظه، صدای مهیبِ برخورد کشتی با صخره‌ها، سکوتِ وحشت‌بارِ طوفان را می‌شکند؛ تخته‌ها در هم می‌شکنند و آب با تمام قدرت هجوم می‌آورد. با وجود فریادِ خدمتکاران برای تخلیه‌ی اضطراری و یأسی که در نگاهِ پدر موج می‌زند، این پایانِ کار نیست. «خانواده رابینسون» بیش از آنکه روایتِ غرق شدن و نابودی باشد، قصه‌ی «از نو ساختن» است؛ داستان خانواده‌ای که با جمع‌آوریِ باقی‌مانده‌ی آذوقه‌ها و وسایل از کشتیِ در حالِ غرق، خود را به ساحلی ناشناخته می‌رسانند. 🟨 @sdjdm
سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی
✻ این‌روزها چه کتابی بخونیم خوبه؟ ✉️| خانواده رابینسون تصور کنید در میانه‌ی اقیانوسی طوفانی گرفتار
بُرش | 📄 به‌نظر می‌رسید اولین زمستان ما بسیار به درازا کشیده است. باد و باران و سرما تا هفته‌ها ادامه داشت و به همین دلیل اوقات همهٔ ما تلخ بود. سرانجام یک روز که از خواب برخاستیم با دیدن آفتاب روشن و آسمان آبی، غرق در خوشحالی شدیم. دیگر اثری از باد و باران نبود و هوا رو به گرمی گذاشته بود. همگی از غار بیرون زدیم و از تابش نور خورشید بر پوست‌مان احساس خوشحالی کردیم. نگاهی به دوروبرمان انداختیم، درختان و گیاهان سرحال و سرسبز بودند. پرندگان بالای درختان آواز می‌خواندند و لابه‌لای علف‌ها گل‌های تازه روییده بود. همگی به طرف باغچه دویدیم تا ببینیم گیاهان و درختان تا چه حد از سرمای زمستان جان سالم به‌در برده‌اند. [در طاقچه بخونید ] 🟨 @sdjdm_ir