حرفها و قلمها |
🎧 معرفی پادکست: رادیو دیو
اپیزود بیستوهشتم رادیودیو بهنام "دلواپسی دوم-تنها میشویم" در آمیزهای از ادبیات و موسیقی کلاسیک به ستایش زیباییهای تنهایی میپردازد.
⚓️ در بخشی از این اپیزود به نقل از مجله ترجمان علوم انسانی میشنویم:
گفتهاند ما در جامعهای زندگی میکنیم که از سنین کودکی دائم تشویقمان میکند دوستان بیشتری داشته باشیم، با آدمهای بیشتری ارتباط بگیریم و اصطلاحاً *سرمایه انسانی* مان را بالاتر ببریم. روشن است که در چنین جامعهای، آدم تنها، آدمی شکستخورده است و به همین خاطر کسی از تنهاییاش حرف نمیزند. اما شاید سختی حرف زدن از تنهایی، غیر از نگرانی بابت قضاوت دیگران دلایل عمیقتری نیز باشد. یعنی شاید کیفیت یا خصوصیتی در آن چیزی که اسمش را تنهایی میگذاریم وجود دارد که نمیشود آن را با دیگران در میان گذاشت.
#پادکست #پادکست_فارسی #رادیو_دیو
🟨 @Sdjdm_ir
سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی کتابخانه نیمه شب ۲_1.mp3
زمان:
حجم:
3.2M
✻ اینروزها چه کتابی بخونیم خوبه؟
✉️ | کتابخانه نیمهشب
- تا حالا شده وسط زندگی، یکآن مکث کنید و از خودتان بپرسید: اگر آن روز آن تصمیم کوچک را جور دیگری میگرفتم، چه میشد؟ تقریباً همهی ما این سؤال را داریم؛ زندگی پر است از انتخابهایی که مطمئن نیستیم درست بودهاند و حسرتهای ریزی که گاهی میان روزهای معمولی سر برمیآورند. «کتابخانه نیمهشب» دقیقاً دربارهی همین لحظههاست؛ داستان دختری که در اوج ناامیدی، فرصتی عجیب پیدا میکند: دیدن نسخههای مختلفی از خودش در زندگیهایی که میتوانست داشته باشد، اگر آن تصمیمهای کوچک را طور دیگری انتخاب میکرد. در آن کتابخانه، هر کتاب یعنی یک «زندگی ممکن».
او یکییکی این کتابها را باز میکند، پا در مسیرهایی میگذارد که هرگز در واقعیت انتخابشان نکرده بود و میبیند نتیجه چه میشد: در یک زندگی به رویای دیرینهاش رسیده، در دیگری آدمی کاملاً متفاوت شده و در بعضی مسیرها چیزهایی را پیدا میکند که حتی فکرش را هم نمیکرد. کمکم میفهمیم داستان فقط دربارهی او نیست؛ دربارهی ماست، حسرتهایی که داریم، زندگیهایی که خیال میکنیم از دست دادهایم و این سؤال قدیمی که آیا واقعاً «بهترین» زندگی وجود دارد؟ مت هیگ این قصه را ساده و روان روایت میکند، بدون پیچیدگی، اما با ایدهای آنقدر جذاب که خواننده را تا آخر با خود میکشاند.
«کتابخانه نیمهشب» از آن رمانهاست که مدتها بعد از تمام شدن هم گوشهی ذهن آدم میماند، چون دربارهی چیزی حرف میزند که همهمان دستکم یکبار در دل یک شب طولانی تجربهاش کردهایم: ای کاش!
#معرفی_کتاب #کتابخانه_نیمه_شب
🟨 @Sdjdm_ir
سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی
✻ اینروزها چه کتابی بخونیم خوبه؟ ✉️ | کتابخانه نیمهشب - تا حالا شده وسط زندگی، یکآن مکث کنید و ا
بُرش|
📄 اگه هدفت رسیدن به چیزی باشه که با ذاتت در تضاده، همیشه شکست میخوری. هدفت باید این باشه که خودت باشی، که مثل خودت رفتار کنی و بهنظر برسی و فکر کنی، که حقیقیترین نسخهٔ خودت باشی. از خودت بودن استقبال کنی. تشویقش کنی. دوستش داشته باشی. برای رسیدن بهش سخت تلاش کنی. وقتی هم کسی مسخرهش میکنه یا بهش دهنکجی میکنه، محل نذاری. شایعات بیشترشون درواقع حسادتن و فقط ظاهرشون رو تغییر دادهن. سرت رو بنداز پایین. استقامتت رو حفظ کن. به شنا کردن ادامه بده...
🟨 @Sdjdm_ir
✉️ دریل دیویس از کودکی با نژادپرستی روبهرو بود. یک بار در راهپیمایی پیشاهنگی، بطری و سنگ به سویش پرتاب کردند و همانجا پرسشی در ذهنش نقش بست: چطور ممکن است کسی از من متنفر باشد، بیآنکه اصلاً مرا بشناسد؟ سالها بعد، این پرسش در شبی غریب جان دوباره گرفت؛ شبی که پس از اجرای موسیقی، با مردی سفیدپوست روبهرو شد که عضو کوکلاکسکلان بود. آن مرد اعتراف کرد که هرگز با یک سیاهپوست همصحبت نشده است. گفتوگویی که از سر کنجکاوی آغاز شده بود، به رابطهای بلندمدت انجامید؛ رابطهای که در آن دیویس با پرسشگری و حفظ گفتوگو، ذهن بسیاری از اعضای کلان را به چالش کشید و حتی شماری از آنها را واداشت تا این گروه را ترک کنند.
این ماجرا پرسش بزرگتری را پیش میکشد: تعصب چگونه شکل میگیرد و چرا تغییر آن اینقدر دشوار است؟ میتوان نمونهای روشن از این دشمنی را در کینهٔ شدید میان هواداران رد ساکس و یانکیها دید. در استادیوم بوستون، هزاران نفر حتی وقتی یانکیها اصلاً در میدان نیستند، علیه آنها شعار میدهند. برای بسیاری از هواداران، هویت فقط در دوستداشتن تیم خودشان خلاصه نمیشود، بلکه بر پایهٔ نفرت از تیم رقیب هم بنا شده است. پژوهشها نشان میدهد تماشای شکست رقیب، درست همان بخشهای پاداش را در مغز فعال میکند که تجربهٔ موفقیت شخصی این کار را میکند.
این جنس دشمنی به دنیای ورزش محدود نمیماند. در سیاست، کسبوکار و بسیاری از گروههای اجتماعی نیز افراد خود را نهتنها با آنچه «هستند»، بلکه با آنچه «نیستند» تعریف میکنند. کلیشهها بهتدریج ساخته میشوند و در جمعهای همفکر تقویت میشوند؛ فرایندی که به آن قطبیشدگی گروهی میگویند. وقتی این کلیشهها جا بیفتند، تغییرشان دشوار میشود، چراکه باورهایمان مانند عینکی میمانند که جهان را از پشت آن تماشا میکنیم. هر چیزی که این عینک را تهدید کند، بهجای آنکه ما را به بازاندیشی وادارد، واکنشی دفاعی و خصومتآمیز برمیانگیزد.
#روانشناسی
🟨 @Sdjdm_ir
📮 بدون شک تمام افرادی که با خیالپردازی بیش از حد مشکل دارند نیازی به دارو ندارند. مشاوره و دیگر روشهای تغییر رفتار میتواند به خوبی نیاز بسیاری از افراد را برطرف کند. اما برای من و خیلیهای دیگر که نمیتوانیم وسوسهی بیپایان تصوراتمان را نادیده بگیریم، روشهای گفتگو درمانی سنتی جوابگو نیست. من خوششانس بودم که داروی موثری یافتم زیرا همچنان هیچ دارویی به صورت رسمی برای مقابله با خیالپردازی ناسازگار پیدا نشده است. انواع داروهای ضدافسردگی و داروهای مهارکنندهی بازجذب سروتونین اثرگذاری متفاوتی بر هر کدام از ما دارند. برخی از افراد هم با مشغول نگهداشتن خودشان و با کمک مراقبه و نیایش با این مشکل مقابله میکنند. دوری از محرکها هم میتواند از خیالپردازی جلوگیری کند. اما دوری از همهی آنها تقریبا غیرممکن است. فعالیتهای روزمره مانند رانندگی و پیادهروی و گوشدادن به موسیقی میتوانند پنجرهای به ساعتها خیالپردازی شدید باشند. وقتی هم که وارد دنیاهای خیالی شوی، ترک کردن آنها بسیار سخت است.
*از اینجا بخوانید:*
✻ Vaqayet.com
🟥 @Sdjdm_ir
سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی
📮 بدون شک تمام افرادی که با خیالپردازی بیش از حد مشکل دارند نیازی به دارو ندارند. مشاوره و دیگر روش
✻ آنچه که خواندید، بخشهایی بود از جستار "زندگی در چنگال خیال"، نوشتهی مهدی عارفیان، در شمارهی ۱۱۶ نشریه وقایع اتفاقیه.
🔻[ادامهی این جستار در سایت اختصاصی نشریه]
🟥 @Sdjdm_ir
13.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
واگویههای فلسفه|
🛋 "وقتی از فلسفه زندگی صحبت میکنیم منظورمون چیه؟"
وقتی که اوضاع خراب میشه تاب بیار؛ رو قلعهی درونی خودت کار کن و سرمایهگذاری کن و رستگاری خودت رو به اتفاقاتی که با بخت و اقبالی مرتبط هست، گره نزن!
یا به قول حافظ:
سود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز دست
از بهر این معامله غمگین مباش و شاد
"که اوضاع هرموقع و هرچقدر خراب شد، تو بتونی تاب بیاری..."
سلسلهنشستهای بررسی کتاب که به همت سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی در تابستان سال ۱۴۰۳ برگزار شد.📖
#فلسفه #روانشناسی #تاب_آوری
🟨 @Sdjdm_ir
معرفی کتاب قمارباز.mp3
زمان:
حجم:
2.9M
✻ اینروزها چه کتابی بخونیم خوبه؟
✉️| قمارباز
- تصور کنید شهری اروپایی در قرن نوزدهم؛ جایی پر از هتلهای مجلل، سالنهای پرنور و میزهایی که رویشان سرنوشت آدمها در چند ثانیه تغییر میکند، جایی که صدای چرخ رولت همزمان امید و اضطراب را در دلها میریزد.
در چنین فضایی داستایفسکی «قمارباز» را روایت میکند؛ داستانی که از نگاه آلکسی ایوانوویچ پیش میرود، مردی جوان با ذهنی تیز و روحی ناآرام که بهعنوان معلم سرخانهی یک خانوادهی روسی کار میکند، اما خیلی زود زندگیاش به چیزی پیچیدهتر از یک شغل ساده گره میخورد.
آلکسی کمکم به دنیایی کشیده میشود که در آن هیجانِ بردن، خطرِ باختن و وسوسهی یک شانس ناگهانی همهچیز را تحت تأثیر قرار میدهد؛ قمار برای او فقط یک بازی نیست، بلکه تب و کششی است که مدام او را به سمت میز بازی برمیگرداند. در کنار این وسوسه، روابط انسانی نیز پیچیدهتر میشوند: عشق، غرور، وابستگی و بازیهای ظریف روانی میان آدمهایی که هرکدام چیزی برای بهدست آوردن دارند.
«قمارباز» تنها دربارهی پول یا بازی نیست؛ داستایفسکی با دقت همیشگیاش به اعماق ذهن انسانی میرود که میان امید، هیجان و سقوط احتمالی سرگردان است، و همین نگاه موشکافانه است که این رمان کوتاه را به یکی از زندهترین و نفسگیرترین روایتهای او تبدیل میکند.
#معرفی_کتاب #قمارباز #فئودور_داستایوفسکی
🟨 @Sdjdm_ir
سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی
✻ اینروزها چه کتابی بخونیم خوبه؟ ✉️| قمارباز - تصور کنید شهری اروپایی در قرن نوزدهم؛ جایی پر از هت
بُرش|
📄 و اين نمونههای نجابت و درستکاری همهی دنيا را از ديدگاه خودشان قضاوت میکنند و همهی کسانی را که با خودشان شباهتی ندارند تکفير میکنند.
[مطالعه در فیدیبو]
🟨 @Sdjdm_ir
✉️ وقتی از فضا به زمین نگاه میکنید، آنچه بیش از هر چیز جلب توجه میکند هویت مشترک همهٔ انسانهاست؛ اینکه همگی روی یک سیاره زندگی میکنیم. همین «نگاه از بالا» مرا به این فکر انداخت که آیا میتوان نسخهای از آن را برای طرفداران متعصب تیمهای ورزشی هم ایجاد کرد.
در یک آزمایش، از هواداران تیم بیسبال منچستر خواستیم متنی کوتاه بنویسند. در سناریوی تعریفشده، دوندهای هنگام عبور از کنار آنها زمین میخورد، سرش آسیب میبیند و از درد فریاد میکشد، در حالی که پرچم تیم رقیب را در دست دارد. پرسش این بود: آیا برای کمک به او نوشتن را متوقف میکنند؟
وقتی شرکتکنندگان فقط بر علاقهٔ خود به تیم منچستر متمرکز بودند، تنها حدود یکسوم آنها حاضر به کمک شدند. اما زمانی که از آنها خواستیم به هویت انسانی مشترکشان با دیگران فکر کنند، میزان تمایل به کمک به حدود هفتاد درصد افزایش یافت.
با این حال، وقتی همین افراد تیم رقیب را در یک قضاوت کلی ارزیابی میکردند، همچنان آن را دشمن میدیدند. این یافته نشان میدهد که یادآوری هویت مشترک میتواند همدلی را در سطح فردی تقویت کند، اما برای از بین بردن کلیشههای گروهی، بهتنهایی کافی نیست.
📚 برگرفته از کتاب دوباره فکر کن اثر آدام گرنت
#روانشناسی
🟨 @Sdjdm_ir
حرفها و قلمها |
📕 معرفی کتاب: آیشمن در اورشلیم - هانا آرنت
جنایتکاران وجدان دارند؟
تجربه رژیم هیتلری و نظام استالینی به ما میگوید هرجا گفت وگویی نباشد، تفکری نیست و هرجا تفکری ،نباشد قدرت داوری بین خیر و شر نیز نخواهد بود.
⛓ نظامهای توتالیتر یا تمامیتخواه، با استفاده از اهرمهای قدرتی چون ارعاب، سرکوب، ترور و نیز روشهای روانشناختی اعضای جامعهی خود را به همراهی، همکاری و بیگاریِ عاری از تفکر و مسئولیتپذیری فرامیخوانند.
و شهروندان، اغلب عاری از هرگونه حس اعتماد، اتحاد، نقد و مطالبه نسبت به یکدیگر و نظام حاکم خود هستند و توانایی تشخیص خوب و بد را ندارند و حتی اگر مشغول انجام شنیعترین اعمال انسانی باشند از خود اراده و نیت مستقلی ندارند، بلکه گمان میکنند تنها در حال انجام وظیفه هستند. اینجاست که ابتذال پدید میآید.
کتاب آیشمن در اورشلیم گزارشی دقیق است از آنچه در دادگاه محاکمه آدولف، آیشمن ملقب به قصاب اروپا و یکی از فرماندهان حزب نازی رخ داده و دیدگاه و نظرات آیشمن را به طور کامل و شفاف بیان میکند.
🪟[در طاقچه بخونید]
#معرفی_کتاب #هانا_آرنت
🟨 @Sdjdm_ir