7.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
واگویههای فلسفه |
آیا آمادهای که از نقش یک «تماشاگرِ منفعل» در تئاترِ پرآشوب زندگی، به «قهرمانِ میدان» بدل بشی؟
🎐 اپیکتتوس، به ما یادآوری میکند که زندگی، ضیافتِ رقص یا خوابی آرام نیست که در آن منتظر باشی سرنوشت برایت تصمیم بگیرد. او شاگردانش را همچون ورزشکارانِ المپیک به میدان میخواند؛ نه برای لذتجویی، بلکه برای «کشتی گرفتن» با دشوارترین حوادث روزگار.
در نگاهِ رواقی، «بودن» یعنی تقلا کردن. هر چالش، هر شکستِ ظاهری و هر پیچشِ غیرمنتظره در مسیر، نه یک مانع، که حریفی است که به تو اجازه میدهد «فضیلت» خود را به رخ بکشی. در این میدان، هیچ چیز «توهم» یا «خیال» نیست؛ آنچه واقعی است، عزمِ راسخ تو برای ایستادگی در برابر ناملایمات است.
رواقیگری، هنرِ دوام آوردن نیست؛ هنرِ «درست جنگیدن» در زیر سقفِ آسمانی است که گاه بر سرِ ما آوار میشود. وقتی خود را در قامتِ یک ورزشکارِ المپیک میبینی، رنج دیگر نه یک سد، که «بها»یی است که برای کسبِ آزادیِ درونیات میپردازی.📦
سلسلهنشستهای بررسی کتاب که به همت سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی در تابستان سال ۱۴۰۳ برگزار شد.📖
#فلسفه #روانشناسی
🟨 @sdjdm_ir
سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی معرفی کتاب در جست و جوی زمان از دست رفته_mixdown_1.mp3
زمان:
حجم:
4.1M
✻ اینروزها چه کتابی بخونیم خوبه؟
✉️ | در جستوجوی زمان ازدسترفته
- همهچیز از طعم یک شیرینیِ کوچکِ خیسخورده در چای آغاز میشود؛ طعمی که ناگهان دروازههای گذشته را باز میکند. «در جستجوی زمان از دست رفته»، شاهکار بیتکرار مارسل پروست، روایت عمیقِ مردی میانسال به نام مارسل است که در کوچه-پسکوچههای حافظهٔ خود به راه میافتد.
او ما را به تماشای زندگیاش میبرد و همزمان، با شخصیتهایی آشنا میکند که هرکدام تکهای از روح انسان را به نمایش میگذارند. از عشق پر تبوتابِ شارل سوان به اودت، تا دلبستگی شدید و جنونآمیزِ خودِ مارسل به دختری به نام آلبرتین. دنیای پروست، آینهای از کل جهان است؛ ترکیبی از انسانهای شریف و فاسد، و تماشای طیف وسیعی از نادانیها، بیچارگیها و البته شکوهِ بشر.
پروست در این رمان چیزی اختراع نمیکند؛ او با معجزهٔ کلمات، حقایق فراموششدهٔ زندگی را کنار هم میگذارد تا به ما یادآوری کند چگونه میتوان زمانِ از دست رفته را دوباره بازیافت. رمان در جستجوی زمان از دست رفته، دعوتی است برای سفر به عمیقترین لایههای وجود خودتان. این سفرِ شگفتانگیز را از دست ندهید.
#معرفی_کتاب #مارسل_پروست
🟨 @sdjdm_ir
بُرش|
📄 و دلشوره زمانی را که حس میکنی آنی که دوست میداری دور از تو جایی خوش است و دستت به او نمیرسد از عشق آموخته بود، عشق که به نوعی همزاد دلشوره است، که آن را یکسره از آنِ خود و فقط برای خود میخواهد؛ اما هنگامی که، مانند آنچه بر من میگذشت، دلشوره پیش از پدیدار شدن عشق در زندگیمان در ما رخنه میکند، در انتظار آن زمان، آزاد و ناشناس در درون ما بیکارکرد معینی هر روز در خدمت هر احساسی که پیش آید، زمانی مهر فرزندانه و زمانی دوستی پسر بچگانه، جریان دارد.
[در طاقچه بخونید]
🟨 @Sdjdm_ir
📮 نمیدانم پاییز بود یا بهار، هیچوقت هم ندانستم کِی بود، ولی روزی عشقه بنا به خشکشدن کرد و بنا به خشکاندن ما. گفته بودم که ما نخهای بههم وصل شده زیادی داشتیم؛ هنوز هم وقتی انگشت کوچکم را تکان میدادم انگشت شست او جابهجا میشد، اما دیگر با خندههایم گونهاش چال نمیافتاد و اگر طوفانی در چشمهایمان بود، دیدن یکدیگر از میان گردوغبار تا چند روز ممکن نبود. اما روزی این طوفان و این گمکردن او از نگاهم به درازا کشید؛ روزهای تبداری که تبدیل به هفتهها و ماهها شد؛ اتفاق عجیبی بود، چیزی شبیه طوفان بزرگ در زمانهی نوح که برای نابودی تمدن دونفرهی ما پدید آمده بود، که آغازش پیدا بود و پایانش ناپیدا.
از اینجا بخوانید:
✻ Vaqayet.com
🟥 @sdjdm_ir
✻ آنچه که خواندید، بخشهایی بود از جستار "نخهای قرمز"، نوشتهی ترانه علینیا، در شمارهی ۱۲۰ نشریه وقایع اتفاقیه.
🔻[ادامهی این جستار در سایت اختصاصی نشریه]
🟥 @sdjdm_ir
سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی معرفی کتاب به فرزندی که هرگز زاده نشد_1.mp3
زمان:
حجم:
3M
✻ اینروزها چه کتابی بخونیم خوبه؟
✉️ | نامه به کودکی که هرگز زاده نشد
- تصور کنید مادری پیش از تولد فرزندش، برای او نامههایی بنویسد؛ نامههایی خطاب به کودکی که هنوز به دنیا نیامده است. «نامه به کودکی که هرگز زاده نشد» نوشتهی اوریانا فالاچی، دقیقاً چنین روایتی دارد.
در این کتاب، زنی باردار با فرزندی که در وجودش رشد میکند حرف میزند، با او درد دل میکند و از زندگی، ترسها، سختیها و مسئولیتی میگوید که با آوردن یک انسان به این دنیا همراه است. او با صداقتی تلخ و صریح، نگرانیهایش را دربارهی جهانی که کودک قرار است در آن زندگی کند بازگو میکند و بارها از خود میپرسد که آیا آوردن یک کودک به این دنیا کار درستی است یا نه؛ و اگر روزی فرزندش از او بپرسد «چرا مرا به دنیا آوردی؟» چه پاسخی خواهد داشت.
این کتاب تنها داستان یک مادر و فرزند نیست، بلکه گفتوگویی عمیق دربارهی انتخاب، مسئولیت، آزادی و معنای زندگی است. اثری کوتاه اما تکاندهنده که با صراحت و صداقت، یکی از بنیادیترین دغدغههای انسانی را پیش میکشد و به همین دلیل هنوز هم برای بسیاری از خوانندگان، فراموشنشدنی و اثرگذار باقی مانده است.
#معرفی_کتاب #اوریانا_فالاچی
🟨 @sdjdm_ir
سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی
✻ اینروزها چه کتابی بخونیم خوبه؟ ✉️ | نامه به کودکی که هرگز زاده نشد - تصور کنید مادری پیش از تول
بُرش|
📄 اگر دختر به دنیا بیایی، از همان ابتدا باید با خیلی چیزها درگیر باشی. در نهایت هم باید خیلی بجنگی تا ثابت کنی در درون پیکر این موجود لطیف و زیبا فریادی هوشمندانه نهفته است که باید شنیده شود و به گوش دیگران برسد. مادر بودن، معامله نیست. وظیفه هم به حساب نمی آید. فقط حقی ست که از هزاران حق دیگر نصیب ما زنها شده است. قبولاندن این حقیقت به دیگران تلاش زیادی میخواهد و واقعا سخت است. شاید نتوانی انجامش دهی. ممکن است بیشتر اوقات و یا همیشه در آن شکست بخوری. اما اصلا نباید ناامید شوی. جنگیدن همیشه از پیروز شدن زیباتر است.
[در طاقچه بخونید ]
🟨 @sdjdm_ir
📮 به قول آلبر کامو در خطابه نان و آزادی: «اگر کسی آزادی شما را بگیرد، یقین داشته باشید که نان شما نیز در خطر است». نوید هم عقیده داشت که دوستانم در دبستان، اول آزادی خودشان را معامله کرده بودند و بعد ساندویچشان را. با اینکه هنوز بر سر تعریف آزادی اختلافات فراوانی وجود دارد، اما با فرض اینکه تعریف مشخصی از آزادی را همهی افراد قبول داشته باشند، در طی این زیست کوتاهی که تا امروز داشتهام، با رجوع به زندگی خودم، اغلب تعلق را در یک دایرهی سیاه کنار تعصب، زور، خشم، خستگیِ حاصل از اصرار بیهوده و البته حسرت یافتهام. من به احترام متعلقنبودن و تعصبنداشتن و هرچه متضاد تعلق است، تا جایی که بتوانم از هرگونه تعلقی دوری میکنم؛ چراکه ترجیح میدهم فردی آزاد باشم تا فردی در امان.
از اینجا بخوانید:
✻ Vaqayet.com
🟥 @sdjdm_ir
سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی
📮 به قول آلبر کامو در خطابه نان و آزادی: «اگر کسی آزادی شما را بگیرد، یقین داشته باشید که نان شما نی
✻ آنچه که خواندید، بخشهایی بود از جستار "به احترام هرچه متضاد تعلق است"، نوشتهی عارف قندیپور، در شمارهی ۱۲۰ نشریه وقایع اتفاقیه.
🔻[ادامهی این جستار در سایت اختصاصی نشریه]
🟥 @sdjdm_ir