سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی معرفی کتاب میدل مارچ_mixdown.mp3
زمان:
حجم:
3M
✻ اینروزها چه کتابی بخونیم خوبه؟
✉️ | میدل مارچ
- آیا تا به حال احساس کردهاید که برای چارچوبهای دنیای اطرافتان بیش از حد بزرگ هستید و آرزوهایتان دیوارهای سنتی جامعه را زخمی میکند؟ به دنیای «میدلمارچ»، شاهکار جرج الیوت خوش آمدید؛ رمانی که ویرجینیا وولف آن را یکی از معدود کتابهای تاریخ میدانست که دقیقاً برای «آدمهای بالغ» نوشته شده است.
اگرچه داستان در شهری کوچک در انگلستانِ قرن نوزدهم میگذرد، اما این شهر آینهای تمامنما از عشقها، آرمانخواهیها و ناامیدیهای انسانی است. در مرکز این داستان، «دوروتی بروک» قرار دارد؛ دختری بلندپرواز و سرکش که در سودای تغییر جهان، درگیر انتخابی عاطفی و ازدواجی چالشبرانگیز با مردی میشود که با دنیای او فرسنگها فاصله دارد. در سوی دیگر، پزشک جوانی به نام «ترتیوس لیدگیت» با ذهنی لبریز از ایدههای نو وارد شهر میشود، اما او نیز همانند دوروتی، در هزارتوی روابط انسانی و انتخابی اشتباه گرفتار میگردد.
جرج الیوت در این رمان، با ظرافتی جراحگونه روح انسان را کالبدشکافی میکند و نشان میدهد که چگونه آرمانگرایان در تقابل با سنتهای سخت جامعه، دستوپا میزنند. «میدلمارچ» داستانی است که پاسخ به بهایِ انتخابهای ما را در صفحات خود پنهان کرده و خواننده را پس از تجربه کردن، دیگر همان آدم سابق باقی نمیگذارد.
#معرفی_کتاب #میدل_مارچ #جرج_الیوت
🟨 @sdjdm_ir
سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی
✻ اینروزها چه کتابی بخونیم خوبه؟ ✉️ | میدل مارچ - آیا تا به حال احساس کردهاید که برای چارچوبهای
بُرش|
📄 ما موجودات فانی، از صبح تا شام هزار بار ناامید و پریشان میشویم. به سختی اشکمان را نگه میداریم تا سرازیر نشود، لبهایمان سفید میشود و وقتی کسی میپرسد، «چهات است؟» میگوییم؟ «هیچ چیز.» ولی غرور به دادمان میرسد. غرور چیز بدی نیست وقتی وادارمان میکند جراحاتمان را پنهان کنیم ـ نه آنکه به دیگران جراحتی وارد کنیم.
[در طاقچه بخونید ]
🟨 @sdjdm_ir
✉️ وقتی به چیزی متعهد میشوید، آن چیز بخشی از هویت شما میشود. به همین دلیل است که رها کردن مسیر اشتباه، حس خیانت به خود را به وجود میآورد.
اما حقیقت تلخ این است: انسداد هویتی، شما را از تکامل بازمیدارد. دانشجویانی که در بیستسالگی بیشازحد مطمئن هستند، در سیسالگی عمیقاً حسرت میخورند که چرا بهموقع بازاندیشی نکردند. تحقیقات نشان میدهد کسانی که دیرتر تخصص خود را انتخاب میکنند، مسیرهای رضایتبخشتری مییابند. اما ما اغلب اسیر ترس میشویم؛ ترس از دست دادن زحمات دو سال گذشته، ما را از هدر ندادن بیست سال آینده بازمیدارد.
راهکار ساده است: هر شش ماه یکبار، یک قرار بازسنجی در تقویمتان بگذارید. از خود بپرسید: این اشتیاق از کجا آمد و من از آن زمان تا حالا چقدر تغییر کردهام؟ آیا در جای خود درجا میزنم؟
برای امتحان مسیرهای جدید، مثل یک دانشمند عمل کنید: هویتهای احتمالی را شناسایی کنید، فرضیه بسازید و با آزمایشهای کوچک پیش بروید. این کار فقط مختص شغل نیست. روابط عاطفی نیز نیازمند بازاندیشی منظم هستند. گاهی پذیرش اینکه آدم امروز شما با آرزوهای دیروزتان تفاوت دارد، نشانهٔ بلوغ است، نه شکست.
به یاد داشته باشید: از دست دادن پیشرفت دو سال گذشته، همیشه بهتر از هدر دادن بیست سال آینده است.
📚 برگرفته از کتاب دوباره فکر کن اثر آدام گرنت
#روانشناسی
🟨 @sdjdm_ir
نشستهای پیش روی باشگاه کتابخوانی در خردادماه ۱۴۰۵ |
🕰 پنجشنبه، ۷ خردادماه ۱۴۰۵:
📕 کتاب حقوق جنگ | نویسنده: محمدرضا ضیائی بیگدلی
🕰 چهارشنبه، ۱۳ خردادماه ۱۴۰۵:
📗 کتاب چگونه با هرکسی صحبت کنیم | نویسنده: لیل لوندز
🕰 پنجشنبه، ۲۱ خردادماه ۱۴۰۵:
📙 کتاب ایران، جامعه کوتاهمدت | نویسنده: همایون کاتوزیان
🪔 اینجا چراغی روشن است!
گفتوگو در دنیای کتاب 📚
🟨 @sdjdm_ir
📮 ما آدمها جهان خود را بر پایهی مناسباتی که با و میان یکدیگر ساختهایم بنا کردهایم؛ اول در ذهن تصورش کردهایم و تصویرش را در ذهن دیگری نیز ساختهایم، و بعد از آن در واقعیت به آن شکل دادهایم. چارچوبهایی که در دنیای واقعی به آنها تکیه دادهایم، در اصل مناسباتی تخیلی هستند؛ ارزشی مصنوع، که همهی ما را، چه خواه و چه ناخواه، درون یک چارچوب، یک دایرهی فرضی جای داده است. ما به بودن در این دایره اینقدر عادت کردهایم که دیگر دشوار است کسی را خارج از این دایره همچون خودمان «آدم» به حساب آوریم. چه خواه و چه ناخواه، مفهوم «آدم» یک مفهوم اجتماعی است. موجودیتش با تعلقش به عناصر اجتماعیای که زیست هرروزهاش را میآفرینند تعریف میشود.
از اینجا بخوانید:
✻ Vaqayet.com
🟥 @sdjdm_ir
سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی
📮 ما آدمها جهان خود را بر پایهی مناسباتی که با و میان یکدیگر ساختهایم بنا کردهایم؛ اول در ذهن تص
✻ آنچه که خواندید، بخشهایی بود از جستار "یک صندلی برای بودن"، نوشتهی ایلیا غلامی صومعهبزرگ، در شمارهی ۱۲۰ نشریه وقایع اتفاقیه.
🔻[ادامهی این جستار در سایت اختصاصی نشریه]
🟥 @sdjdm_ir
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
واگویههای فلسفه |
🏚 وقتی همهچیز از زمین و آسمان روی سرت خراب میشود، به کجا پناه میبری؟
بعضی لحظهها آنقدر سختاند که انگار همهچیز برای از پا درآوردن تو دستبهدست هم دادهاند. اما درست در همین لحظههاست که انسان باید به روح خودش پناه ببرد؛ خودش را بسنجد، قوت قلبش را محک بزند و ببیند تا کجا توان تاب آوردن دارد.
رستگاری از دلِ همین مصیبتها شروع میشود:
جایی که با وجود تمام آشوبِ بیرون، درونِ تو هنوز آرام، استوار و انتخابگر میماند. 🧩
سلسلهنشستهای بررسی کتاب که به همت سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی در تابستان سال ۱۴۰۳ برگزار شد.📖
#فلسفه #روانشناسی
🟨 @sdjdm_ir
✻ اینروزها چه کتابی بخونیم خوبه؟
✉️ | پرواز بر فراز آشیانه فاخته
- گاهی وقتها فرار از یک قفس، ما رو درست پرتاب میکنه وسط یک سیاهچاله بزرگتر!
رندال مکمورفی، زندانی باهوش و پرشور، برای اینکه از کار اجباری زندان فرار کنه، خودش رو به دیوانگی میزنه. اون فکر میکنه قرار است چند ماهِ راحت رو توی آسایشگاه روانی بگذرونه، اما اشتباهش همینجاست. این آسایشگاه رو یک سرپرستار سنگدل اداره میکنه؛ زنی که تخصصش، گرفتنِ قطرهقطرهی انسانیت و اراده از وجود بیمارهاست. ورود مکمورفیِ سرکش به این محیطِ به ظاهر آروم، مثل یک انفجاره.
بسیاری از ما این داستان رو با فیلم برنده اسکارش میشناسیم، اما رمانِ کن کیزی، دنیای کاملاً متفاوتی داره. در فیلم، ما ناظر بیرونی ماجرا هستیم، اما در کتاب، داستان رو از چشمهای مردی میبینیم که سالهاست توی اون آسایشگاه، سکوت کرده. تفاوت اصلی کتاب و فیلم، همین زاویه دیدِ عمیق و تکاندهندهست که شما رو به تاریکترین گوشههای ذهن بشر میبره.
شاهکار کن کیزی، که مجله تایم اون رو جزو صد رمان برتر انگلیسیزبان معرفی کرده، فقط قصه یک دیوانهخانه نیست؛ قصه جنگ ابدی آزادی با اسارته. داستانی که باید اون رو خوند و لمس کرد.
#معرفی_کتاب #پروازبرفرازآشیانهفاخته
🟨 @sdjdm_ir
سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی
✻ اینروزها چه کتابی بخونیم خوبه؟ ✉️ | پرواز بر فراز آشیانه فاخته - گاهی وقتها فرار از یک قفس، ما
بُرش|
📄 «تا حالا نمیدونستم بیماری روانی میتونه جنبهای از قدرت در خودش داشته باشه، قدرت. فکرشو بکن: آدم هرچی بیعقلتر باشه، میتونه قدرتمندتر باشه. هیتلر یه نمونهٔ خوبه. انصافْ مغزهای پیرو گیج میکنه، مگه نه؟ غذای فکر.»
[در طاقچه بخونید ]
🟨 @sdjdm_ir
✉️ اشتیاق پیدا نمیشود؛ ساخته میشود.
بیشتر آدمها وقتی شغلی را صرفاً برای خوشحالی برمیگزینند، بهجای آرامش با سرخوردگی روبهرو میشوند.
اما آنان که شغلی را برای یاد گرفتن انتخاب میکنند، مسیر دیگری را تجربه میکنند. علاقه گاهی نه مقدمه، که نتیجهٔ مهارت و تلاش روزانه است.
معنا در کارهایی ریشه میدواند که زندگی دیگری را کمی بهتر کند. شادی وقتی مقصد سفر نباشد، خود بهعنوان هدیهای در طول مسیر ظاهر میشود.
زندگی و کار، هر دو سیستمهایی باز هستند با شاخههای بیشمار؛ وابستگی به یک مسیر، همهٔ راههای دیگر را نمیبندد.
سرایداری در بیمارستان با تغییر نگاهش به کار، بهجای نظافتچی، به نجاتبخش بیماران تبدیل شد.
بازاندیشی، تخریب گذشته نیست؛ گاهی فقط پرسیدنِ همین یک سؤال است: امروز چطور میتوانم نقش خود را بازآفرینی کنم؟
رهایی از هویتهای کهنه، از موانع ذهنی و محیطی، همان چیزی است که بازاندیشی به آدمی هدیه میدهد.
📚 برگرفته از کتاب دوباره فکر کن اثر آدام گرنت
#روانشناسی
🟨 @sdjdm_ir
🪔 اینجا چراغی روشن است!🪔
✻ باشگاه کتابخوانی هفتگی؛ گفتوگو در دنیای کتاب
- 📚 کتاب ششمینجلسه: حقوق جنگ | اثر محمدرضا ضیائی بیگدلی
♦️ تسهیلگر:
ابوالفضل مختاری | دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق کیفری بینالملل
🗓 زمان برگزاری:
پنجشنبه،۷ خردادماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۶
📍مکان:
میدان آزادی، کتابفروشی جهاد دانشگاهی
جهت عضویت در گروه و ثبت نام به آیدی زیر در پیامرسان بله، پیام دهید:
🆔 @mehraneh_mahdinia
ظرفیت محدود❗️
🟨 @sdjdm_ir
📮 این سوال را میتوان با یک استعاره ساده جواب داد. تصور کنید چراغقوهای در دست دارید. هر جا بگیرید روشن میشود و بقیه جاها در تاریکی میماند. توجه ما هم همینطور است؛ ما فقط میتوانیم یک بخش از جهان را روشن کنیم. اما چه کسی تصمیم میگیرد چراغقوهمان کجا را روشن کنیم؟
از اینجا بخوانید:
✻ Vaqayet.com
🟥 @sdjdm_ir