تراپی شبانه.mp3
زمان:
حجم:
1.1M
#پست_موقت
ریحانه داشت برا خودش حرف میزد، ضبط کردم صداشو، آخرش فهمید😂
بهتر از من میتراپتتون( مضارع استمراری از تراپیدن)
اشاره میکنن تولید محتوا رو بسپرم به ریحانه
#پیام_شما
((بنظرم تولید محتوا رو بسپر به ریحانه😂😂😂😂😂😂😂))
خب مثل اینکه باید یه گوینده به کانال اضافه کنم
#پیام_شما
((لطفا ریحانه ام باشه از این به بعد تو ویسا
پدر دختری چ میکنین))
فکرِ دوم | سید مهدی
#پست_موقت ریحانه داشت برا خودش حرف میزد، ضبط کردم صداشو، آخرش فهمید😂 بهتر از من میتراپتتون( مضارع ا
قرار بود #پست_موقت باشه، ولی دوستش داشتین، بمونه.
تطبیق و مثالها🔎🧩
چرا یک اتفاق کوچک، حال ما را طوفانی میکند؟
مثال ۱: حرف زدن در جمع (اضطراب قضاوت)
مثال ۲: نزدیک شدن به امتحان (ترس از شکست)
مثال ۳: لایک و بازدید کم (احساس بیارزشی)
مثال ۴: جواب کوتاه و سرد (ساختن قصه در ذهن)
مثال ۵: اشتباه کوچک (تعمیمِ خطا به هویت)
جمعبندی + تمرین عملی برای این هفته
#گزیده_متنی
#قرار_دوم_تبیین_مبانی_فکرِ_دوم
#سید
«فکرِ دوم | سید مهدی»
@secondthought
چرا یک اتفاق کوچک، حال ما را طوفانی میکند؟ 🌪️🌱
خیلی وقتها یک اتفاق بیرونی خیلی معمولی و ساده است…
اما چیزی که در دل و ذهن ما راه میافتد، اصلاً معمولی نیست.
یک جمله، یک نگاه یا یک موقعیت ساده، کافی است تا حالمان یکباره عوض شود.
چرا؟ چون ذهن ما در «پشت صحنه»، هی تفسیر میکند، هی نتیجه میگیرد و ما بر اساس آن نتیجهها زندگی میکنیم.
یادتان هست مدل شناختی چطور کار میکند؟
موقعیت → فکر اول → احساس → رفتار
نکته طلایی این است: اگر وسط این مسیر، یک مکث کوچیک بگذاریم، میتوانیم «فکر اول» را ببینیم و یک «فکر دوم» متعادلتر بسازیم.
در پستهای بعدی، ۵ مثال واقعی را با هم مرور میکنیم.
مثال ۱: وقتی بعد از حرف زدن، ذهنت شروع میکند به کوبیدن تو 🎤🗣️
موقعیت: حرف زدن در یک جمع یا جلسه.
💭 فکر اول: «همه فهمیدن که من بیسوادم، کاش اصلاً حرف نمیزدم!»
😟 احساس: شرم و اضطراب.
🚶 رفتار: عقبنشینی و سکوت در ادامه.
✅ فکر دوم (متعادلتر):
«ممکنه حرفم کامل نبوده باشه، ولی این دلیل نمیشه بیسواد باشم. همه آدمها گاهی دقیق حرف نمیزنن. احتمالاً بقیه اینقدر که من دارم خودم رو قضاوت میکنم، به حرفم گیر ندادن.»
مثال ۲: وقتی قبل از امتحان، شکست را از قبل زندگی میکنی 📝📉
موقعیت: نزدیک شدن به یک امتحان یا ارزیابی مهم.
💭 فکر اول: «من قطعاً خراب میکنم.»
😟 احساس: اضطراب شدید.
🚶 رفتار: قفل شدن، اهمالکاری و افت تمرکز.
✅ فکر دوم (متعادلتر):
«ممکنه سخت باشه، ممکنه همهچیز ایدهآل پیش نره، ولی فاجعه نیست. من میتونم با همین شرایط، بهترین کاری که از دستم برمیاد رو انجام بدم. قدم به قدم جلو میرم.»
مثال ۳: وقتی یک عدد، درباره ارزش تو نظر میدهد 📱💔
موقعیت: لایک یا بازدیدِ کمتر از حد انتظار برای یک پست.
💭 فکر اول: «پس من مهم نیستم… هیچکس منو دوست نداره.»
😟 احساس: غم و بیارزشی.
🚶 رفتار: پاک کردن پست، مقایسه وسواسی با دیگران.
✅ فکر دوم (متعادلتر):
«این عددها لزوماً چیزی درباره ارزش من نمیگن. شاید خیلیها ندیدن، شاید زمانش خوب نبوده. من با یک عدد تعریف نمیشم.»
مثال ۴: وقتی یک جواب کوتاه، قصهای کامل میسازد 💬⏳
موقعیت: جواب کوتاه و سرد (مثل یک «اوکی» ساده) از طرف کسی که به او پیام دادی.
💭 فکر اول: «حتماً ازم ناراحته، یا منو جدی نمیگیره.»
😟 احساس: دلشوره و حساسیت.
🚶 رفتار: توضیح اضافه دادن، پیگیری وسواسی یا قهر کردن.
✅ فکر دوم (متعادلتر):
«ممکنه خسته باشه، ممکنه سرش شلوغ باشه. لازم نیست با یک جواب کوتاه، یک داستان کامل بسازم. اگه مهمه، ساده میپرسم: حالت خوبه؟»