💢 بصیرت، کلید رهایی
🔶 اطاعت از ولایت مطلقه فقیه را بر خود واجب بدانید.
🇮🇷 شهید مدافع حرم محمود رادمهر
🕊 شهدا را یاد کنیم با ذکر صلوات
•┈┈•❀🕊🍃🌺🍃🕊❀•┈┈•
✅@sedaketab
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍ اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْن
وَ عَلی عَلی ِ بْن الْحُسَین
وَ عَلی اَوْلادِ الْحْسَیْن
وَ عَلی اَصحابِ الْحُسَین...
•┈┈•❀🕊🍃🌺🍃🕊❀•┈┈•
✅@sedaketab
صدای کتاب
📚#معرفی_کتاب 📗معجزههای خواربارفروشی نامیا ✍کیگو هیگاشینو 🔶 وقایع کتاب معجزههای خواربارفروشی نامی
@sedaketabD1738966T16214160(Web).mp3
زمان:
حجم:
11.9M
📚📣 کتاب صوتی
📗#معجزه_های_مغازه_خوار_و_بار_فروشی_نامیا
✍️ کیگو هیگاشینو
🎙راوی: بهادر ابراهیمی
🔸 قسمت هفتم
💢 در کتاب صوتی این هفته، میزبان شما هستیم با ماجرای معمایی فروشگاهی که مردم نامههایشان را به داخل آن میاندازند و از صاحب آنجا کمک میخواهند! دو اقتباس سینمایی چینی و ژاپنی از این کتاب ساخته شدهاست.
#کتاب_صوتی
•┈┈•❀🕊🍃🌺🍃🕊❀•┈┈•
✅@sedaketab
✍ الهی که خدا بخواهد و تو صاحب شادترین قلب جهان باشی ...
🌌 در پناه خداوند یکتا، شبتون بخیر
•┈┈•❀🕊🍃🌺🍃🕊❀•┈┈•
✅@sedaketab
هدایت شده از صدای کتاب
▣⃢ فایل PDF تمامی کتاب ها رایگان📚
▣⃢ فایل صوتی کتاب ها بصورت رایگان🎙
▣⃢ قصه های صوتی 🔊
▣⃢ مسابقه با جوایز ارزنده🎁
✍ من وطنم را دوست دارم چون ..
🎁 مخاطبان عزیز، جمله بالا را تکمیل و برنده جوایز نقدی کانال صدای کتاب باشید.
#لینک_عضویت:
🔻🔻🔻🔻
https://eitaa.com/sedaketab
•┈┈•❀🕊🍃🌺🍃🕊❀•┈┈•
✅@sedaketab
💢 تلنگر
🌅 خدایا شکرت ...
🏷 سلام و احترام، خوش آمدین به کانال صدای کتاب
•┈┈•❀🕊🍃🌺🍃🕊❀•┈┈•
✅@sedaketab
📚#داستان_کوتاه
✍ سارا، دخترک ۸ ساله، یک روز به طور اتفاقی شنید که پدر و مادرش درباره وضعیت وخیم برادر کوچکش صحبت میکردند. او فهمید که برادرش به شدت بیمار است و خانواده پول کافی برای مداوای او ندارند. پدر که به تازگی شغل خود را از دست داده بود، آهسته به مادر گفت: “فقط یک معجزه میتونه پسرمون رو نجات بده.”
✨ این جمله در ذهن سارا طنینانداز شد. او با قلبی پر از نگرانی به اتاق خوابش رفت و قلک کوچک خود را از زیر تخت بیرون کشید. قلک را شکست و تمام سکهها را روی تخت ریخت و شروع به شمردن آنها کرد. تنها ۵ دلار داشت. بدون لحظهای تردید، از در عقبی خانه خارج شد و به سمت داروخانه محل رفت.
✨ وقتی به داروخانه رسید، پشت پیشخوان ایستاد و منتظر ماند تا داروساز به او توجه کند. اما داروساز مشغولتر از آن بود که دختری کوچک را ببیند. سارا با اضطراب پاهایش را به هم میزد و سرفه میکرد تا توجه او را جلب کند. بالاخره، خسته از انتظار، سکههایش را محکم روی پیشخوان ریخت.
✨ داروساز متعجب به سمت او برگشت و گفت: “چه میخواهی، دختر کوچولو؟”
سارا با صدای لرزان پاسخ داد: “برادرم خیلی مریضه و من میخوام یک معجزه بخرم.”
داروساز با حیرت گفت: “ببخشید، چی گفتی؟”
سارا توضیح داد: “پدرم میگه فقط یک معجزه میتونه برادرم رو نجات بده. منم میخوام اون رو بخرم. قیمت معجزه چقدره؟”
داروساز با نرمی گفت: “دختر جون، ما اینجا معجزه نمیفروشیم.”
✨چشمان سارا پر از اشک شد و با صدایی پر از ناامیدی گفت: “خواهش میکنم! برادرم خیلی مریضه و بابام پول نداره. این تمام پولیه که دارم. من باید از جایی معجزه بخرم.”
در همین لحظه، مردی که در گوشهای ایستاده بود، به سمت سارا آمد و با مهربانی پرسید: “چقدر پول داری، دختر کوچولو؟”
سارا با دستان لرزان پولهایش را نشان داد. مرد با لبخندی گفت: “اوه، چه جالب. فکر میکنم این پول برای خرید معجزه برادرت کافی باشه.”
مرد دست سارا را گرفت و گفت: “بیا، من میخوام برادرت و پدر و مادرت رو ببینم. فکر کنم معجزه برادرت پیش منه.”
🏷 آن مرد، دکتر آرمسترانگ، جراح معروف مغز و اعصاب بود. روز بعد، او با موفقیت عمل جراحی بر روی مغز برادر سارا انجام داد و جان او را نجات داد.
بعد از جراحی، پدر سارا به نزد دکتر رفت و با تشکر گفت: “این یک معجزه واقعی بود. چطور میتونیم هزینه این عمل رو بپردازیم؟”
دکتر لبخندی زد و پاسخ داد: “فقط ۵ دلار.”
•┈┈•❀🕊🍃🌺🍃🕊❀•┈┈•
✅@sedaketab
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏷 ولی اگه شد اون چیزی که میخوای...
به همه بگو معجزه مثل نور میمونه، از جایی که فکرشو نمیکنی وارد زندگیت میشه.
•┈┈•❀🕊🍃🌺🍃🕊❀•┈┈•
✅@sedaketab