🇮🇷 سدرةالمنتهی 🇮🇷
﷽ #چرا_حجاب🤔 #قسمت_اول📝 این قسمت:حجاب چيست⁉️ ⛔️قبل از هر چيزي بايد بدانيم حجاب چيست؟ حجاب از
﷽
#چرا_حجاب🤔
#قسمت_دوم
📝این قسمت: حجاب🧕در اصطلاح
✅در اصطلاح واژه ي حجاب بيشتر در مورد پوشش زن به كار مي رود كه به اين معنا (پرده) يعني در پشت پرده بودن زن.
⛔️آنچه امروزه از كلمه ي حجاب برداشت مي شود، كمي متفاوت از كاربرد آن در گذشته است.
⚠️ امروزه حجاب يعني پوشش براي زنان، شايد به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن باشد، به گفته ي مرحوم شهيد مطهري (ره) معناي اصطلاحي حجاب بيشتر در عصر ما پيدا شده است، اما فقها در كتب فقهي از واژه «ستر» به معناي پوشش استفاده مي كنند و كم تر از كلمه ي حجاب به معناي پوشش استفاده مي نمايند.
#حجاب #عفاف
#حجاب_حکم_خدا
🕊#سدرةالمنتهی ↙️↙️
🕋👉@Sedrah👈🇮🇷
11.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 روز 20 ماه #ربیع_الاول 1447
22 ماه #شهریور
🔹
هفت خان آزمون#آيت_الله_العظمی_جوادی_آملی #جام_معرفت 👇👇👇👇
💠
هفتخان آزمون🔹 انسان یك دوستی دارد و یك دشمنی چه اینكه یك ناری دارد و یك نوری ✨ 💢 دشمن اگر #بیرون از جان آدم باشد: ⚡️ شناخت او آسان است ⚡️ مبارزه با او سخت نیست ⚡️ پیروزی بر او میسر است ⚡️ به نتیجه رسیدن ممكن است. 👈 ولی اگر در #درون باشد از جهات گوناگون با دشواری همراه است . 🌟 اینكه عرفا از كجا شروع كرده اند و به قرب الهی راه پیدا كرده اند، پاسخش همین جاها روشن می شود. ما اول از این #هفت_خان_دشمن بگذریم تا به آن مراحل دوست برسیم ▫️ دشمن بیرونی كه مشخص است ▫️ دشمن درونی همین هوای نفس و خواسته های نفس و امیال و اغراض و غرایز نفسانی است ❇️ فریقین از وجود مبارك رسول گرامی (علیه و علی آله آلاف التحیة و الثناء) نقل كرده اند كه حضرتش فرمود : دشمن ترین دشمنان شما در درون شماست همین هوس است❗️ هر كس سقوط كرده است به وسیله هوس سقوط كرده: ✔️جاه طلبی ✔️خودخواهی ✔️خود بزرگ بینی ✔️طمع ✔️حسد و مانند آن كه اینها ابزار دام اندازی این هوس است 📌 «أَعْدَى عَدُوِّكَ نفسُكَ التى بین جَنْبَیكَ». #آیت_الله_العظمی_جوادی_آملی #جام_معرفت 📚 سخنرانی در جمع دانشجویان تاریخ: 1381/05/12 🕊#سدرةالمنتهی ↙️↙️ 🕋👉@Sedrah👈🇮🇷
@audio_ketab کتابخانه صوتیPart01_محمد پیامبری برای همیشه.mp3
زمان:
حجم:
10.6M
🎧 کتاب صوتی
#محمد_پیامبری_برای_همیشه
" اثر حسن رحیم پور ازغدی
🎙فصل اول : چه باید کرد؟
(سیره حکومتی)
🕊#سدرةالمنتهی ↙️↙️
🕋👉@Sedrah👈🇮🇷
11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امام رضایی ها ببینند.
اشکتون سرازیر شد التماس دعا🤲😭
#حاج_حیدر_خمسه
#ساعت_هشت_بوقت_امام_رضا
#یا_امام_رضا
🕊#سدرةالمنتهی ↙️↙️
🕋👉@Sedrah👈🇮🇷
@audio_ketab کتابخانه صوتیPart02_محمد پیامبری برای همیشه.mp3
زمان:
حجم:
21.8M
🎧 کتاب صوتی
#محمد_پیامبری_برای_همیشه
" اثر حسن رحیم پور ازغدی
🎙فصل دوم: محمد (ص) پیامبری برای همیشه
🕊#سدرةالمنتهی ↙️↙️
🕋👉@Sedrah👈🇮🇷
🔴داستان تشرف آیت الله سیّد شهابالدین مرعشی نجفی(ره) در سرداب مقدس خدمت حضرت صاحب الزمان(عج الله تعالی فرجه شریف)
🌺حضرت آیت الله مرعشی نجفی(رحمة الله علیه):
🍃شب به نیمه رسیده بود و خواب به چشمانم نمیآمد و درگیر فکر و خیال شده بودم. با خود گفتم: «شب جمعه شایسته است که به سرداب مقدس بروم، زیارت ناحیه مقدسه را بخوانم و حاجات خود را از آن حضرت بخواهم. با آن که کمی خطرناک است و امکان دارد از ناحیه کسانی که دشمنی قلبی با اهل بیت پیامبر(ص) و شیعیان دارند مورد تعرض واقع شوم. هر چند که بهتر است با چند نفر از همراهان به آنجا بروم ولی این موقع شب شایسته نیست باعث اذیت دوستانم بشوم و اگر تنها بروم بهتر امکان درد و دل با آقا را دارم.»
با این افکار از جایم برخاستم، وضو گرفتم و به آهستگی از حجره خارج شدم. شمع نیم سوختهای که به روی طاقچه راهرو بود را در جیب گذاشتم و به سمت سرداب مقدس راه افتادم. همه جا تاریک بود و سکوت مرگباری را در سرتاسر مسیر احساس میکردم. قبل از ورود به سرداب مقدس، لحظهای ایستادم و درنگی نمودم. درب سرداب را به آهستگی به داخل هل دادم و پا به داخل گذاشتم و با احتیاط از پلهها پایین رفتم. انعکاس صدای پایم، مرا کمی به وحشت انداخت. به کف سرداب که رسیدم شمع را روشن کردم و مشغول خواندن زیارت ناحیه مقدسه شدم.
بعد از مدت کمی صدای پای شخصی را شنیدم که از پلهها پایین میآمد. صدای پاهایش درون سرداب میپیچید و فضای ترسناکی ایجاد میکرد. خواندن زیارت ناحیه را رها کردم و رویم را به سمت پلهها برگرداندم. مرد عرب ژولیده و درشت هیکلی را دیدم که خنجری در دست داشت و از پلهها پایین میآمد و میخندید؛ برق چشمان و دندانها و خنجرش، ترس مرا چند برابر کرد و ضربان قلبم را بالا برد. دستم از زمین و آسمان کوتاه بود و عزرائیل را در چند قدمی خود میدیدم. احساس میکردم لبها و گلویم خشک شدهاند؛ عرق سردی بر پیشانیام نشسته بود و نمیدانستم چکار کنم. پای مرد خنجر به دست که به کف سرداب رسید، نعره زنان به سوی من حمله کرد و در همان لحظه شمع را خاموش کردم و پا به فرار گذاشتم. آن مرد نیز در تاریکی سرداب به دنبال من دوید و گوشه عبای من را گرفت و با قدرت به سوی خود کشاند.
در آن لحظه به امام زمان (عج الله تعالی فرجه شریف) توسل نمودم و بلند فریاد زدم: «یا امام زمان!». صدایم درون سرداب پیچید و چندین بار تکرار شد که در همان لحظه مرد عرب دیگری در سرداب پیدا شد و رو به مردم مهاجم فریاد زد: «رهایش کن» و بلافاصله مرد عرب قوی هیکل، بیهوش بر زمین افتاد و من نیز که تمام توانم را از دست داده بودم دچار ضعف شدم. در حالی که میلرزیدم به زانو درآمدم و به روی زمین افتادم.
کمی بعد احساس کردم فردی مرا صدا میزند. چشمانم را که باز کردم دیدم شمع روشن است و سرم به زانو مرد عربی است که لباس بادیه نشینان اطراف نجف را بر تن دارد. هنوز در فکر مرد مهاجم بودم، نگاهم را که برگرداندم، دیدم همچنان بیهوش در وسط سرداب افتاده است. خواستم برخیزم و بنشینم اما رمق نداشتم. مرد عرب مهربان، چند دانه خرما در دهانم گذاشت که هرگز خرما یا هیچ غذای دیگری با آن طعم و مزه نخورده بودم
در حالی که سر به زانوی آن مرد داشتم به من گفت: «خوب نیست در مواردی که خطر تو را تهدید میکند تنها به اینجا بیایی، بهتر است بیشتر احتیاط کنی. اگر تعدادی از شیعیان حداقل روزی دوبار به حرم عسکریین مشرف شوند باعث میشود که همه شیعیان با آرامش و امنیت بیشتری بتوانند به زیارت بیایند.» سپس در مورد کتاب «ریاض العلماء» میرزا عبدالله افندی گفت: «ای کاش این کتاب ارزشمند پیدا شود و در اختیار اهل علم و دیگر مردم قرار گیرد.»
حرفهایش که به اینجا رسید، یک لحظه در فکر فرو رفتم که چگونه ممکن است فردی به یکباره در این سرداب تاریک ظاهر شود و نام مرا بداند و حتی چطور ممکن است که فردی بادیه نشین، میرزا عبدالله افندی و کتابش را بشناسد؟ و چطور توانست با یک نهیب، آن مرد قوی هیکل را آنگونه نقش بر زمین کند؟. هنوز در این افکار غوطهور بودم که ناگهان متوجه شدم از آن مرد مهربان خبری نیست. به خود آمدم و فریاد زدم: «ای وای، سرم در دامان آقا، مولا و مقتدایم حضرت حجت بن الحسن المهدی(عج الله تعالی فرجه شریف) بوده و ساعاتی نیز با او حرف زدهام اما او را نشناختهام. غم عالم بر دلم نشست، با دیدهای اشکبار، از سرداب به قصد زیارت حرم عسکریین خارج شدم تا بلکه یار را در آنجا بجویم در حالی که هنوز مرد غول پیکر مهاجم عرب، بیهوش در کف سرداب افتاده بود.
📚کتاب تشرفات مرعشیه،تألیف حسین صبور
🌤#الّلهُـمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّڪَـــالْفَـــرَج 🌤
#امام_زمان
🕊#سدرةالمنتهی ↙️↙️
🕋👉@Sedrah👈🇮🇷
امام باقر علیه السلام:
اگر خواهان قرار گرفتن در مقامات رفیع هستید،
اگر خواهان گشایش در هر امری هستید،
اگر خواهان جلب رضایت خداوند میباشید،
توجّه به دو امر الزامی است:
شناخت امام زمان علیه السلام.
اطاعت از امام زمان علیه السلام.
مکیال المکارم ج ۲، ص ۲۰
🕊#سدرةالمنتهی ↙️↙️
🕋👉@Sedrah👈🇮🇷