eitaa logo
روضه‌های خانگی سدره
2.1هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
612 ویدیو
190 فایل
🌿 برپایی روضه‌های خانگی در تهران، قم، مشهد ✨️هماهنگی و ثبت جلسات خونگی: @sedreh_admin 90007273 هماهنگی روضه نیابتی: @sedreh_plus
مشاهده در ایتا
دانلود
12.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از خونه‌‌مون تا حرم امام رضا (ع)؟!🍃 📽 پیشنهاد تماشا
ما در سدره، با هماهنگی مداح و سخنران، بهتون کمک می‌کنیم راحت‌تر توی خونه‌تون جلسه توسل به امام رئوف (ع) رو برگزار کنین. 🔅راه‌های هماهنگی و دعوت از مداح و سخنران در ایتا و بله: @Sedreh_admin شماره‌ تماس: 90007273
هرچند حال و روز زمین و زمان بَد است یک قطعه از بهشت در آغوش مشهد است🍃
این یکی از سوالات پرتکرار شماست اگر دوست دارین با اهدای کمک‌های مالی، به ترویج مجالس خونگی کمک کنین می‌تونین در طرح شرکت کنین.
🌿 هر کس در راه عزا و زیارت حسین‌بن‌علی (علیه‌السلام) به مقدار درهمی انفاق نماید، ملائکه در آنچه انفاق نموده است تا روز قیامت با او دادوستد می‌کنند و به ازای هر درهم هفتاد حسنه به وی می‌دهند و خداوند برای او قصری در بهشت بنا خواهد کرد. تَظَلُّمُ الزَّهرَاء، ص ۷۳ اگه شما هم دوست دارین به اقامه راه سیدالشهداء و ترویج روضه‌های خانگی کمک کنین، به طرح باب‌السدره بپیوندین.🌱 باب‌السدره، دری به سوی خوشبختی‌ و رزق بی‌پایانه.🍃 🔹اطلاعات تکمیلی در پوستر پرداخت از طریق :
۵۰۲۲۲۹۱۰۹۷۰۷۹۶۰۰
به نام احمدعلی صادقی
هدایت شده از نشریه عین
💠 یا منتقم 🩸 فراخوان شماره یازدهم مجله عین؛ «خون» 🏴 روز را بدون خورشید تصور کنید؛ شب می‌شود. دریا را بدون آب تصور کنید؛ کویر می‌شود و بدن را بدون خون تصور کنید؛ می‌میرد. ما لااقل به پنج لیتر خون نیاز داریم و قلب، این خونِ سرخ را در سرتاسر بدن می‌چرخاند تا زنده بمانیم. ولی روزی، جایی و یک وقتی، همین خون، همین مایه‌ی حیات بر زمین ریخته می‌شود تا بیدار شویم و حرکت کنیم. خونی که در تن می‌چرخد، بدن را حیات می‌بخشد و خونی که بر زمین ریخته می‌شود، دل و دل‌ها را زنده می‌کند. چشم‌ها را باید شست، گاهی اما نه با آب، که با خون؛ این خون است که چشم‌ها را روشن خواهد کرد. 🔻در عینِ یازدهم، می‌خواهیم همین سوگ و حماسه، این دو یار همیشگی شیعه در طول تاریخ را روایت کنیم. تعریف کنیم که این خون‌های بر زمین ریخته، چطور ما را زنده کرد و به میدان کشاند؛ چطور دست‌هایمان را به هم دادیم و بغض‌آلود، سفت و محکم ایستادیم. 📝 از شما نویسندگان و مخاطبان گرامی دعوت می‌کنیم روایت‌ها، سوژه‌ها، تصاویر و موضوعات مرتبط با موضوع این شماره را برای عین ارسال کنید. ✅ برای توضیحات بیشتر و معیارهای داوری متن‌ها به سند پیوست مراجعه کنید. 📬 ارتباط با مجله، پرسش و ارسال آثار (در قالب word) به @ain_mag ⭕ آخرین مهلت ارسال آثار: چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ 📚 مجله عین سایت | بله | ایتا
عنایت خاص امام رضا (علیه‌السلام) به شیعیانشان 🍃 بخش اول مرحوم حیدر آقا تهرانی، معروف به حیدر آقا معجزه، عارف بزرگ معاصر، نقل می‌کند سال‌ها پیش در رواق مطهر امام رضا (ع) پیرمردی بسیار سالخورده و خمیده را دیدم که با حضور قلب خاصی مشغول زیارت بود؛ اما هنگام برخاستن توان حرکت نداشت. از آن پس هر روز او را می‌دیدم و کمکش می‌کردم. پیرمرد می‌گفت از جوانی هر سال برای زیارت امام رضا (ع) به مشهد می‌آید. در نخستین سفر زیارتی‌اش، زمانی که هنوز وسیله نقلیه‌ای نبود پیاده عازم مشهد شد. سه دوست صمیمی تا یک فرسخی او را بدرقه کردند. هنگام وداع، با گریه از او خواستند سلامشان را به امام برساند و در حرم از آنان یاد کند. پیرمرد می‌گفت پس از رسیدن به مشهد، با خستگی به حرم مشرف شدم و پس از زیارت در گوشه‌ای بی‌حال افتادم و حالتی شبیه از خود بی‌خود شدن به من دست داد. در آن حال دیدم امام رضا (ع) در میان جمعیت زائران، با دست مبارک خود نوشته‌هایی میان مردان و زنان و حتی کودکان تقسیم می‌کنند. هنگامی که به من رسیدند، چهار نوشته عطا فرمودند. عرض کردم: چرا چهار تا؟ فرمودند: یکی برای خودت و سه تا برای سه رفیقت. عرض کردم: شایسته است دیگری را مأمور فرمایید تا نوشته‌ها را تقسیم کند. حضرت فرمودند: این جمعیت به امید من آمده‌اند و خودم باید به آنان برسم. وقتی یکی از نوشته‌ها را گشودم، در آن چهار جمله نوشته بود: «برائت از آتش، امان از حساب، دخول در بهشت و من فرزند رسول خدایم (صلی‌الله‌علیه‌وآله)». شهید عبدالحسین دستغیب (ره)، داستان‌های شگفت، ص ۱۲۶
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى الْإِمَامِ التَّقِیِّ النَّقِیِ‌ وَ حُجَّتِکَ عَلَى مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَى الصِّدِّیقِ الشَّهِیدِ صَلاَةً کَثِیرَةً تَامَّةً زَاکِیَةً مُتَوَاصِلَةً مُتَوَاتِرَةً مُتَرَادِفَةً کَأَفْضَلِ مَا صَلَّیْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِیَائِکَ‌
گرچه خورشیدِ فلک چشم و چراغ عالَم است روشنایی‌بخشِ چشم اوست خاکِ پایِ تو امام رضا جان...💛
عنایت خاص امام رضا (علیه‌السلام) به شیعیانشان🍃 بخش دوم پيرى پينه‌دوز از شهر دوری آرزو داشت به زيارت حضرت امام رضا (ع) برود؛ ولى به خاطر شرایط اقتصادى و فاصله زیادش امكان زيارت براى او نبود. قافله‌اى در آن شهر آماده حركت به سوى مشهد شد و پيرمرد كه ديگر طاقت فراق را نداشت، پياده همراه قافله حركت كرد و در مسير راه دچار شكاف پا و زخم قدم شد. هنگامى كه به مشهد رسيد، با همان وضع و حال، ابتداى مغرب به حرم رفت و با اشک و زارى زيارت كرد و تا دير وقت در حرم نشست تا كنار ضريح خوابش برد و طبيعتاً در حال خواب پايش دراز شد. خادمى تندخو و عصبانى در حال گشتن ميان حرم بالاى سر پيرمرد رسيد، فريادى بر او زد كه از خواب بيدار شود؛ ولى پيرمرد از شدت خستگى بيدار نشد. لگدى محكم به پهلوى پيرمرد زد كه از شدت درد از خواب پريد. او را هم از حرم بيرون كرد. پيرمرد پس از بيرون آمدن از حرم با زحمت اطاقى كهنه و خراب در مسافرخانه‌اى قديمى پيدا كرد و هنگام خوابيدن رو به حرم كرد و گفت: در ديار و شهرم به من گفتند تو داراى مضيف‌خانه هستى كه از زائرانت پذيرايى مى‌كنند. مضيف‌خانه‌ات كجاست؟ مى‌گفتند: امام رئوفى ولى رأفت تو كجاست و چه شد؟ من كه در حرم مطهرت در برابرت چنان لگد به پهلويم زدند كه پهلويم درد گرفت! خادم حرم نيمه‌شب امام رضا (ع) را در خواب ديد. به حضرت عرض سلام كرد. حضرت جواب سردى دادند. به حضرت عرضه داشت: پسر پيامبر! پنجاه سال است در لباس خادمى شما به سر مى‌برم چرا با بى‌رغبتى پاسخ سلامم را دادى؟ حضرت فرمود: ولى در اين پنجاه سال لگد به پهلوى من نزده بودى. ديشب به پهلويم لگد زدى و تا كنون پهلويم درد مى‌كند. آرى؛ لگد به پهلوى زائرم زدى دردش را من مى‌كشم! خادم بيدار شد و تا صبح نخوابيد. گشت تا پير پينه‌دوز را پيدا كرد و به خانه خود برد و تا روزى كه پير مرد در مشهد بود از او پذيرايى جانانه كرد و رضايت كامل او را به خاطر برطرف كردن رنجش حضرت امام رضا (ع) جلب كرد.
روضه‌های خانگی سدره
امام رئوفمون می‌فرمایند: ما برای کسی که از ما پیروی کند، روشنایی هستیم... 🔸️این روزها با برگزاری جل
اگه هنوز تصمیم نگرفتین جلسه توسل به امام رئوف (ع) رو توی خونه‌تون برگزار کنین، همه‌ی "نشدنی‌ها" و "تردیدها" رو کنار بذارین و به امید عنایت خاص امام رضا (ع) به خونه‌ و زندگی‌تون، برای هماهنگی اقدام کنین.