عاشقی جرم قشنگی ست مرا دار نزن :)
شده ام عاشق تو، عشق مرا جار نزن
ای که از راز دل عاشق من با خبری
عشق پنهان مرا تهمت انکار نزن
شده ام بسته به عشقت ،به یقین میدانی
پس تو هم قلب مرا زخمه بسیار نزن
خواستم تا که شوم عاشق شیرین صفتت
عشق شیرین مرا ، مهر خریدار نزن
عاشقم باش عزیزم تو نگو عشق خطاست
به خطا زخم براین عاشق تبدار نزن
من که دیگر شده ام عاشق و دلبسته تو
تو بیا سنگ به این خسته بیمار نزن...
-سِیوآ؛
-سِیوآ؛
امر به معروفم نکن معروف من چشمان تو دینم لبت، فکرم غمت، جانم میان جان تو:)
توبه کردم که دگر با چشمانت مست نشوم...
مست بودم که چنین توبه ی بیجا کردم ...
کسی سوال میکند به خاطر چه زندهای؟
من برای زندگی ، تو را بهانه میکنم...