فقط کافی است به یاد تو بیفتم و انگار که همین دوای درد روح مجروح من است و درد کشیدن به خاطر تو مایهٔ تسکین است.
تا کی باید منتظرت باشم تا کی باشی و من
پی به حضورت نبرم آرزوی منی ای کاش به گورت نبرم
میخاد بره بره حال نمیکنم هی بره بیاد
یه کم جدا باشیم خوبه برا هم
تو پیشت یکی دیگست ولی زوده برا من…
من همش خیابونم انگار خونه ندارم
برو دیگه دوست ندارم