میخاد بره بره حال نمیکنم هی بره بیاد
یه کم جدا باشیم خوبه برا هم
تو پیشت یکی دیگست ولی زوده برا من…
من همش خیابونم انگار خونه ندارم
برو دیگه دوست ندارم
حد وسط رو گم کردم، نه با آدمها حس بهتری دارم، نه با تنهایی به توافق میرسم، نه حوصله شلوغی رو دارم، نه با سکوت خونه کنار میام، نه انرژی کافی برای حرف زدن دارم نه با خودخوری حس راحتی دارم، بعضی روزها به معنای واقعی کلمه از کادر زندگی خارج میشم.