رنج او آنقدر طولانی شد ؛
که اطرافیانش به آن عادت کردند
و از یاد بردند که او
سخت در عذاب است ..
-
" آدمای سمی همیشه داستان رو از جایی تعریف میکنن که تو دیگه نتونستی تحمل کنی و واکنش نشون دادی؛
اما هیچوقت نمیگن خودشون چطوری تورو از نظر روحی و احساسی نابود کردن.
اونا قصه رو طوری میگن که انگار همه چیز تقصیر تو بوده،
اما پشت این سقوط احساسی تو مدت ها بی انصافی و زخم هایی هست که فقط تو میدونی چقدر عمیق بوده.!
-
یه چیزایی تو زندگی دیگه مثل قبل نمیشه،مثل اولین باری که دلت رو به غرورت ترجیح دادی و هردوش شکست.