سِراج | seraj !🌿'
#مـتـنگـرافـۍامـامزمـانـۍ 😍 ———🍓⃟🍭——— مـومݩ باید هرروز برا خودش برݩامہ معنوے داشٺہ باش
#مـتـنگـرافـۍامـامزمـانـۍ 😍
———🍓⃟🍭———
هر وقت با نهایت بدبختی صدات می کنم، واژه کم میآرم وخطابم تموم میشه.
سرم رو پایین میندازمو و فقط میگم:
_ادرڪني
یعنی:
منو #دریــــاب!
میخوام بدونی که"میخوام" اما نمیشه.
میخوام بگم:
ارادهم #ضعیفه و نمیتونم بۍکمک شما پیش برم.
ادرڪنۍ، #رمـــز بیچارگی آدماست.
اینڪه میگم:
#یامهدۍادرڪني!
یعنی خودم نمیتونم.
یعنیتنهایینمیتونم براۍخودم کاری کنم.
میخوام بگم دستمو بگیر مولایمن
#کمکمکنبشمهمونیکهمیخواۍ
من درست میشم ...من درست میشم!
#بامولامحرفمیزنم....!
#بامولاتحرفمیزنۍ....؟
"یامهدۍادرڪني
『@tasnim14125』
❤️بسم ربّ فاطمةالزهراء❤️
🌹🍃فردا، سالروز ولادت با سعادت مادر سادات و دردانهی هستی، حضرت فاطمه ی زهرا سلاماللهعلیها را به محضر حضرت امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف و شما خوبان تبریک و تهنیت عرض میکنیم🍃🌹
🌸🍃همچنین،
روز مادر و روز زن هم خیلی خیلی مبارک🍃🌸
❤️بهبه چه عید قشنگی😍🙏
الهی که به حق این شب و روز عزیز،
کلی دلتون شاد و خوشحال باشه و به
حق خانم حضرت زهرا سلاماللهعلیها
به زودیِ زود و به بهترین شکل ممکن
حاجتروا بشید...آمین🤲❤️
#ولادت_حضرت_زهرا سلاماللهعلیها
#روز_مادر
#روز_زن
『@tasnim14125』
🍃بــسم الله الرحمنــ الرحیمــ🍃
به وقت رمــان #رنج_مقدس👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
بࢪاےخواݩدݩهࢪقـسمٺاز ࢪماݩیـــڪ صݪــواٺ بہ نیٺ تعجیڷ دࢪفرج آقا امام زماݩ (عج) اݪـزامیــسٺツ♡
#اللهمْعَجِلْلِوَلِیِڪالفَـــࢪَج ✨
سِراج | seraj !🌿'
🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸 🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃 🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸 🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃 🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸 🌸🍃🌸🍃🌸🍃 🌸🍃🌸🍃🌸 🌸🍃🌸🍃 🌸🍃🌸 🌸🍃 🌸 #رنج_مقدس 🍃 #نرجس_شکوری
🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
🌸🍃🌸🍃🌸🍃
🌸🍃🌸🍃🌸
🌸🍃🌸🍃
🌸🍃🌸
🌸🍃
🌸
#رنج_مقدس 🍃
#نرجس_شکوریان_فرد ✨
#پارت_چهارم
این مهمانی هم تمام شد و آن شب هم زیر نگاه های خریدارانه ی خاله و توجه های پسرخاله، حال و حوصله ام سررفت. مبینا کنارگوشم تهدیدم کرد :
- اگرخاله خواستگاری کرد و تو هم قبول کردی، اعتصاب می کنم و عروسیت نمی آم.
علی کارش را بهانه کرد و زودتر از بقیه بلند شد. در برگشت، مادر کنارگوش علی چیزی گفت و علی هم ابرو درهم کشید و گفت :
- بی خود کردند. اصلا تا یکسال هیچ برنامه ایی نداریم. نه سامان، نه کس دیگه.
خاله بعداز آن شب، چندبار هم زنگ زده بود و مادر هر بار به سختی، به خواستگاری اش جواب رد داده بود.
رد موجهای ریز و درشت آب را که به دیوارهای حوض میخورند و آرام میگیرند، دنبال میکنم. از وقتی مبینا رفته خیلی تنها شده ام. بی حوصله که میشوم حیاط و حوض آب همدمم میشود. دلم هوای طالقان کرده است. ظهرها که همه میخوابیدند کتابم را بر میداشتم و از خانه بیرون میرفتم. آرام دست به دیوارهای کاهگلی میکشیدم گل های سر راه را نوازش میکردم، دور تک درختها چرخ میزدم تا به کنار چشمه برسم. قمقمهء آبم را پر میکردم و دنبال خیالاتم به کوه میزدم. تنهایی و عظمت کوه روحم را آرام میکرد و فکرم را به حرکت وا میداشت. گاهی دیگران همراهم میشدند. با آنها بودن شور خاص خودش را داشت؛ اما لذت تنهایی، حس متفاوتی بود که در سر و صدا و شیطنتها نبود. همین هم بود که کمتر کسی را به خلوتهایم راه میدادم. هیچ کس نبود جز گلها و سبزیهای کوهی، پروانهها و کلاغهای پر سر و صدا و مارمولکهای ریز تندرو که با دیدنشان وحشت میکردم و با نزدیک شدنشان جیغ میکشیدم.
" دخترک کوه نشین، زیبای سرگردان، پری کوهی، کفتر جلد امامزاده ... " همه اینها لقبهایی بود که پدربزرگ حوالهام میکرد.
علی کنارم مینشیند، یک لحظه جا میخورم. میخندد و میگوید:
_ کجایی؟
شانههایم را بالا میاندازم. نمیگویم که در خیال طالقان بودهام و دلم تنگ شده است.
_ توی آب.
هومی میکند:
_ کجای آب مهمه. عمقی یا سطح.
سرم را بالا میآورم. با نگاهم صورتش را میکاوم که نگاه از من میگیرد. دست میکند داخل آب و آرام آرام تکان میدهد. میگوید:
_ میدونی آب اگه موج نداشته باشه چی میشه؟
ذهنم دنبال آب راکد میگردد. دستم را تکان نمیدهم تا آب آرام بگیرد.
_ مرداب میشه.
مرداب و بوی بدش را دوست ندارم. نگاهم خیره به دستانش است که با هر تکانش تولید موج میکند.
_ زندگی مثل دریاست، پر از حرکتهای آرام و موجهای ریز و درشت؛ بیشتر موجهایی که تو زندگی آدمها میافته به خواست خودشونه، با فکر خودشون کاری میکنن یا حرفی میزنن که موج میاندازه توی زندگیشون.
چشم از آب بر میدارد و نگاهم میکند:
_ منظورم رو گرفتی؟
سر تکان میدهم که یعنی: تاحدودی.
_ اگر درست عمل کنند مثل این موج نتیجهی درست عملشون با زیبایی نوازششون میده. اگر هم بد که ...
دستش را محکم توی آب تکان میدهد و موج تندی به لبهی حوض میرسد و تا به خودم بجنبم خیس شدهام. جیغ میکشم و از جا میپرم. سرم را بالا میآورم تا حرفی بزنم. ایستاده و سرش را هم چپ و راست میکند: باور کن قصد بدی نداشتم. میخواستم بگم، یعنی منظورم این بود که ...
چرا اینجوری نگام میکنی؟ درس عملی دادم. میدونی تو علم امروز تئوری درس دادن فایده نداره، ولی عملی، برای همیشه توی ذهن میمونه.
منتظرم ببینم معذرت خواهی میکند یا نه. خبلی جدی دستش را توی جیب شلوارش میکند و میگوید:
_ باشه باشه. بقیش رو میذاریم بعداً. نمیخوای نگاهتو مهربون کنی؟ من الآن باید برم خرید. برگشتم صحبت میکنیم.
#ادامه_دارد......
#دوستانتونرادعوتکنید
『@tasnim14125』
سِراج | seraj !🌿'
🌱
ملائک!
کِل بِکشید ماهِ خاٰتم آمَد :)
#سَلامیازجاݩبہجاناٖن
『@tasnim14125』
مانندآن خسی که به میقات پرکشید
قلبم به سوی مادر سادات پر کشید
『@tasnim14125』
∞♥∞
⚠️ #تـــݪنگـــرامـروز
#صادق باش هنگامۍ که فقيرۍ
#ساده باش وقتۍ که ثروتمندۍ
#مودب باشوقتۍ که قدرتمندۍ
#ســـڪوت ڪـن هنـــگامی ڪه
عصــــــــــــــــــــــبانۍ هســـتۍ!
『@tasnim14125』