هُوَالباقی ؛
صراط' دفترچهی خاطرات ِ یک مسافر ك در میانهیِ غُبار دنبال رد پا میگردد
از رفتن میگوییم ؛
از سختی های مَسیر و شیرینی های ِ رسیدن .
تَحت نگاه ِ مادر ¹⁸⁴
کُپی؟
اگر کلمه ای ، نور میشود برای ِ قدم های کسی ؛ نشرآن،صَدقهی جاریه است .
میگفت امام زمان-عج گم و غایب نشده است،
ما گم شدیم و محجوب گشتهایم ! امام غایب نیست،
تو نمیبینی آقا را ؛ او حاضر است، چشم ما اسیر دنیا شده،
اگر از دنیا دست بردارد، آقا را میبیند .
-میرزااسماعیلدولابی-