مرگ ما قطعی و هیچ شکی توش نیست
فقط زمانش مشخص نیست...
رفقا ما چ بخوایم چ نخوایم در این دنیا مسافریم و رفتنی
بعضیا ک خوش بحالشون با شهادت میرن
بعضیا هم با مرگ و.......
با خودمون فکر کردیم اگر همین الان خدایی ناکرده فرصت تمام بشه و بگن آماده مرگ شو......
من جز افرادِ بهشتی هستم یا جهنمی؟!
فکر می کنی دستت رو می گیرن کدوم طرفی می برنت؟!
به جهنم و عذاباش فکر کردی؟!
به تنهایی تاریکیِ شبِ اولِ قبر فکر کردی؟!
به بی کسی و این که بعد مرگ دیگه هیچ راه جبرانی نیست چی؟!!...
اگر فکر کرده باشیم انسان گونه زندگی میکنیم....
اصلا مگه میشه به دنیای بعد مرگ اعتقاد داشته باشیم و بدونیم که حساب کتابی هست پاداش عذابی هست و.......
ولی بازم بریم سمت گناه و گناه کنیم...
دل نشکنیم..راحت کسی رو قضاوت نکنیم..
تهمت نزنیم..زبونمون رو محافظت کنیم
تا درامان باشیم...
محفل اول صبحی تلنگری بود اول به خودم
بعد به شما عزیز دلی که میخونی و خیلی برام عزیزی ،بنده ی محجوب خدا...
واذکر قبرک یاد مرگ باش !
بزرگی میفرمودند...
وقتی که از رکوع به سجده سرازیر میشوی
یادِ سرازیری قبر باش
همانطور که در سجده ، کسی را نمیبینی
در قبر هم همان است
#تنها
#تاریک
و چه بدادت خواهد رسید ؟!
اِلا "حُبِ حُسین"♡ و من مانده ام
که کیست حُسین که حتی دوست داشتنش
نجات است 🥺
- @hojreh_57 - del-nava.mp3
زمان:
حجم:
1.8M
این صوت رو روی تکرار بذارین که تموم شد قطع نشه ...💔
#محفل_شب_جمعه
کتاب لهوف رو مطالعه میکردم
به قسمت #شهادت_آقا_امام_حسین رسیدم
راوی میگه...
هنگامی که امام حسین براثر جراحات وارده از پا در اومد...
وبدنش از زیادی تیر مثل خار پشت شد
صالح بن وهب ؛ملعون چنان نیزه ای بر گلوی حضرت زد..😭💔
که امام حسین از روی اسب با گونه ی راست به زمین افتاد و بلند شد😭😭😭
شب جمعه است هوایت نکنم میمیرم
آقا جانم...💔
ای مهربون تر از پدر ومادرم حسین جانم
تا آسمان راهی نیست🕊
#محفل_شب_جمعه کتاب لهوف رو مطالعه میکردم به قسمت #شهادت_آقا_امام_حسین رسیدم راوی میگه... هنگامی که ا
در همین لحظه که امام به زمین میفته
خانوم زینب از خیمه میاد بیرون
و فریاد میزنه...
وای برادرم😭💔
وای آقایم..😭
وای خانواده ام..
ای کاش آسمان بر زمین فرود می آمد ..
ای کاش کوه ها بر بیابان ها میپاشید