واذکر قبرک یاد مرگ باش !
بزرگی میفرمودند...
وقتی که از رکوع به سجده سرازیر میشوی
یادِ سرازیری قبر باش
همانطور که در سجده ، کسی را نمیبینی
در قبر هم همان است
#تنها
#تاریک
و چه بدادت خواهد رسید ؟!
اِلا "حُبِ حُسین"♡ و من مانده ام
که کیست حُسین که حتی دوست داشتنش
نجات است 🥺
- @hojreh_57 - del-nava.mp3
زمان:
حجم:
1.8M
این صوت رو روی تکرار بذارین که تموم شد قطع نشه ...💔
#محفل_شب_جمعه
کتاب لهوف رو مطالعه میکردم
به قسمت #شهادت_آقا_امام_حسین رسیدم
راوی میگه...
هنگامی که امام حسین براثر جراحات وارده از پا در اومد...
وبدنش از زیادی تیر مثل خار پشت شد
صالح بن وهب ؛ملعون چنان نیزه ای بر گلوی حضرت زد..😭💔
که امام حسین از روی اسب با گونه ی راست به زمین افتاد و بلند شد😭😭😭
شب جمعه است هوایت نکنم میمیرم
آقا جانم...💔
ای مهربون تر از پدر ومادرم حسین جانم
تا آسمان راهی نیست🕊
#محفل_شب_جمعه کتاب لهوف رو مطالعه میکردم به قسمت #شهادت_آقا_امام_حسین رسیدم راوی میگه... هنگامی که ا
در همین لحظه که امام به زمین میفته
خانوم زینب از خیمه میاد بیرون
و فریاد میزنه...
وای برادرم😭💔
وای آقایم..😭
وای خانواده ام..
ای کاش آسمان بر زمین فرود می آمد ..
ای کاش کوه ها بر بیابان ها میپاشید
ملعون دیگری چنان ضربه ای به دوش مقدس حضرت میزنه که به صورت به روی زین میفتند..
اما قربونش برم امام دیگه خسته شده بودو بلند میشد اما به زمین میخورد😭
سنان ملعون نیزه ای در گلوی حضرت فرو میبره و نیزه رو بیرون میکشه...
و براستخوان های سینه ی امام میزنه😭
و باز تیر دیگری رو رها میکند ودرگلوی حضرت مینشینه😭
امام به زمین میفته و بلند میشه و مجدد میشینن و تیر رو از گلو ی خودشون بیرون میکشن💔
دو دست مبارکشون رو زیر خونی میگیرن
زمانی که از خون پر شدند سر و محاسن و صورت خود را خضاب کرد..
و فرمودند...
این گونه که آغشته به خونم و حقم را غصب کردند خدا وند را ملاقات میکنم💔
عمر ملعون به مردی که سمت راستش بوده میگه وای برتو پیاده شو و او را به قتل برسان..
خولی خواست سرمبارک امام رو جداکنه
اما ترسید
سنان بن انس ملعون پیاده شد و باشمشیر
برگلوی شریف آن حضرت زد😭
وقسم خورد که من سر تو را جدا میکنم..و میدانم تو پسر رسول خدا هستی..
و سپس سر
مبارک حضرت رو از بدن جدا کرد😭💔