ملعون دیگری چنان ضربه ای به دوش مقدس حضرت میزنه که به صورت به روی زین میفتند..
اما قربونش برم امام دیگه خسته شده بودو بلند میشد اما به زمین میخورد😭
سنان ملعون نیزه ای در گلوی حضرت فرو میبره و نیزه رو بیرون میکشه...
و براستخوان های سینه ی امام میزنه😭
و باز تیر دیگری رو رها میکند ودرگلوی حضرت مینشینه😭
امام به زمین میفته و بلند میشه و مجدد میشینن و تیر رو از گلو ی خودشون بیرون میکشن💔
دو دست مبارکشون رو زیر خونی میگیرن
زمانی که از خون پر شدند سر و محاسن و صورت خود را خضاب کرد..
و فرمودند...
این گونه که آغشته به خونم و حقم را غصب کردند خدا وند را ملاقات میکنم💔
عمر ملعون به مردی که سمت راستش بوده میگه وای برتو پیاده شو و او را به قتل برسان..
خولی خواست سرمبارک امام رو جداکنه
اما ترسید
سنان بن انس ملعون پیاده شد و باشمشیر
برگلوی شریف آن حضرت زد😭
وقسم خورد که من سر تو را جدا میکنم..و میدانم تو پسر رسول خدا هستی..
و سپس سر
مبارک حضرت رو از بدن جدا کرد😭💔
از امام صادق روایته...
وقتی امام حسین به شهادت رسید
فرشتگان با صدای بلند گریه کردند😭
و گفتند
پروردگارما..این حسین برگزیده تو؛وفرزند برگزیده است..فرزند دختر پیامبر تو است..
ای منتقم خون حسین ادرکنی..🥺🤲
کدام مصیبت هست که با مصیبت حسین برابری کند..💔در آن روزی که دستهای سنان سر امام رو برید...
روایت شده که همین سنان ملعون را مختار دستگیر کرد،ابتدا بند بند انگشتانش رو قطع کرد وسپس دست و پاهایش را برید...
و بعد از آن درون دیگ روغن جوش انداخت و آنقدر دست و پا زد تا مرد....
لعنت خدا برقاتلین اهل بیت...
لعنت خدا بر قاتل امام حسین..
و درود و رحمت واسعه ی خدا بر یاران باوفای امام حسین،غریب،مظلوم،عطشان،یارالی😭💔
امشب زیادی سخن گفتم..
ولی اینم بگم؛دوستان خوبم از خوندن نماز شب غافل نشید..
ماه رجب هم نم نم داره به پایان میرسه...
و لحظه ها و دقیقه ها و ساعت های عمرمونه که داره میره..و برنمیگرده🥺
کسی که رشد نکنه،،،روحش مرده است..
بیاید خودمونو پرورش بدیم...
اگر میخاید و میخوایم وجود خدا واهل بیت رو احساس کنیم..
نماز شب رو ترک نکنیم
ولو بسنده کنیم به همون دورکعت شفع و یک رکعت وتر...
امام سجاد درباره خانوم زینب و نماز شبش میفرمایند...
همانا عمهام زینب همه نمازهای واجب و مستحب خود را در طول مسیر از کوفه به شام ایستاده میخواند و در بعضی از منزلها نشسته نماز خواند و این هم به جهت گرسنگی و ضعف او بود، زیرا سه شب بود که غذایی را که به او میدادند میان اطفال تقسیم میکرد، چون که آن مردمان (سنگدل) در هر شبانه روز به ما یک قرص نان بیشتر نمیدادند🥺
در روایت دیگری امام سجاد(ع) میفرمایند: در شب یازدهم محرم، عمهام زینب را دیدم که در جامه نماز نشسته و مشغول عبادت است.. یعنی نمازش را نشسته اقامه میکنند، و عمهام زینب،همچنان در آن شب (شام غریبان) در جایگاه عبادت خود ایستاده بود و به درگاه خدای تعالی استغاثه میکرد و در آن شب چشم هیچ یک از ما به خواب نرفت و صدای ناله ما قطع نشد🥺💔