دنیا تاریک شده، دلمون سیاه شده، چشممون دنبال نور میگرده ی پرتوی نوری که
ما رو به سمت خدا ببره.....
مگه نه اینکه یکی از القابِ
آقا امام رضا سراج الله هستش؟!
یعنی چراغ هدایت😉
مگه تو زیارت امام رضا نمیخونیم
اشهد انک الامام الهادی
مگه شهادت نمیدیم به اینکه امام رضا هادیِ مسیر به سمتِ خداست؟!
اینکه آقا جون قربونت برم
تو اومدی تا منُ به سمت خدا ببری، تو اومدی، تا نه تنها راه به من نشون بدی
بلکه من همراه خودت
به سمتِ خدا هدایت کنی..🤍🙂
هیچ جای دنیا خبری نیست جز در خونه اهلِ بیت.....
عاقبت بخیری میخوای؟!موفقیت میخوای؟!خیر میخوای؟!
تو دستگاه اهل بیت باش..
دستت رو از دست امام رضا خارج نکن رفیق
اصلا خدا امام رضا رو آفریده
تا مارو عاقبت بخیر کنه🌱
برای رسیدن به رضوانِ الهی به امام رضا علیه السلام توسل نمایید ..
#استادشجاعی🌱
ثانیه ثانیه عمرت پای چی خرج میشه؟...
اون دنیا با همون محشور میشی
الهی با بهترین های عالم دم بگیری
عمرت رو به بطالت نگذرون رفیق
هدفمند زندگی کن..
ثانیه ها و دقیقه ها و ساعت ها ی عمرت رو در مسیر اهل بیت و شهدا خرج کن
آخرمسیرت میشه عاقبت بخیری
#تلنگری_به_خود
تو دومین زینت علی هستی.
هرچند نامت میان ما غریب است؛
اما میدانم تمام کودکیات را همپای زینب، پشت درب سوختهی خانهتان گریستی؛
میدانم کنار تابوت تیرباران شدهی برادرت حسن، خون دلت را اشک دیده کردی!
میدانم تمام صحرای کربلا و مسیر اسارت، همپای زینب، غمهای کاروان را به دوش کشیدی.
میوهی دل زهرا و علی!
امّ کلثوم!
امشب امام غایبم را به حرمت کولهبار سنگین غمهای تو آرزو میکنم.
اینگونه دعایم به استجابت نزدیکتر است💔
🏴 ایام سوگواری حضرت ام کلثوم، (دختر دوم امیرالمومنین و حضرت زهرا) سلام الله علیهم تسلیت باد
#حضرت_ام_کلثوم_سلام_الله_علیها
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
◾️بین آثار و تواریخ و کُتُب مکتومی
اُم کلثومی و مانند علی مظلومی🥺
🏴 ایام سوگواری حضرت ام کلثوم، (دختر دوم امیرالمومنین و حضرت زهرا) سلام الله علیهم تسلیت باد
با انتشار پُستهای مربوط به حضرت ام کلثوم سلام الله علیها از غربت این عزیز خدا بکاهیم.
#حضرت_ام_کلثوم_سلام_الله_علیها
امشب ثواب دعای فرج مولا صاحب الزمان رو هدیه میکنیم
به شهید سید مجتبی علمدار🥺
و شهدای راه حق 🌱🙏
سید مجتبی یادگار جبهه را همیشه با خودش داشت. از سر کار که بر می گشت مستقیم می رفت داخل اتاقش آن قدر از این پهلو به آن پهلو می شد تا دردش آرام بگیرد. گاهی درد پهلو امانش را می برید. می رفتم کنارش می خواستم پهلویش را بمالم تا آرام شود. می گفت: مادر این درد ارثیه مادرم زهر است. بگذار با همین درد به آرامش برسم.
منبع کتاب بر خوشه خاطرات ص ۳۰