eitaa logo
سه شَنْبـِه هٰای مَــه‍ــدَوے
89 دنبال‌کننده
383 عکس
109 ویدیو
0 فایل
#سه_شنبه_های_مهدوی💚 #شاهرود مقدمه ای است برای یادآوریِ عزیزترینی که در این شلوغی های زندگی، شده است غریب ترین... تایادی کنیم ازکسی که همیشه به یادِ ماست😢 ارتباط بامـــــا: @Bit_com اینستاگرام: https://instagram.com/seshanbehaymahdavi?igshid=1039j6p
مشاهده در ایتا
دانلود
سه شَنْبـِه هٰای مَــه‍ــدَوے
🍃🌸نیمه شعبان و مسجد مقدس جمکران حرفه‌ام رانندگی است و سی سال به این کار اشتغال دارم. همه این مدت با
کلید های ایوان را هم خودم روشن کردم و چهار دست و پا به رختخواب برگشتم. آن شب، شب عجیبی بود؛ حال خاصی داشتم. اشک از حصار چشمانم رها می شد و مانند برگ خزان روی سینه ام می ریخت. تنها امیدم امام زمان(عج) بود. در کنج خیالم، کبوتر دل شکسته ام را به سوی جمکران پرواز دادم، پشت در سبز رنگِ مسجد ایستادم و از بین شبکه های در به گنبد و گلدسته مسجد خیره شدم و با خودم زمزمه کردم. صبح، دخترم آمد و با حالتی بغض آلود گفت:(بابا! دیشب که تولد امام زمان (عج) بود، خواب دیدم پزشکی آمد و خواست پاهایت را مالش دهد به یکباره آقا سیدی جلو آمد و گفت که بگذارید من پایش را بمالم). همان گونه که می‌گریست، ادامه داد: بابا به دلم یقین شده است که باید به جمکران برویم. من نذر کردم برای حضرت آش بپزیم. گفتم عزیزم من خودم برای امامزاده سید علی نذر کردم، سرانجام با اصرار دخترم و دیگر فرزندانم راضی شدیم تا به مسجد مقدس جمکران برویم و در آنجا نذرمان را ادا کنیم. وسایل مورد نیاز را تهیه کردیم، من در حالی که خوابیده بودم کمی سبزی‌ها را پاک می‌کردم. ادامه دارد...        ──────⊹⊱✫⊰⊹────── @mawa_shahrood @seshanbehay_mahdavi
سه شَنْبـِه هٰای مَــه‍ــدَوے
#ادامه_داستان کلید های ایوان را هم خودم روشن کردم و چهار دست و پا به رختخواب برگشتم. آن شب، شب عجیب
گفتم مرا به حمام ببرند؛چون میخاستم با بدن پاک وارد مسجد شوم.صبح که میخاستم از جایم بلند شوم تا به سوی جمکران حرکت کنیم،درد پاهایم بیشتر شد؛به گونه ای که اصلا نمی توانستم از جا بلند شوم.فریادی از درد کشیدم و گفتم:《یا صاحب الزمان(عج)!من می آیم؛اما اگر خوبم نکنی،برنمی گردم》هنگام پیاده شدن از خودرو،همسرم تا وسط حیاط مسجد دستم را گرفت.به او گفتم:《مرا رها کنید و بروید نذری را آماده کنید!》وارد مسجد شدم.جای خالی نبود.تمام مسجد مملو از نمازگزار بود.خود را با هر سختی که بود کنار ستونی رساندم.همان جا روی زمین افتادم و از درد پا ناله می کردم.گفتم:《یا امام زمان(عج) شفایم را از تو میخواهم 》. از شدت خستگی و درد خوابیدم. در عالم رویا دیدم کسی تکانم می‌دهد و می‌گوید یک قرآن بردار و به سر، و صورت و سینه ات بگذار. اطاعت کردم. بعد قرآن را زیر بغل گذاشتم. کسانی که پیرامونم بودند، می‌گفتند:(آن زمان که در خواب بودی، پاهایت را پی در پی به زمین می‌کوبیدی). ناگهان سراسیمه از خواب پریدم و شروع به دویدن کردم. در مسجد را گم کرده بودم. محکم به دیوار برخورد کردم. زمانی که در خروجی را نشانم دادند، چنان با شتاب گام برداشتم که چند بار زمین خوردم و بلند شدم. اصلاً احساس درد نمی‌کردم. به لطف خدا و با عنایت امام زمان (عج) شفا گرفتم و اکنون هیچگونه کسالتی ندارم. دکتر توانانیا، پزشک دارالشفای حضرت مهدی (عج) درباره شفای آقای (ح، ن)با دکتر سعید اعتمادی تماس گرفت و نتیجه را چنین اعلام کرد: در تاریخ ۷۸/۹/۵ ساعت ۱:۲۵ با دکتر سعید اعتمادی تماس حاصل شد و چگونگی رخداد معجزه و ابعاد پزشکی آن با ایشان در میان گذاشته شد. همچنین از ایشان خواستیم تا از نزدیک شخص مورد نظر را معاینه و نظر کارشناسی خود را بیان کند. ایشان هم این گونه ابراز داشت که بعد از معاینه بیمار و بازبینی (ام آر آی) و از بین رفتن همه نشانه‌های آشکار دیسکوپاتی، نتیجه گرفته می‌شود که این مورد، یک معجزه کاملاً واقعی و غیر قابل انکار است.        ──────⊹⊱✫⊰⊹────── @mawa_shahrood @seshanbehay_mahdavi
سه شَنْبـِه هٰای مَــه‍ــدَوے
🍃🌸شفا در جمکران ۱۳ سال پیش که ۳۶ ساله بودم، به مریضی دچار شدم که آن زمان شناخته شده نبود. بعد از گ
این مسئله خیلی برایم شگفت آور بود. پس از اقامه نماز،درد شدیدی پاهایم را فرا گرفت که تا آن زمان چنین شدت دردی را احساس نکرده بودم. دوستانم می‌گفتند که رنگ رخسارم مانند گچ سفید شده است. با کمک دوستان از مسجد بیرون آمدم. گفتم که دستم را رها کنند ؛ولی آنها مرا محکم گرفته بودند.ناگهان فریاد زدم:( پایم!... پایم!)و دستم را کشیدم و شروع به دویدن کردم. دوستان هم دنبالم می‌دویدند. هنگامی که به من رسیدند،خودم را رو به روی مسجد انداختند و زمین را بوسیدم .همراهانم تازه متوجه بودند که حضرت مرا شفا داده است. آنها هم مانند من، خود را روی زمین انداختم و به مظهر مبارک امام زمان(عج) اظهار ارادت کردند. به لطف خدا و با عنایت امام زمان عج مرضی که به هیچ روی قابل مداوا نبود، بهبود یافت. با اینکه شوهرم هر کار بایسته‌ای را انجام داده بود و حتی پرونده پزشکی‌ام را به کشورهای آمریکا، انگلیس، چین و ژاپن فرستاده بود و تصمیم داشت چنانچه درمان ممکن باشد، همه زندگیمان را در این راه هزینه کند؛ اما سرانجام پاسخ منفی گرفته بودیم. اکنون هم با لطف امام زمان در کمال صحت و سلامت سرگرم زندگیم هستم. خانم (م، ش) این قضیه را در سال ۱۳۷۷ برای دفتر ثبت کرامات مسجد مقدس جمکران نقل کرده است. بعد از دو سال، هنگامی که از وضعیت جسمانی ایشان جویا شدیم، چنین بازگو کرد: بحمدالله اکنون از نظر جسمانی در کمال صحت و سلامت و از نظر روحی نیز حالم بسیار عالی است و سرگرم زندگی روزمره هستم. این عنایت مایه ی دگرگونی در زندگی من، خانواده به اطرافیانم شد. به شکرانه این عنایت، هر هفته برای عرض ارادت به ساحت مبارک آقا امام زمان (عج) جمکران می‌آیم. دکتر عسکری، متخصص اعصاب و روان درباره شفای خانم (م، ش)می‌گوید: با توجه به بیماری ایشان که (ام. ار .آی) تشخیص(M.S) را تایید کرده، بهبودی کامل این بیماری به راستی غیر طبیعی است و نام برده مورد لطف خداوند قرار گرفته است.        ──────⊹⊱✫⊰⊹────── @mawa_shahrood @seshanbehay_mahdavi
سه شَنْبـِه هٰای مَــه‍ــدَوے
🍃🌸انفجار مهیب آقای (ح) می‌گوید:ماه مبارک رمضان بود.هنگام افطار صدای مهیبی همه ما را از جا بلند کرد
برای شفای فرزندم گوسفندی را نذر امام زمان (عج)کردم.خواهرم که همسر شهید است،در خواب،آقا امام زمان (عج)را دید که حضرت به ایشان فرموده بود:(من بیمار شما را به اذن خدا شفا میدهم.نگران نباشید!)دل سپرده بودیم به دم عیسایی و ید بیضایی آخرین ستاره فروزان آسمان تشیع،حضرت مهدی.این رویا،امید را به جان ما و حیات را به جسم مجروح و بیمار ما دمیده بود.کم کم حال فرزندم رو به بهبود گذاشت؛زمانی که پزشکان جوابمان کرده‌ بودند،آقا امام زمان (عج)فرزندم را شفا داد.پرونده پزشکی آقای(م.ح)پس از بهبودی کامل از بیمارستان شهید مطهری قم به هیئت پزشکی دارالشفای حضرت مهدی (عج)ارائه شد.گزارش آنها این چنین است:دو ارتباط با مصدومیت(م.ح)که دارای سوختگی ۶۵ درصد (درجه 2_3)است،باید گفت که در مراکز درمانی بیماران سوختگی کشورهای جهان سوم،از جمله کشور ما حتی در بهترین شرایط و اصطلاحاً با (CMJ_S.C.U)مصدوم بالاتر از 60درصد سوختگی،کم و بیش شانسی برای زنده ماندن ندارد و سرانجام بیمار از دنیا خواهد رفت؛بنابراین،با استناد به نامه ی بیمارستان شهید مطهری،مرکز سوانح مورخ۷۳/۸/۱سوختگی بیمار (م.ح)قطعی بوده و ایشان ۶۵ درصد درجه سوختگی داشته است.بی شک او شانس کمی برای زنده ماندن داشت.        ──────⊹⊱✫⊰⊹────── @mawa_shahrood @seshanbehay_mahdavi