eitaa logo
ستاد امر به معروف شهرستان بابلسر
364 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
934 ویدیو
16 فایل
💎 ستاد امر به معروف و نهی از منکر شهرستان بابلسر 🌱 احیای واجب فراموش شده 💥 مطالبه گری و گره گشایی 💥 دریافت گزارشات و مستندات مردمی 💥 پیگیری تخلفات ادارات و اصناف تا حصول نتیجه قانونی 🆔 @amrbemaruf_bbs 01135332465 ‏‪‏ ☎ 📲 09927304406
مشاهده در ایتا
دانلود
15.42M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰🖥 موشن گرافی/ زنان تأثیرگذار در واقعه‌ی عاشورا 🔻قسمت اول: ماریه بنت سعد تولیدگر: تهیه و تولید: هنر و رسانه‌ی دفتر تبلیغات اسلامی استان اصفهان ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 📌به ما بپیوندید 🆔@setadeabm_bbs https://eitaa.com/joinchat/2941387025C6dd06744fc
ستاد امر به معروف شهرستان بابلسر
✅نشست خبری دبیر ستاد امر به معروف دیدار و نشست خبری آقای محمود درزی دبیر ستاد امر به معروف و نهی از
دبیر ستاد امر به‌معروف و نهی‌ از‌منکر شهرستان بابلسر: وضعیت بد‌حجابی در جامعه نتیجه سهل‌انگاری برخی مسئولین و تلاش دشمنان در این مقوله است دبیر ستاد امر به‌معروف و نهی‌ از‌منکر شهرستان بابلسر در جمع خبرنگاران گفت: وضعیت بد‌حجابی در جامعه، نتیجه سهل‌انگاری و ترک فعل برخی مسئولین و تلاش دشمنان در این مقوله است. محمود درزی با بیان اینکه؛ گفتمان‌سازی و مطالبه‌گری اجتماعی در حوزه‌های مختلف از ماموریت‌های ستاد امر به‌معروف و نهی ازمنکر می‌باشد افزود: هرگاه مدیر در تراز انقلاب در کشور به خدمت رسید، نباید احساس قدرت کند و همواره باید به قیامت و پاسخگویی به امام زمان عج باور داشته باشد. وی گفت: متاسفانه در کشور با کمبود مدیر در تراز انقلاب مواجه هستیم. درزی با اشاره به اینکه؛ امام‌جمعه رئیس ستاد امر‌ به معروف و نهی از منکر شهرستان می‌باشد بیان‌کرد: فرماندار، فرمانده سپاه، فرمانده انتظامی، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، اداره تبلیغات اسلامی و... عضو شورای برنامه‌ریزی این ستاد هستند تا جهت امورات فرهنگی و معضلات و مشکلات شهروندان به اجماع نظر برسند و تصمیم گیری کنند. دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر گفت: سند جامع توسط ستاد کشور تدوین شد و وظایف دستگاه‌ها و مردم طبق قانون مشخص شده است. به گزارش کانال‌خبری و اطلاع‌رسانی "رویداد شهر"، درزی با بیان اینکه؛ ستاد امر به معروف و نهی از منکر هیچ‌گونه اعتبار و بودجه کشوری ندارد تصریح‌کرد: حمایت‌ و همراهی حجت‌الاسلام‌والمسلمین قلی‌پور امام‌جمعه و مهندس صیادیان شهردار بابلسر با مجموعه ستاد امر به معروف و نهی از منکر شهرستان قابل توجه و تقدیر است. وی، ضعف در بحث آموزشی، فرهنگ‌سازی و عدم کار فرهنگی در حوزه عفاف و حجاب را مورد انتقاد قرار داد و گفت: دستگاه‌ها در این زمینه گزارش عملکرد خود را ارائه دهند که در قانون وظایف آنان مشخص شده است. براساس این خبر؛ تشکیل شورای امر به معروف دستگاه‌ها، آموزش برای داوطلبین بصورت مجازی و حضوری که در حال انجام است، راه‌اندازی تشکل‌ها، تشکیل شورای مرکزی اتحادیه‌های صنفی، بازرسی از واحدهای صنفی و دستگاه‌های اجرایی، برپایی نمایشگاه، برگزاری اقدامات فرهنگی متعدد، حضور در مساجد و بررسی کیفیت برنامه‌های ماه محرم به ویژه سخنرانان و مداحان، برگزاری ۴۰ مسجد و ۴۰ منبر طبق سهمیه استانی، تقدیر از آمران به معروف و تقدیر و معرفی کسبه خوش انصاف از جمله اقدامات ستاد امر به معروف و نهی از منکر شهرستان بابلسر در ماه‌های اخیر بوده است. درزی، با تاکید بر انجام واجب فریضتین الهی امر به معروف و نهی از منکر به آیاتی از قرآن کریم اشاره و اذعان‌کرد: اگر برای امر به معروف و نهی از منکر گروه و امت شوید، به نتیجه می‌رسید و موفق می‌شوید. دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر شهرستان بابلسر در بخش دیگری از سخنان خود اظهار‌کرد: با همکاری و کمک مردم ناهنجاری‌های اداری کاهش خواهد یافت و به دنبال این هستیم با راه‌اندازی تشکل‌های مردمی، هرگونه ناهنجاری‌‌ را از بین ببریم. درزی در پایان خاطرنشان‌کرد: شهروندان می‌توانند هرگونه گزارش خود اعم از: تخلف، فساد و کم‌کاری در ادارات و دستگاه‌های اجرایی را در سامانه (سو) اعلام و یا مستندات خود را به شماره ۰۹۹۲۷۳۰۴۴۰۶ در پیام‌رسان ایتا ارسال، تا از سوی ستاد امر به معروف و نهی از منکر پیگیری و رصد شود. 📝کانال خبری رویداد شهر 🗓دوشنبه ۱۴۰۳/۰۵/۰۸ ┏━━━🍃🌷🔰🌷🍃━━━┓ 📌به ما بپیوندید 👇 🆔 @setadeabm_bbs https://eitaa.com/joinchat/2941387025C6dd06744fc ┗━━━🍃🌷♻️🌷🍃━━━┛
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
ستاد امر به معروف شهرستان بابلسر
رمان واقعی«تجسم شیطان» #قسمت_چهل_پنجم 🎬: عاطفه همانطور که اشک میریخت گفت: مسعود مکانیک میخواد... روح
رمان واقعی«تجسم شیطان» 🎬: چهار سال از زمانی که عاطفه ازدواج کرده بود می گذشت، چهار سالی که هم به روح الله و هم عاطفه بسیار سخت گذشت. حدس روح الله درست بود و فتانه با هدف های شومی عاطفه را برای مسعود،خواهر زاده اش عقد کرده بود و عاطفه شده بود، عامل التیام هر درد فتانه.. فتانه اگر کوچکترین حرکتی از محمود میدید به اطلاع مسعود و مادرش میرساند و عاطفه کتکش را می خورد و دل فتانه خنک میشد، محمود به خاطر عاطفه هم که شده بود، رفتارش با فتانه ملایم که بود و ملایم تر هم شده بود، روح الله هم اگر کوچکترین حرکتی می کرد که به مذاق فتانه خوش نمی آمد، چون روح الله بزرگ شده بود و برای خودش مردی شده بود و در خلال تحصیل، با شرکت در کلاس های ورزشی به مهارت های رزمی هم دست پیدا کرده بود و هیکلی ورزشکاری و پهلوانی داشت و فتانه از تیپ و قیافه او میترسید، بنابراین دق دلی را که نمی توانست سر روح الله خالی کند، سر عاطفه خالی می کرد. روح الله که جوانی زجر کشیده اما بسیار مهربان و رقیق القلب بود و خوب میفهمید هر حرکت فتانه چه پیغامی دارد، سعی می کرد کاری نکند که بهانه به دست فتانه دهد و او باعث آزار عاطفه شود و از طرفی باید تمام خبرهای مادرش را بی کم و کاست برای فتانه بیاورد وگرنه کتکش را میخورد. بارها و بارها پیش آمده بود که فتانه حتی چشم طمع به شهریهٔ ناچیزی که روح الله از حوزه میگرفت داشت و روح الله علی رغم تمام مشکلات مالی که داشت و هیچ پولی از طرف پدر به او نمی رسید، هر وقت فتانه از او پول طلب می کرد، روح الله هر چه پس انداز کرده بود به او می داد. فتانه آنقدر ظالم بود که باغی را که روح الله خود بنا کرده بود و جان داده بود و از یک زمین خشک و مرده، باغی سر سبز و پر بار به عمل آورده بود، حتی یک ریال به او نمی داد. روح الله مثل روال قبل آخر هر هفته راهی روستا میشد و هنوز هم شبانه روز در باغ کار میکرد، انگار آیه نازل شده بود که روح الله در باغ جان بکند اما از عواید آن باغ چیزی نصیبش نشود و همه نه به جیب بابا محمود بلکه در تُبرهٔ فتانه ذخیره شود و معلوم نبود این زن فریبکار با اینهمه پولی که از اطرافیان می‌گرفت چه می کند.. آخرهفته بود و روح الله مثل قبل به روستا آمده بود، بیل را به درخت تکیه داد و به طرف اتاقی که در باغ بنا کرده بودند رفت. داخل اتاق شد، می خواست همزمان با کمی استراحت، یکی از کتاب هایش را هم مطالعه کند. روی گلیم فرش لاکی رنگ که دست بافت مادربزرگش بود، نشست و به متکایی که کنار دیوار سفید اتاق گذاشته بود تکیه داد، کیفش را که کنار متکا بود جلو کشید و همزمان فلاکس چای کنار کیف هم برداشت، داخل استکان تخم مرغی روبه رویش، چای ریخت و زیپ کیف را باز کرد. کتاب الٰهیات را بالا آورد و روی دست گرفت و در همین حین دفترچه کوچکی از بغلش روی زمین افتاد. روح الله کتاب را روی پاهایش که دراز کرده بود، گذاشت و همانطور که لبخند میزد، دفترچه بانکی را که هدیه مادرش بود نگاه کرد. دفترچه را باز کرد، مبلغ پول زیادی داخلش بود، پولی که مامان مطهره از ابتدای کودکی روح الله، هر ماه برای او کنار میگذاشت و چند روزی بود که به او داده بود تا با آن پول لوازم خانه مجردی از قبیل یخچال و تلویزیون و.. برای خود بخرد و روح الله قصد داشت به محض اینکه قم رسید، برای خرید وسیله و اجاره یک خانه نقلی اقدام کند.. روح الله دفترچه بانکی را بالا آورد و به بینی اش چسپاند و از آن بوسه ای گرفت، نه به خاطر اینکه پول زیادی داخل ان بود، بلکه به خاطر اینکه این دسترنج مادرش بود و نشان از عمری مهر مادری داشت ،روح الله بوی مادرش را از این دفترچه طلب میکرد، مادری که هیچ وقت متوجه عمق سختی هایی که فرزندانش کشیده و می کشیدند نشده بود. روح الله غرق یاد مادر بود که ناگاه با صدای بلند و عصبانی فتانه به خود آمد.. ادامه دارد.. 📝به قلم:ط_حسینی براساس واقعیت ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 📌به ما بپیوندید 🆔@setadeabm_bbs https://eitaa.com/joinchat/2941387025C6dd06744fc
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
جزء ۱۰✨ 💞📖هر روز با یک صفحه قرآن ✨ 🏴 هدیه به روح شهدای کربلا و کاروان اهل بیت پیامبر(ص) ، قافله اسرا و عمه جان زینب سلام الله علیها اللهم‌صل‌علی‌محمد‌وال‌محمدوعجل‌فرجهم 🌹🌹🌹🌹 ┏━━━🍃🌷🔰🌷🍃━━━┓ 📌به ما بپیوندید 👇👇 🆔 @setadeabm_bbs https://eitaa.com/joinchat/2941387025C6dd06744fc ┗━━━🍃🌷♻️🌷🍃━━━┛
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
7.93M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 پنجره‌های شکسته 🔹 در این مستند موشن به نظریه «پنجره‌های شکسته» پرداخته می‌شود که به نوعی بر مسئولیت پذیری مردم و عواقب بی تفاوتی اجتماعی می‌پردازد. 🔸 تهیه شده توسط پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 📌به ما بپیوندید 🆔@setadeabm_bbs https://eitaa.com/joinchat/2941387025C6dd06744fc
💢 بورس خارج از کشور ⁉️ سؤال: آیا سرمایه گذاری در شرکت های بورس خارج از کشور اشکال دارد؟ ✍️ پاسخ: 🔹 قراردادی که در بورس کشورهای خارجی است صور مختلفی دارد، اگر تحت یکی از عقود اسلامی قراردادی منعقد نشود و بر اساس آن عمل نشود و یا مورد سرمایه گذاری حلال نباشد یا مخالف مقررات نظام مقدس جمهوری اسلامی باشد، جایز نیست. 📚 پی نوشت: بخش استفتائات پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله خامنه ای. 📎 📎 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 📌به ما بپیوندید 🆔@setadeabm_bbs
ستاد امر به معروف شهرستان بابلسر
دبیر ستاد امر به‌معروف و نهی‌ از‌منکر شهرستان بابلسر: وضعیت بد‌حجابی در جامعه نتیجه سهل‌انگاری برخی
25.98M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥/ ببینید محمود درزی: ✅بین مطالبه گری و طلبکاری فرق است گاها بجای مطالبه گری، طلبکاریم ✅ستاد به دنبال مطالبه اجتماعی است چیزی که نفعش برای جامعه باشد ✅مطالبه گری اجتماعی است که کنشگری اجتماعی به وجود می آورد. ✅قرار است صدای مردم باشیم و به نفع مردم سخن بگوییم 🗓دوشنبه ۱۴۰۳/۰۵/۰۸ ┏━━━🍃🌷🔰🌷🍃━━━┓ 📌به ما بپیوندید 👇 🆔 @setadeabm_bbs https://eitaa.com/joinchat/2941387025C6dd06744fc ┗━━━🍃🌷♻️🌷🍃━━━┛
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
ستاد امر به معروف شهرستان بابلسر
رمان واقعی«تجسم شیطان» #قسمت_چهل_ششم🎬: چهار سال از زمانی که عاطفه ازدواج کرده بود می گذشت، چهار سالی
رمان واقعی«تجسم شیطان» 🎬: صدای تیز و عصبانی فتانه در گوش روح الله پیچید: به به، می بینم شازده پسر تشریفشون را آوردن و انگار ما را قابل نمی دونن که خبری هم بدن! روح الله کمی نیم خیز شد و سلام کرد و گفت: می خواستم اول کارهای باغ را انجام بدم و سر شب بیام خونه... فتانه که انگار چشمش به دست روح الله بود و چیزی از حرفاش نمی فهمید گفت: این دفترچه بانکی هست دستت؟! و بعد بدون اینکه اجازه صحبت کردن به روح الله را بدهد جلو آمد و در یک لحظه دفترچه را قاپید و همانطور که دفتر را بالا و پایین می کرد گفت: اینو از کجا آوردی؟ به اسم خودته؟ روح الله سری به نشانه تایید تکان داد و گفت: پس اندازی هست که مادرم برام جمع کرده، توی بانک، الانم بهم داده تا هر چی وسیله احتیاجم هست برا خودم بخرم. چشمان فتانه برقی زد و گفت: عه...چ...چقدر پول داخلش هست؟! روح الله که ذات فتانه را میشناخت و میدانست سواد ندارد و چیزی از عدد و رقم سردرنمی آورد و از طرفی ، دروغ در وجودش راه نداشت، مبلغ واقعی داخل دفترچه را گفت و فتانه که از حرکاتش ذوق زدگی برمی آمد ، در عملی ناباورانه، کنار روح الله نشست و لبخند مهربانی زد و گفت: حالا چی می خوای باهاش بخری؟! روح الله شانه ای بالا انداخت و گفت: نمی دونم، هر چی که برای یه زندگی جم و جور و مجردی لازمه،به اضافه پول اجاره یه خونه کوچولو و نقلی.. فتانه خودش را کمی جلو کشید و دستی به استکان چای گرفت و گفت: ای وای، چاییت سرد شد،بزار برات عوضش کنم و با لحن ملایم و مهربانی ادامه داد: پسر گلم! فردا برو پول را بگیر بیا بده به من، بهترین وسایل را برات میگیرم، آخه مردها خیلی سر در نمیارن از وسایل منزل، ما زنها واردیم هاا روح الله از مهربانی بی سابقهٔ فتانه متعجب شده بود، پس گفت: نه دیگه راضی به زحمت شما نیستم، خودم میرم یه چیزی میخرم خوب.. فتانه خودش را جلو‌کشید و‌گفت: اصلا من فردا شهر کار دارم، باهم میریم پول را بگیر و بعد یه سری وسیله برات میگیرم. انگار فتانه دست بردار نبود و روح الله هم چاره ای جز قبول نداشت و گویی زبان روح الله در مقابل فتانه، قفل شده بود و با خود فکر کرد،شاید دل فتانه تنوع میخواد و برای خرید تنگ شده، پس سری تکان داد و گفت: باشه چشم،فقط زود باید برگردیم شب جمعه است و میخوام داخل مسجد اینجا، دعا کمیل بخونم. فتانه لبخند گل گشادی زد و گفت: ای به چشم! قربون پسر دعا خون خودم بشم.. روح الله نفس کوتاهی کشید و زیر لب گفت: نمردیم و مهربانی فتانه هم دیدیم. فتانه بی توجه به حرفی که شنیده یا نشنیده بود گفت: پاشو، پاشو بریم خونه یه غذایی چیزی بخور ،پاشو ...و روح الله هر لحظه متعجب تر میشد. صبح روز بعد، ماشین بابا محمود دست روح الله بود و این انتهای شگفتی بود، چون فتانه هیچ وقت به روح الله اجازه نمیداد حتی به آن نگاه کند، حالا سوویچ را خودش از محمود گرفته بود و همراه روح الله و مجید راهی شهر بودند. هر سه سوار ماشین شدند و مجید از همان ابتدای سفر اخم هایش را درهم کشیده بود و هر وقت به روح الله نگاه می کرد انگار دشمن خونی اش را میدید. فتانه که صندلی جلو نشسته بود از بین دو صندلی با شوخی لپ مجید را کشید و گفت: داریم با داداش روح الله میریم ددر ددور تو چرا اخم کردی؟! مجید، با انگشت روح الله را نشان داد و گفت : چون از این غول تشن خوشم نمیاد. فتانه لبش را به دندان گرفت و گفت: واه این چه حرفیه پسرم، غول تشن چیه؟! زشته این حرف ،داداش بزرگته خوب مجید خودش را محکم به صندلی کوبید و گفت: خودت میگی بهش غول تشن، چرا تو بگی من نگم؟! فتانه قهقه ای سرداد و با نشان دادن درختان اطراف جاده و وراجی های زیاد حرف را عوض کرد و روح الله خوب میدانست که فتانه ، مجید را جوری بار آورده که به روح الله نه به چشم یک برادر بلکه به چشم دشمن خونی نگاه می کند ادامه دارد 📝به قلم:ط_حسینی براساس واقعیت ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 📌به ما بپیوندید 🆔@setadeabm_bbs https://eitaa.com/joinchat/2941387025C6dd06744fc