شاید بعضی مغازهها،
فقط بهانهای بودند...
برای اینکه آدمها،
جادو را باور کنند 𓏲𓂃 🌚 ⋆ .
𓍢ִ໋
کپی؟ بله جانِ جادوگر،
مگر میشود جادو را در یک مغازه محدود کرد؟ 🗝 .
_ در فنجانم شبِ چشمان تو، رقصِ غبار است
سیاهیاش عجب همسفرهیِ طرحِ انار است
تمامِ فصلهایم قهوهای شد از نگاهت ،
که طعمِ تلخِ این دوری، همینجا ماندگار است .