eitaa logo
"سِتي࣫͝ ☫︎"
337 دنبال‌کننده
923 عکس
476 ویدیو
0 فایل
﷽ . در اِزدحــام بُـغـض ما آغِشته به لَبخَنـدیــــم🙃 . تراوشات ذهن یه دختر دهه هشتادی ؛ . گُردان ⟵ @rahbar_enghelab_ir . کپی؟ صاحب اختیاری(: ولی لوگو رو بزار بمونه🤍 .
مشاهده در ایتا
دانلود
• حتما حتما بخونید برگه ی امتحان📑 +سرکلاس استاد از دانشجویان پرسید:🤔 +این روزها شهدای زیادی رو پیدا میکنن و میارن ایران...😐 +به نظرنتون کارخوبیه⁉️🤔 +کیا موافقن؟؟؟ ✅۱نفر +کیامخالف؟؟؟؟ ❌همه به جز ۱نفر _دانشجویان مخالف بودن❕❌😡 _بعضی ها میگفتن: کارناپسندیه....نباید بیارن...😏 _بعضی ها میگفتن: ولمون نمیکنن ...گیر دادن به چهار تا استخوووون... ملت دیوونن❕"😤 _بعضی ها میگفتن: آدم یاد بدبختیاش میفته❕😰 +تا اینکه استاد درس رو شروع کرد ولی خبری از برگه های امتحان جلسه ی قبل نبود...📄 _همه ی سراغ برگه ها رو می گرفتند.🤔 +ولی استاد جواب نمیداد...😐 _یکی از دانشجویان با عصبانیت گفت:استاد برگه هامون رو چیکار کردی❓ _ شما مسئول برگه های ما بودی❓😡😤 +استاد روی تخته ی کلاس نوشت: من مسئول برگه های شما هستم...🤔📝 +استاد گفت: من برگه هاتون رو گم کردم و نمیدونم کجا گذاشتم؟🤔⁉️ _همه ی دانشجویان شاکی شدن. استاد گفت: چرا برگه هاتون رو میخواین⁉️ _گفتند: چون واسشون زحمت کشیدیم😓 _درس خوندیم📚📖🖊 _هزینه دادیم💵💶💷 _زمان صرف کردیم...🕒 +هر چی که دانشجویان میگفتند استاد روی تخته مینوشت...📝 +استاد گفت: برگه های شما رو توی کلاس بغلی گم کردم هرکی میتونه بره پیداشون کنه❓ _یکی از دانشجویان رفت و بعداز چند دقیقه با برگه ها برگشت ...📄📄 +استاد برگه ها رو گرفت و تیکه تیکه کرد. _صدای دانشجویان بلند شد.😱😱 +استاد گفت: الان دیگه برگه هاتون رو نمیخواین! چون تیکه تیکه شدن!😌 _دانشجویان گفتن: استاد برگه ها رو میچسبونیم. +برگه ها رو به دانشجویان داد و گفت:شما از یک برگه کاغذ نتونستید بگذرید و چقدر تلاش کردید تا پیداشون کردید،پس چطور توقع دارید مادری که بچه اش رو با دستای خودش بزرگ کرد و فرستاد جنگ؛ الان منتظره همین چهارتا استخونش نباشه⁉️🤔 +بچه اش رو میخواد، حتی اگه خاکستر شده باشه.😔 _+چند دقیقه همه جا سکوت حاکم شد! و همه ازحرفی که زده بودن پشیمون شدن!!😔😔😔 💔تنها کسی که موافق بود .... 💔فرزند شهیدی بود که سالها منتظر باباش بود... •
"سِتي࣫͝ ☫︎"
#آرمان_عزیز
صدای داداش آرمان..💔✨
سرمایه محبت زهراست دین من من دین خویش را به دو دنیا نمیدهم🕊🤍
مردی که کَنده بود ، درِ قلعه را ز جا وا میکند پس از تو ، درِ خانه را به زور...💔
مرز را پرواز تیری می‌دهد سامان.. سالگرد شهادتت مبارک پدر موشکی ایران❤️‍🩹
درسته دخترم ولی همیشه دلم از این لباس ها میخواست✨
ولی کتابایی که معصومه بهم میده 3>
"سِتي࣫͝ ☫︎"
ولی کتابایی که معصومه بهم میده 3>
خیلی اهل کتاب و اینا نیستم.. ولی اینا یه چیز دیگن🤌✨