روضه دست،چه حالی درش بود نمیدونم
ولی عجیب دل رو گرفتار خودش میکرد؛
سنگین بود،سنگین
نوکرسیدعلی:")
آقای ستوده امروز مهمون شهرمون بودند.
وقتی به بیت هایی که راجب حضرت ابوالفضل بود میرسیدیم
دیگه از ته ِته ِقلبم اسمشون ُفریاد میزدم :)
آخه یا ابوالفضل تو هیچ فریادی رو بی جواب نمیذاری :))❤️🩹
دست مارو هم بگیر یا عباس / 133