نوکرسیدعلی:")
_
آخ از این خیابان که با دیدن جای جایش قلبت به درد میامد دیوار هایی که پر از دلنوشته هایی بود که نشان میداد خیلی از آنها آرزوی دیدار آن عزیز تر از جان را داشتند ولی باید آن را با خود به گور ببرند 💔 :)
از گل هایی که هرکس دوست داشت به خود آن مهربان بی ریا بدهد ولی دیگر دور مقتل را پر کرده بودند : ))
از جایی که شبیه آن بیت ساده طراحی شده بود و محل خالی کردن بغض هایی که گلوی دل تنگانش را بسته بود ، بود : )
و از بیتی که با خاک یکسان شده بود و از دور مشخص بود و دیواری که کشیده بودند مانعی بین مقتل آن عزیز تر از جان و ما بود
به هر کجای این خیابان که نگاهت میوفتاد اشک هایت ناخداگاه سرازیر میشدند و دلتنگی جانت و قلبت را به درد میاوَرد : )))
نوکرسیدعلی:")
آخ از این خیابان که با دیدن جای جایش قلبت به درد میامد دیوار هایی که پر از دلنوشته هایی بود که نشان
همیناست،شایدبشودبیشترازاینازمقتلگفت
امامنتوانآنراندارمکهبتوانمازمقتلجانمبرایتان بگویم:))
نوکرسیدعلی:")
ازدرختیمیگویمکهمحمدعلیِ۲۲روزه مارادرآغوشخودگرفت،مانندحسین (ع)کهعلیاصغرخودراکهبیسرشدهبود بغل
ازدیروزدرمقتل،ازامروزدرکنارمزار
امشب که آقای برومند مهمون شهرمون بودن ؛
موقع سینه زنی یک دفعه با خودم گفتم الان این ساعت یه عده مشغول عشق حالشونن و ما هم با سینه زنی و دیوونگی برای اربابمون و خانوادشون عشق ُحال میکنیم
ولی عشق و حال ما کجا و عشق و حال اونا کجا : )
ابیعبدالله ما با همین هیئت هایی که ثانیه به ثانیه اش اسم شما رو زمزمه میکنیم زنده ایم این هیئت هایی که با هر روضش انقدر زار میزنیم که نفسی برامون نمیمونه
این روضه هارو این سینه زدن هارو از ما نگیر مارو لایق بدون آقا جان برای حضور در مراسماتی که ذکر مصیبت کربلا جاری ِ
آقا جان اینارو از ما نگیر که ما با همینا زنده ایم .
الحمدالله بخاطر امشب : ))