eitaa logo
دانلود
سرد بشه میفهمی کیو‌ باختی
هدایت شده از 𝑵𝒐𝒕 𝒀𝒐𝒖𝒓𝒔²
601K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کاملش تو چنل زیره ❗️ https://eitaa.com/joinchat/4152624566Cde4f8e3bf5 جووین شو از دستش نده🗣
هدایت شده از نِهفت_𝑵𝑬𝑯𝑭𝑻
اگه مخ𝒅ر بودی، باهات اور دوز می‌کردم. اگه دریا بودی، غرقت می‌شدم. اگه جنگل بودی، توت گم می‌شدم. اگه آسمون بودی، برات پرواز می‌کردم. اگه م𝒔𝒉روب بودی،دائم الخ𝒎ر می‌شدم. اگه جادو بودی،هری پاتر می‌شدم. اگه خودکار بودی،نویسنده می‌شدم. اگه کتاب بودی، دانشمند می‌شدم. اگه زندگی بودی، معجون جاودانگی می‌خوردم. اگه جهنم بودی،آتیش گرفتن و با جون و دل می‌پذیرفتم. اگه قهوه بودی،تا ابد بیدار می‌موندم. اگه سرطان بودی، واست می‌مردم:) _𝑵𝑬𝑯𝑭𝑻
هدایت شده از 𝑵𝒐𝒕 𝒀𝒐𝒖𝒓𝒔²
601K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کاملش تو چنل زیره ❗️ https://eitaa.com/joinchat/4152624566Cde4f8e3bf5 جووین شو از دستش نده🗣
هدایت شده از 𝑵𝒐𝒕 𝒀𝒐𝒖𝒓𝒔²
دو نفر مرامی جووین بدن بشیم 990 ✨🥲 https://eitaa.com/joinchat/4152624566Cde4f8e3bf5
هدایت شده از نِهفت_𝑵𝑬𝑯𝑭𝑻
بچها یکیو پیدا کنید گریه هاتون خط قرمزش باشع:) _𝑵𝑬𝑯𝑭𝑻
942K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
موزیک ویدئوی خورشید و مآه🎙🧷𓏲࣪ 𖤐 ּ [ @ihaamim_morfin ]
هدایت شده از  ‌Diary
چه دختری بهبه 😂 https://eitaa.com/joinchat/2703951336C32f06567a9 دیگه‌ قد بلند نبود !؟
بیایید با هم این حس رو زنده کنیم. کمی خیالبافی: صبح زود در قلعه: هوا هنوز خنک و مرطوبه. تو توی اتاق خوابگاهت (شاید گریفیندور با اون شومینه دنج، یا شاید اسلیترین با اون زیرزمین‌های مرموز!) بیدار می‌شی. نور کم‌رمق از پنجره‌های قدی باریک به داخل می‌تابه و گرد و غبار جادویی که توی هوا معلقه رو روشن می‌کنه. صدای قدم‌های سنگین روی سنگ‌فرش‌های راهروها و زمزمه‌ی دور و مبهم اساتید به گوش می‌رسه. کلاس معجون‌سازی : بوی تند و عجیب مواد شیمیایی و گیاهان ناشناخته توی هواست. پروفسور اسنیپ، با اون نگاه‌های نافذش، داره نگاهت می‌کنه. تو کنار دیگ مسی بزرگت ایستادی. قلبت تند می‌زنه... نکنه یه ذره اشتباه کردی و معجونت منفجر شه؟ محاسباتت باید (مثل ریاضی!) دقیق باشه تا اشتباهی یه قارچ سمی رو با یه برگ دم‌اژدها عوض نکنی! تالار بزرگ : سقف تالار، که انگار آسمون واقعی بالای سرته، پر از ستاره‌های درخشان و ابرهای در حال گذر. صدها شمع شناور، نور گرم و طلایی‌شان را روی میزهای چوبی بلند می‌اندازند. بوی مرغ بریان، سیب‌زمینی تنوری و شیرینی‌های جادویی همه جا پیچیده. همه دارند با هم صحبت می‌کنند، خنده می‌کنند و شایعات اسرارآمیز هفته را رد و بدل می‌کنند. راهروهای پرپیچ‌وخم و کتابخانه: راهروها پر از رازه. یک لحظه اونجا یک تابلوی سخنگو با یه رمز عبور عجیب منتظره، لحظه بعد یه تندیس غول‌پیکر با یه در مخفی پشتش ظاهر می‌شه. کتابخانه... اوه، کتابخانه! جایی که هر قفسه، یک ماجراجویی جدید رو قفل کرده. حس می‌کنی پشت هر جلد کتاب، یک راز پنهان شده که فقط تو می‌تونی کشفش کنی! شب در قلعه: سکوت سنگین و اسرارآمیز قلعه بعد از نیمه‌شب. تو یا داری زیر پتو برای آزمون سخت جادوی دفاع در برابر نیروهای سیاه درس می‌خونی، یا شاید داری با نقشه‌ی غارتگران (Marauder's Map) قدم‌های مخفیانه برمی‌داری تا ببینی کی داره کجا می‌ره.