eitaa logo
آسِیدْاِبرآهیم؛
1.7هزار دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.7هزار ویدیو
1 فایل
از قلب به رسانه*بدون دخالت عقل. اینجا؟ازدَردهای حق*میگیم؛ . -من؟همه با یار خوش و من به غمِ یار خوشم سخت کاری‌ست ولی من به همین کار خوشم- . -سندخورده ب نام آسید-³⁰`⁰⁴تا وصال آسید. +دکه تلفنی مون | @dakedel📞 •کپی؟ سنجاق .. +رسانه اختصاصی شهید +
مشاهده در ایتا
دانلود
صلوات‌نثار‌شهید « اصغرپیری »
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
_ وقتی شهید‌رئیسی ازحضرت‌عباس‌میگه !❤️‍🩹 :) | @seyedebram |
حنانه‌تنها‌شهید‌مینابه‌که هیچ‌آسیب‌جســـــمی‌ندید وازشدت‌ترس ؛ ایست قلبی کرده بود ! :)) | @seyedebram |
غریب‌ترین‌ سنگِ‌قبر !
یاد شهید‌رئیسی و رجایی به خیر ! | @seyedebram |
8.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امسال‌معنای‌این‌نوحه‌رابهترمی‌فهمیم: ای اهـــل حـــــــرم میرُعلمــــــــــــدار نیامد ! | @seyedebram |
« 9 » _ خبرشـــــــــــــــــهادت‌مسلم ؛ دوراهی‌بزرگ‌در‌مسیر‌کربلا ! | @seyedebram |
📜 قسمت نهم: خبر شهادت مسلم؛ دوراهی بزرگ در مسیر کربلا رفیق.. امشب رسیدیم به یکی از حساس‌ترین لحظه‌های کل داستان عاشورا... :) لحظه‌ای که شاید اگر جای ما بود... خیلی‌هامون تصمیم دیگه‌ای می‌گرفتیم... کاروان امام حسین(ع) در حال حرکت بود ! بیابان‌های داغ... شب‌های طولانی... روزهای سخت... اما هنوز خیلی‌ها فکر می‌کردن: 📨 «کوفه منتظر ماست.» 📨 «هزاران نفر پشتیبان ما هستن.» 📨 «مسلم اوضاع رو آماده کرده.» اما ناگهان... خبری رسید که همه چیز رو تغییر داد. 📨 خبر تلخ خبر آوردند: 💔 مسلم بن عقیل شهید شده. 💔 هانی بن عروه شهید شده. 💔 کوفه تغییر کرده. 💔 مردم پراکنده شده‌اند. رفیق... برای درک این خبر... فقط تصور کن... چند ماه روی یک برنامه حساب کرده باشی... بعد ناگهان بفهمی همه شرایط عوض شده... اما این فقط یک برنامه عادی نبود... اینجا بحث جان آدم‌ها بود... بحث آینده اسلام بود... بحث حق و باطل بود... سکوتی سنگین ! وقتی خبر به امام رسید... فضای کاروان عوض شد. غم... اندوه... بهت... چون مسلم فقط یک نماینده نبود. پسرعمو بود... یار وفادار بود... مورد اعتماد امام بود... و حالا شهید شده بود... ⚠️ امام حقیقت را پنهان نکرد رفیق... اینجا یکی از زیباترین ویژگی‌های امام حسین(ع) دیده میشه .. ! امام خبر را مخفی نکرد. نگفت: 🗣️ «فعلاً چیزی نگید تا همه همراه بمونن.» نه... امام همه چیز را صادقانه با یارانش در میان گذاشت این خیلی مهمه... خیلی... رهبر واقعی... آدم‌ها رو با حقیقت همراه می‌کنه... نه با پنهان‌کاری. 🗣️ سخن تاریخی امام امام تقریباً این مضمون را بیان کرد: 📜 «شیعیان ما در کوفه ما را تنها گذاشته‌اند ؛ هر کس می‌خواهد بازگردد، آزاد است.» رفیق... دقت کردی؟ اجبار نکرد... تهدید نکرد... احساسات مردم را بازی نداد... انتخاب را به خودشان سپرد. 🚶 بعضی‌ها جدا شدند اینجاست که یه اتفاق مهم افتاد... برخی از کسانی که به امید پیروزی ظاهری آمده بودند... کم‌کم جدا شدند.. چون حالا فهمیده بودند... موضوع خیلی جدی‌تر از چیزی است که تصور می‌کردند. دیگر خبری از استقبال هزاران نفر نبود... دیگر خبری از شهر آماده نبود... حالا فقط خطر بود... فقط سختی بود... فقط احتمال شهادت بود... 💔 ! 🎭 تفاوت علاقه و وفاداری رفیق... خیلی‌ها امام حسین(ع) را دوست داشتند... :) اما همه وفادار نبودند. دوست داشتن یک چیز است... پای هزینه ایستادن چیز دیگری است. ✨ یاران واقعی آرام‌آرام مشخص شدند در این مسیر... نقاب‌ها کم‌کم کنار رفت. بعضی‌ها رفتند... اما کسانی که ماندند... از جنس دیگری بودند 🔥 ! همان‌هایی که چند قسمت بعد... اسمشان در تاریخ جاودانه می‌شود... 💎 تلنگر امشب رفیق... آدم‌ها در روزهای آرام شبیه هم‌اند... اما روزهای سخت... شخصیت واقعی را آشکار می‌کند. ✨ 📖 آیه امشب 📖 «خداوند مؤمنان را بر آنچه هستند رها نمی‌کند تا پاک را از ناپاک جدا سازد.» (سوره آل عمران، آیه ۱۷۹) | @seyedebram |
تا اینجای داستان ⚙ ! 📨 مسلم شهید شده... 📨 کوفه به‌هم ریخته... 📨 خیلی‌ها از کاروان جدا شدن... 📨 خطر هر لحظه نزدیک‌تر شده... حالا شاید تو هم مثل خیلی‌ها بپرسی: «خب پس چرا امام برنگشت؟» این یکی از پرتکرارترین سؤال‌های عاشوراست... 👀 و برای جوابش باید یه نکته مهم رو بفهمیم... ⚠️ امام برای حکومت راه نیفتاده بود رفیق... بعضی‌ها فکر می‌کنن هدف اصلی امام فقط تشکیل حکومت در کوفه بود. درحالی که ماجرا عمیق‌تر از این حرف‌ها بود. از روزی که امام حاضر نشد با یزید بیعت کنه... درواقع وارد یک مبارزه بزرگ شده بود. مبارزه برای: ✨ حفظ حقیقت ✨ جلوگیری از تحریف دین ✨ مقابله با ظلم ✨ زنده نگه داشتن راه پیامبر پس با شهادت مسلم... خطر بیشتر شد... اما اصل مأموریت از بین نرفت :) یک اتفاق عجیب در مسیر🗺 در همین روزها... کاروان امام به گروهی برخورد کرد. در بین اون‌ها... مردی حضور داشت که چند ساعت بعد... قراره یکی از ستاره‌های عاشورا بشه... :) اسمش: 🏴 زُهَیر بن قَین 👤 زُهَیر چه کسی بود؟ زُهَیر از شخصیت‌های شناخته‌شده زمان خودش بود. اما نکته جالب اینه که... در ابتدا سعی می‌کرد با کاروان امام روبه‌رو نشه ! 🚫 یعنی هرجا کاروان امام توقف می‌کرد... او سعی می‌کرد جای دیگری توقف کند. هرجا امام حرکت می‌کرد... او مسیرش را تغییر می‌داد. نه از دشمنی... بلکه از اینکه وارد این ماجرای بزرگ بشود. 📨 دعوت امام تا اینکه یک روز... پیامی از طرف امام حسین(ع) رسید. 📜 🗣️ «زُهَیر را صدا بزنید.» همه متعجب شدند... خود زُهَیر هم متعجب شد. اما بالاخره بلند شد... و به خیمه امام رفت. چند دقیقه‌ای که تاریخ را عوض کرد ! رفیق... این قسمت واقعاً عجیبه... هیچ‌کس دقیق نمی‌دونه داخل آن خیمه چه گفت‌وگویی انجام شد .. اما وقتی زُهَیر بیرون آمد... دیگر آن آدم قبلی نبود. صورتش فرق کرده بود... نگاهش فرق کرده بود... تصمیمش فرق کرده بود... انگار دنیا را جور دیگری می‌دید. 🏴 انتخاب بزرگ زُهَیر برگشت... به اطرافیانش نگاه کرد... و گفت: 🗣️ «من تصمیمم را گرفتم.» بعد به کاروان امام پیوست :) ❤️‍🩹 نه برای پول 💰 نه برای مقام 🏆 نه برای پیروزی ظاهری 🔮 بلکه برای حــــــــق ! رفیق... اینجا مکث کن ! 🚷 گاهی زندگی آدم... با یک تصمیم عوض می‌شود :) گاهی یک گفت‌وگو... گاهی یک جمله... گاهی یک بله گفتن... و گاهی یک نه گفتن... تمام آینده انسان را تغییر می‌دهد. زُهَیر هم همینجا جاودانه شد. بوی کربلا :) از اینجا به بعد... هرچه کاروان جلوتر می‌رفت... خبرها نگران‌کننده‌تر می‌شد. دیگر کمتر کسی امید داشت کوفه همان کوفه نامه‌ها باشد. اما یاران واقعی... نه‌تنها کم نیاوردند... بلکه محکم‌تر شدند. هرچه مقصد خطرناک‌تر می‌شد... ایمانشان روشن‌تر می‌شد. ⚔️ تفاوت قهرمان‌ها رفیق... بعضی آدم‌ها وقتی شرایط خوبه همراهت هستن ✨ ! بعضی آدم‌ها وقتی سودی در کار باشه همراهت هستن 💸 ! اما بعضی‌ها... وقتی همه راه‌های راحت بسته میشه تازه کنار تو می‌ایستن. و عاشورا پر از همین آدم‌هاست... همین آدم‌هایی که قراره اسمشون تا ابد زنده بمونه... 📖 حدیث امشب ✨ امام علی(ع) فرمود: «ارزش هر انسان به اندازه انتخاب‌های اوست.» 📝 خلاصه قسمت نهم ✅ امام پس از شنیدن خبر مسلم مسیر را رها نکرد. ✅ هدف نهضت فقط رسیدن به حکومت نبود. ✅ زُهَیر بن قَین در مسیر با امام دیدار کرد. ✅ گفت‌وگو با امام زندگی او را تغییر داد. ✅ زُهَیر به کاروان حسینی پیوست. ✅ هرچه مسیر جلوتر رفت، خطر بیشتر و یاران خالص‌تر شدند. 🎯 درس مهم این قسمت رفیق... گاهی خدا سر راه آدم... لحظه‌هایی قرار می‌ده که فقط چند دقیقه طول می‌کشن... ⏳ اما همون چند دقیقه... می‌تونه سرنوشت دنیا و آخرت آدم رو تغییر بده. مهم اینه که وقتی لحظه انتخاب رسید... خوابت نبرده باشه... + قسمت بعدی میریم سراغ آزاده کربلا 🙂 :) | @seyedebram |
👀🔍 عزیز‌من ، حالا اگه سوالی تو ذهنت هست بفرما : https://eitaa.com/dakedel [ ناشناس ] + فقط عجله نکن .. ! 🫂