آسِیدْاِبرآهیم؛
« ۹۴ #حقیقتخدمت♥️ » ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تمسخر آیتاللهشهیدسیدابراهیمرئیسی در سینما !
| @seyedebram |
آسِیدْاِبرآهیم؛
تمسخر آیتاللهشهیدسیدابراهیمرئیسی در سینما ! | @seyedebram |
بمیرم برای مظلومیتت .
نه تنها سینما ،
بلکه در فضای مجازی !
؛
نه تنها آن زمان،
بلکه همین الان !
؛
هنوز در فضایمجازی ی عده مریض ذهنی
از او به با این جملات یاد می کنند:
_ نهار هم خوردید ؟ نخوردید من بخورم!
_ بهتون نهار دادند ؟ به من دادن !
_ رئیسیِگشنه !
_ رئیس جمهوری که دغدغه اش نهار بود !
و... .
به والله که خدا ازتون نمی گذره ! .
+Sh
| @seyedebram |
« 19 الی 21 #ازمدینهتانیزه »
_ زمینِکربـــــــــــلا
بستــــــــــــــــنِآب
تشنگیِکودکان
| @seyedebram |
🏴 از مدینه تا نیزه
📜 قسمت نوزدهم:
سرزمین کربلا،
بستن آب و آغاز تشنگی ..
؛
🌵 کاروان امام حسین(ع) در
دوم محرم سال ۶۱ هجری
به سرزمینی رسید که
نامش کربلا بود !
فرمانده سپاه دشمن،
حر بن یزید،
اجازه ادامه مسیر را نداد و
امام همانجا فرود آمد . . .
امام وقتی نام آن سرزمین را شنید،
فرمود :
«اینجا محل فرود ما،
محل ریخته شدن خون ما
و محل دفن ماست.»
یاران خیمهها را برپا کردند
و کاروان در همان سرزمین مستقر شد .. ⛺️ !
طبق نقلهای تاریخی 📜 ؛
امام حسین(ع)
زمین کربلا را
از صاحبانش خرید ..
یا بهای آن را پرداخت !
و از آنان خواست پس از این حادثه،
زائران را راهنمایی و از آنان پذیرایی کنند !
به همین دلیل،
این شبهه که
«امام بدون اجازه در زمین دیگران ماند»
درست نیست ! 🚫
چند روز بعد⏳
سپاه عمر بن سعد با
هزاران نفر وارد کربلا شد ..
و اطراف خیمهها را محاصره کرد ! ⛓
هر روز نیروهای بیشتری به سپاه دشمن اضافه میشدند ..
تا جایی که یاران امام
در برابر جمعیتی بسیار بزرگ قرار گرفتند !
در هفتم محرم،
عبیدالله بن زیاد دستور داد
راه دسترسی امام و یارانش به رود فرات بسته شود 🌊 !
گروهی از سربازان کنار رودخانه مستقر شدند
تا اجازه ندهند حتی یک مشک آب
به خیمههای امام برسد .. 🌧 !
از آن لحظه،
تشنگی کمکم بر خیمهها سایه انداخت ..
ابتدا آب ذخیرهشده تمام شد،
بعد صدای گریه کودکان بلند شد !
لبهایشان خشک شده بود
و مدام میگفتند:
«العطش... العطش...»
«آب... آب...»
امام و یارانش چند بار تلاش کردند
آب تهیه کنند،
اما محاصره بسیار شدید بود
و دشمن راه را بسته بود ...
هر ساعت که میگذشت،
تشنگی بیشتر میشد؛
نه فقط برای رزمندگان،
بلکه برای
زنان، کودکان و حتی شیرخوارهای که هنوز چند ماه بیشتر از عمرش نگذشته بود . . . (:
از همینجا بود که
یکی از تلخترین فصلهای عاشورا آغاز شد !
فصلی که در آن،
تشنگی به یکی از ماندگارترین
نمادهایکربلا تبدیل شد ....
و زمینه را برای
مأموریت حضرت عباس(ع)
و حوادث بعدی فراهم کرد :)
| @seyedebram |