eitaa logo
آسِیدْاِبرآهیم؛
1.9هزار دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
1.8هزار ویدیو
1 فایل
از قلب به رسانه*بدون دخالت عقل. اینجا؟ازدَردهای حق*میگیم؛ . -من؟همه با یار خوش و من به غمِ یار خوشم سخت کاری‌ست ولی من به همین کار خوشم- . -سندخورده ب نام آسید-³⁰`⁰⁴تا وصال آسید. +دکه تلفنی مون | @dakedel📞 •کپی؟ سنجاق .. +رسانه اختصاصی شهید +
مشاهده در ایتا
دانلود
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
او در دوست داشتن ما شجاع بود ! ( : | @seyedebram |
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دیگه‌حاج‌محمود‌سابق‌نشد 🙂 ! | @seyedebram |
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جنگ‌شروع‌شدهُ‌صدای مونه‌اَجنوب‌میشنوی... | @seyedebram |
تبلیغاتی که برای تولیدمحتوای‌انقلابی باید ببینم: + پ‌ن‌پ : علیه جمهوری اسلامی و مجلس‌. | @seyedebram |
« 29 » _ علی‌اصــــــــــــــــــــــغر (ع) کوچک‌ترین‌شهید‌کربلا ! | @seyedebram |
🏴 از مدینه تا نیزه 📜 قسمت بیست‌ونهم: علی‌اصغر(ع)؛ کوچک‌ترین شهید کربلا رفیق ! یه لحظه تصور کن... یه نوزاد چندماهه... نه شمشیر دستشه... نه سپر... نه حتی می‌تونه حرف بزنه... فقط تشنه‌ست... همین ! « روز عاشورا » تقریباً همه یاران امام حسین(ع) شهید شده بودن... حضرت عباس(ع) هم به شهادت رسیده بود... دیگه توی خیمه‌ها... حتی یه قطره آب پیدا نمی‌شد ! 🧊 صدای گریه بچه‌ها... لحظه‌ای قطع نمی‌شد (: حالا اون وسط 👀 یه نوزاد هم بود... حضرت علی‌اصغر(ع) ؛ کوچک‌ترین فرزند امام حسین(ع) ! بعضی منابع سنش رو حدود شش ماه نوشته‌اند. از شدت تشنگی... دیگه حتی توان گریه کردن هم نداشت... فقط لب‌های کوچیکش... خشک شده بود. رفیق ! امام حسین(ع)... علی‌اصغر رو بغل کرد... و به سمت سپاه دشمن رفت. نه برای جنگ... نه برای خواهش از روی ترس... بلکه برای اینکه... آخرین حجت رو هم بر اون‌ها تموم کنه. فرمود: «اگر با من دشمن هستید... این کودک چه گناهی کرده؟ اگر به من آب نمی‌دهید... دست‌کم به این نوزاد آب بدهید.» چند لحظه... سکوت... همه نگاه‌ها... به اون نوزاد بود. انگار... آخرین فرصت بود... که دشمن... از این جنایت دست برداره. اما... این اتفاق نیفتاد. حرمله... با تیر سه‌شعبه... به سمت اون نوزاد تیر انداخت... تیر... به گلوی علی‌اصغر خورد... و اون کودک... در آغوش پدر... به شهادت رسید (: رفیق ! اینجا دیگه... بحث جنگ نبود. یه نوزاد... طرف مقابل هیچ سلاحی نداشت ! برای همین... شهادت علی‌اصغر(ع)... یکی از دردناک‌ترین صحنه‌های عاشوراست 🙂 ! امام حسین(ع)... خون گلوی فرزندش رو با دست گرفت... به سمت آسمون بلند کرد... و فرمود: «خدایا... همه این‌ها را تو می‌بینی... و پیش تو شکایت می‌کنم.» بعد... امام... با دستان خودش... پیکر کوچکش را به خیمه‌ها برنگرداند... در همان سرزمین... او را به خاک سپرد : ) رفیق... شاید بگی... این داستان... امروز چه حرفی برای ما داره؟ اینکه... جنگ... فقط زندگی سربازها رو عوض نمی‌کنه... اولین قربانی‌های جنگ... خیلی وقت‌ها... کودک‌ها هستن ! (( میناب 🙂 )) بچه‌هایی که... نه تصمیمی برای شروع جنگ گرفتن... نه نقشی توی اختلاف‌ها داشتن... اما بیشترین رنج رو تحمل می‌کنن. به همین خاطر... وقتی درباره عاشورا حرف می‌زنیم... فقط درباره یک نبرد تاریخی صحبت نمی‌کنیم... درباره ارزش جان انسان... و ظلمی حرف می‌زنیم که حتی به یک کودک هم رحم نکرد. 📖 خداوند در قرآن می‌فرماید: «وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ» «و هیچ انسانی را که خدا جانش را محترم قرار داده، به ناحق نکشید.» 📖 سوره اسراء، آیه ۳۳ 💎 تلنگر رفیق... قدرت... وقتی ارزش داره... که از ضعیف‌ترها محافظت کنه... نه اینکه... بهشون آسیب برسونه. عاشورا... به ما یاد می‌ده... حتی وسط سخت‌ترین درگیری‌ها هم... انسانیت... نباید فراموش بشه ! | @seyedebram |
« ۹۶ ♥️ » ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ادامه .. . . از دیدار اتفاق نیفتاد ! جلو رفتم و خوشامد گفتم: « آقای‌رئیسی ! واقعا اگر شما نبودید و اون پیگیری هاتون نبود الان کارخونه ای وجود نداشت که شما برای بازدید تشریف بیارید ! » آقای رئیسی با حالت تواضع حرفهایمان را گوش داد و گفت: «لطف خدا بود ! ما هم این وسط وظیفه مون رو انجام دادیم ! امید اگر باشه همه ی مشکلات قابل حله ، شرکت شما هم ان شاء الله از این به بعد رو پای خودش می ایسته ! » ماشینش را که سوار شد کارگرها بیهوا برایش دست زدند و با صدای بلند گفتند: « رئیسی دوست داریم رئیسی دوست داریم.» ((: محبت کارگرها را که دید از ماشین پیاده شد و به احساساتشان پاسخ داد : ) . ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ . . [ راوی یکی از کارگران کارخانه هپکو منبع: اسناد موجود در مؤسسه فرهنگی حماسه ۱۷ ] | @seyedebram |
نوشِ‌روحتون 🎀
اینو ببین