11.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- مگه غیر از این بود؟ :)))))))
| @seyedebram |
آسِیدْاِبرآهیم؛
- مگه غیر از این بود؟ :))))))) | @seyedebram |
حاج آقا؛ هارداســــــــــــــان؟ 💔🌿
آسِیدْاِبرآهیم؛
-لبوبو پزوزو چیه بابا؛ جذابیت کار فقط لبید ابن اعصم💀🤌🏽
•داستان کاملا واقعی در تاریخ اسلام که با پیامبر ارتباط دارد💀✨
« داستان طلسم شدن پیامبر (ص) توسط لبید بن اعصم»
در مدینه، مردی یهودی به نام لبید بن اعصم زندگی میکرد. او به جادوگری و سحر شهرت داشت. از دشمنی و کینهای که نسبت به پیامبر اسلام (ص) داشت، تصمیم گرفت به او آسیبی برساند.
لبید موهای پیامبر (ص) را که هنگام شانه زدن افتاده بود، برداشت و با دندانههای همان شانه، طلسمی ساخت. او این موها و شانه را با نخهای گرهخورده به هم بست و در میان برگهای درخت خرما پنهان کرد، سپس آن را در عمق یکی از چاههای مدینه انداخت.
پس از این کار، پیامبر (ص) مدتی بیمار و ناتوان شدند. احساس ضعف میکردند، گاهی خیال میکردند کاری انجام دادهاند در حالی که انجام ندادهاند. یاران نگران بودند، ولی علت را نمیدانستند.
تا اینکه یک روز، فرشته وحی، جبرئیل، نزد پیامبر (ص) آمد. او دو سورهی نورانی از قرآن آورد: فلق و ناس.
جبرئیل گفت:
«ای محمد، این دو سوره را بخوان، تا خداوند تو را از شرّ این جادو رها کند.»
پیامبر (ص) این دو سوره را تلاوت کردند. هر آیه که خوانده میشد، یک گره از آن نخهای بسته باز میشد، و با هر گرهای که باز میشد، حال پیامبر بهتر میگشت.
در پایان، وقتی آخرین گره باز شد، پیامبر (ص) کاملاً سبک و سالم شدند. سپس علی (ع) و جمعی از یاران، آن شانه و موها را از چاه بیرون آوردند و از بین بردند.
از آن روز، مسلمانان فهمیدند که این دو سوره، سپری نیرومند در برابر هرگونه سحر، حسادت و شرارت است.
| @seyedebram |