آسِیدْاِبرآهیم؛
- دگر برای کسی درد و دل نخواهم کرد
دگر ز قلب خودم تیر بیرون نخواهم کشید
| @seyedebram |
چنان از من برای خود سنگدلی ساخته ای!
گویا در هفت سنگ روزگار تو به من باخته ای ..
| @seyedebram |
به آسانی میگویی و ضرباتت را میزنی
تو همچون سهراب به رستمی تاخته ای ..
| @seyedebram |
چنان از درد هایت برایم میگویی
انگار که راه درمان را جای دیگری یافته ای !
| @seyedebram |
خودت در خوابی و ادعای بیداری داری
اما به من طعنه میزنی که خیال بافته ای .
| @seyedebram |
از این پس پی یار نخواهم رفت زیرا
بگفت : تو برای من بسی درد ساخته ای !
| @seyedebram |
چه هزاران دردی که به خود دیدم و لب نزدم
آخر هم شنیدم که : چقدر تغییر یافته ای !
| @seyedebram |
آسِیدْاِبرآهیم؛
_
از همه جا بریده و به همه جا کشیده ،
خوشحالم که دستم به طناب دار رسیده :)
| @seyedebram |
از هر که به ما بدی کرد بگذریم ،
از مرگ به ما بسی خیر رسیده !
| @seyedebram |
خبرترین خبر روزگار بی خبریست ؛
خوشا که از مرگ کسی را خبر نرسیده ..
| @seyedebram |
از حال آشفته خود همین بس که بگویم
مرغ دل من از قفس مرگ پریده ..
| @seyedebram |