هفته بعد چهارشنبه نیمه شعبانه، خیلی دوست دارم باهم یه کاری انجام بدیم ✨️ اگه ایدهای دارید برام بفرستید میخونم:
@Bipelak213
#نیمهشعبان 💚
هدایت شده از حُفره
من با تو میشدیم ما
این روزها دلم برای خودمان تنگ شده.
خودمان که تو فینالهای المپیک هادی ساعی انگشتمان را گاز میگرفتیم.
توی دور آخر وزنه بلند کردن بهداد سلیمی " یا علی یا علی" میگفتیم.
در بازیهای انتخابی جام جهانی همراه کارلوس کیروش، رگ گردنمان بیرون میزد.
کله صبح بیدار میشدیم که قهرمانی بچههای والیبالمان را با چشم ببینیم.
حتی آن یکی دو شب مانده به انتخابات که با طرفداران رقیب کری میخواندیم. ما این طرف خیابان پوستر نامزد انتخاباتیمان را بالا میبردیم و آنها طرف دیگر خیابان مال خودشان را. یک خیابان به اندازهی چند گام بینمان فاصله بود که میانش مردم بودند. آدمهایی که با خیال راحت وسطمان راه میرفتند و خودمان هم میدانستیم هروقت بخواهیم میتوانیم برویم آن سمت و دوباره رفیق بشویم. دور مچ دستمان پرچمها و نمادهایی با رنگهای مختلف بود اما هنوز یکی بودیم. دعوا نداشتیم باهم. حتی به هم سر میزدیم. به هم شیرینی تعارف میکردیم. مناظره و گفتگو میگذاشتیم. صبح روز بعد انتخابات هر چه شد که بشود.
توی دانشگاه سر یک کلاس و کنار هم مینشستیم. از هم یاد میگرفتیم. با هم شوخی میکردیم. از فیلمهای روی پرده سینما حرف میزدیم. هنرمندانمان هنوز سلبریتی نشده و گند سیاسیبازی را درنیاورده بودند.
با هم راهیان نور میرفتیم. به فکه که میرسیدیم، چشم همگیمان پُر از اشک میشد. ماکارونی بیمزهی اردو را با کیف میخوردیم. توی اردوی مشهد شال گردمان را دوتایی باهم میگذاشتیم.
در برنامههای دانشگاه یک گروه حامد زمانی پخش میکرد و دیگری یار دبستانی من.
ما با همهی اینها بودیم و زیر یک پرچم. آرزوی نابودی و مرگ نداشتیم برای هم و برای وطنمان. متفاوت بودیم و همین قشنگترمان میکرد.
دلم برای خودمان تنگ شده.
این روزها را باور نمیکنم.
همکلاسی من که دستش را باز میگذاشت که اگر از روی تخته عقب افتادم از روی جزوهاش بنویسم، رفته خارج و خواسته ترامپ ما را نابود کند؟ ما را؟ همان که وقتی توی نمازخانه میخوابید چادرم را میانداختم رویش؟ ساندویچمان را نصف میکردیم و حاضر بودیم آش رشته را با یک قاشق بخوریم؟ او باورش نمیشود که غریبه آمده وسطمان و بچههامان را پرپر کرده؟ آدمهایی که در آن خیابان میانمان بودند. پلیس و نیروی امنیتی چرا این همه سال بین ما نبود؟ چه شد که حالا شد محل اختلافمان؟ چه چیزی عوض شده همکلاسی؟ من همانم که بودم!
که میگفتی زیرچادرم گرم است و جان میدهد که با خیال راحت بخوابی! کی آمده وسط ما که تفنگت را گرفتهای سمتم؟
غریبه آمده بینمان. بوی حال بههمزن عرقش را حس نمیکنی؟
✍️مبارکه اکبرنیا
#ما
#وطن
@hofreee
میگن پلیس مردم رو به رگبار بسته!
اولا اون اوباش کف خیابون مردم نبودن.
اگر هم کسی بوده که وابسته به جایی نبوده اما قدری عقل نداشته که به هردلیلی معترضی دیگه صحنه صحنه جنگه و همچنان رفته خیابون، نیروهای انتظامی مقصر نیست.
❌اگر نیروی انتظامی از سلاح استفاده نمیکرد اون اوباش وحشی داعشی به صغیر و کبیرمون رحم نمیکردن.
⚠️دلتون به حال اون منافق داعشی که مردم بیگناه رو سلاخی کرد، پلیس رو آتیش زد، بسیجی رو با تبر تکه تکه کرد نمیسوزه، به حال اونی که با عقل و اختیارش به حمایت از اون داعشی رفت تو خیابون هم نسوزه
❌یادمون نره شخصی که رفته تو خیابون به حکم خدا خودش صاحب نتیجه اعمال خودشه. با اختیار و عقل رفته.
انتخابش این بوده که به هر دلیلی به ناامنی کشورش دامن بزنه . پس دیگه هر اتفاقی براش بیفته پای خودشه.
اگر خیلی ناراحتیم که چرا پلیس روشون اسلحه کشیده باید به این فکر کنیم که اگر این کار رو نمیکرد الان تو امنیت نبودیم.
💬 نظردونی
گلدوزی شآلی 🌷
۰۰:۰۰
اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُو إِلَیْكَ فَقْدَ نَبِیِّنَا صَلَوَاتُكَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ غَیْبَةَ وَلِیِّنَا
وَ کَثْرَةَ عَدُوِّنَا وَ قِلَّةَ عَدَدِنَا،
وَ شِدَّةَ الْفِتَنِ بِنَا وَ تَظَاهُرَ الزَّمَانِ عَلَیْنَا
✩˚₊‧
شد جلوهٔ احمد و على، آینهای
آن آینه را علیِّ اکبر خواندند 💚
#حضرت_علیاکبر_علیهالسلام
#اشبهالناسبرسولالله ✨️
#مولودی_خونگی 🎊
هدایت شده از ایران دُخت ☫
خدایا بخاطر اینکه وسط سختی های زیادِ این روزها ، کمکم میکنی دلخوشی های کوچیکِ زندگی به چشمام بیاد شکرت.
🍃