ماه رمضون بود که ما قرار شد افطار کنیم بریم خونه ی داییم بابام گفت قبل از اینکه بریم شب اهنگی رو بزار ببینیم .
بعد قسمت امیر مهدی ژوله بود.
جایی رسید که اون فیلم و پخش کردن و خودشون ادامش و رفتن و حامد زد زیر گریه🥺
بعد من اونجا به خودم گفتم چقدر این مرد مهربونه🥲
بعد بچه ها اومدن که بازی کنن حامد خانه مالید به صورتشون بعد به یه دختره گفت بزن به صورتم با خودم گفتم خودشو مثل بعضی بازیگرا نمیگیره و خاکیه🙂
بعد مامانم این وستا هی ازش تعریف میکرد میگفت چقدر خوشگله ،چقدر پر انرژی و......
بعد قسمت خوانندگی مردا شد که دیدم با مردم شوخی می کنه و نه ناراحت میشن و بازم ازشون معذرت خواهی میکنه
بعد آخرش مرده گفت میتونم بقلت کنم گفت بله با خودم گفت این مرد چقدر مردمیه🥺
بعدش فیلم تموم شد رفتم تو اتاق دیدم چه حس عجیبی دارم دلم می خواست گریه کنم نمیتونم توصیفش کنم بعد حاضر شدم رفتیم اونجا
دایی منم یجورایی مثل حامد پر انرژی مسخره بازی درمیاره میخندیم و....
هی داییم و میدیدم داغ دلم تازه میشد
من تا سه ماه به هیج کس چیزی نگفتم یعنی از عید تا اوایل خرداد بعدش دیگه نتونستم تو خودم نگه دارم به مامانم گفتم بعد امتحانا به مامانم گفتم میشه ازش پیج بزن گفت بزن و الان در خدمت شمام😁
تو ناشناس بگید جالب بود یا نه؟
https://daigo.ir/secret/6286263736
#درخواستی