سانسور قسمت ۲۷ شب آهنگی :)
یه بازی این بود که مثلا سمیرا یه روانکاو همون تراپیسته بعد حامد بیماره ؛ حامد جاش رو با سمیرا عوض کرده بود و رو مبل اومده بودش بعد یهو دراز کشید و یه اداهای کیوتی درمیاورد که نگممم🙂🤏😂!
بازی اینطوری بود که حامد مریضیش اینه که فکر میکنه ۳نفر توش زندگی میکنن😔😂؛
یه معلم بداخلاق-شمالیمثجوکرتایمش- ، یه خواننده پیر-اِبی- ، یه زن که میخواد بهش پیشنهاد ازدواج بده -مارگورابی بازیگرخارجیفکرکنمموردعلاقهحامد- 😭😂😔..
انقد سر این خندیدیم و تیکه های منحرفی داشت ؛ مثلا از مارگو خواستگاری کردد و.. (سرهموناینتیکه 0:03 همچینحرفیزد)
★★★
توی اون بازی موقعیت میگرفتن و ..
یه بارش حامد نقش دزدی بود که عصبیه و اخرشم باید مثل بستنی میشد ؛
که اینطوری اجراش کرد ، اومده مجسمه بدزده که اون مجسمهه رو سمیرا اجرا میکرد ..
آخرش یهو گفت خب تمومه،مرسی.. بعد تماشاچیا گفتن پس بستنی نمیشی😭😂؟!
که خم شد رو اجاق گاز گفت بیاید بستنییی شدم😭😔🤏🤏.. (همینارویادمه ! ولی حس میکنم اینجاهم سمیرا یه نقش دیگه هم برداشته و.. )
☆☆☆
تو آنتراکا هم از اِبی خوند برامون(؛
کل آهنگایی که درطول ضبط خوند برامون: پوست شیر،شب تولد عشق،خانم گل،حریق سبز... (دوتاشم به درخواست تماشاچیا خوند؛دوتا دختر گفتن که دقیقا جلو ما بودن🥲😂!)
منبع:روبیکا