شَقَف .
با خط به خط این کتاب اشک ریختم و حیرت زده شدم از اینهمه صبوری مادر شهید ، کاش میتونستم ایشون رو از نزدیک ببینم ..
با دیدن عکس آخر کتاب قلبم تا شلمچه پر کشید (:
یه لحظه با خودم گفتم عارفه قدر این امنیت رو بدون ، اونجایی که تو با خیال راحت قدم گذاشتی چندین جوون جونشون رو برای همون خاک دادن و کاش همهمون قدر بدونیم ..
از شهید میخوام همونطوری که هوای مادرشون رو داشتن هوای ماروهم داشته باشن (:
#پیشنهادِکتاب (؟)
شَقَف .
خب خب قرار شد از فردا هر دو هفته یدونه کتاب بخونیم [ اگر بیشترم خوندین که چه بهتر ] وقتی که کتاب ر
- دو هفتهی نمیدونم چندم / کتابِ بیستمی / قصه ننه علی ؛
#چالشِکتاب *
- https://eitaa.com/shaghaff/34329
کلا
فرقی نداره
.
🌸
.
+ ازونجایی که خیلی پرروام عکسای خودمو میفرستم