#طرح | روز امام رضا علیهالسلام
خوشابحال چراغی که در مسیر حرم
برای گمراهان مظهر هدایت شد
#چهارشنبه_های_امام_رضایی
•••••••••✾•🌿🌺🌿•✾••••••••
@shahid_khalil_takhtinezhad
•••••••••✾•🌿🌺🌿•✾••••••••
همسرش میگفت:
توۍوصیتنامہاشبرایمنوشتہبود:
- اگربھشتنصیبمشد؛
منتظرتمۍمانمباهمبرویم🎞🌿"
همینقدر؏ـٰآشقانھ . . .!(:
#شھیداسمائیلدقایقۍ
#مـــامــلت_شـــهادتــیـم🕊🥀
#اللّهمَّعَجِّلْلِوَلِیِّڪَالفَرَج✨
#شهدا_را_یاد_کنیم_با_ذکر_صلوات
•••••••••✾•🌿🌺🌿•✾••••••••
@shahid_khalil_takhtinezhad
•••••••••✾•🌿🌺🌿•✾••••••••
🦋تزکیه و برنامه ریزی برای رشد و تعالی روح و جسم 🦋
مادر بزرگوار این شهید :
«زینب در دفتر خودسازی خود جدولی کشیده بود که ۲۰ مورد داشت، نماز بهموقع، یاد مرگ، همیشه با وضو بودن، خواندن نماز شب، نماز غفیله، نماز امام زمان (عج)، ورزش صبحگاهی، قرآن خواندن بعد از نماز صبح، حفظ کردن سورههای قرآن کریم ،دعا کردن در صبح و ظهر و شب،کمتر گناه کردن تا کم خوردن صبحانه ناهار و شام دخترم جلوی این موارد ستونهایی کشیده بود هر شب بعد از محاسبه کارهایش جدول را علامت می زد...»
#شهیده_زینب_کمالی🌹
#مـــامــلت_شـــهادتــیـم🕊🥀
#اللّهمَّعَجِّلْلِوَلِیِّڪَالفَرَج✨
#یاد_شهدا_با_صلوات
•••••••••✾•🌿🌺🌿•✾•••••••• @shahid_khalil_takhtinezhad
•••••••••✾•🌿🌺🌿•✾••••••••
#قرار_شبانه
سهم شما تنها ۵ صلوات و دعای فرج به سلامتی امام زمان و نیابت از
شهید کربلایی خلیل تختی نژاد
اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم...
شهادت زیباست...
໑♥️⛓
•
.
آدمی چقدر خالیست از خودش
وقتی پُر است از یادِ کسی ..
#رفیق_شهیدم
#شهید_خلیل_تختی_نژاد
#شبتون_شهدایی
التماس دعا🌿💚
•••••••••✾•🌿🌺🌿•✾••••••••
@shahid_khalil_takhtinezhad
•••••••••✾•🌿🌺🌿•✾••••••••
زیارتــ نامهـ شهــدا💐
#به_نیابت_شهید_خلیل_تختی_نژاد🥀
#شهدا_را_یاد_کنیم🍃
🇮🇷شَهْيـد خَلْيـٰل تَخْتي نِژْاد🇵🇸
✨🌼✨🌼✨🌼
🌼✨🌼✨🌼
✨🌼✨
فصل سوم
خاطرات دوستان،آشنایان و همرزمان
اجازه گرفتن (به نقل از مهدی بشیری زاده دوست و فرمانده شهید)
بار اول که می خواست به سوریه برود به نزد من آمد و گفت: من اسم نوشتم و قرار است هفته آینده به سوریه اعزام شوم، آمده ام اجازه بگیرم! من خنده ای کردم و گفتم :پسر جان من! مگر من ولی توام ؟!تا جایی که من خبر دارم باید از پدرت اجازه بگیری ،گفت :نه !حالا اگر شما رضایت بدهید دیگر مطمئنم که پدرم هم راضی می شود. چون من با پدرش رفاقت چندین ساله داشتم و فامیل هم بودیم بنابراین خلیل مرتب اصرار می کرد، کار به جایی کشید که خلیل پافشاری می کرد و گفت: شما رضایت بدهید ،به شوخی گفتم :خوب تو رفتی شهید میشوی، برای من که مشکلی نیست! برای من یک فصل جدیدی برای یادواره شهدا باز میشود، یک یادواره خوبی برایت می گیریم ،ولی این پدر و مادرت هستند که اذیت می شوند شما باید بروید و از آنها اجازه بگیری ،دیدم که فایده ای ندارد اصرار زیادی میکند .یقه او را گرفتم و به او گفتم :اگر به پدرت نگویی نمی گذارم بروی و کارت را خراب می کنم. گفت؛ نه! پس خودم می روم و به پدرم می گویم، گفتم: نه !من خودم به پدرت می گویم ،گفت :نه! نه! اصلاً خودم میگویم و نیازی به شما نیست شما به زحمت می افتید ،دست شما هم درد نکند تا همینجا هم که راهنماییم کردید کافی است تشکر می کنم .ولی حالا که قول دادید برایم یک یادواره بگیرید من هم به شما یک قول خواهم داد ،گفتم :چه قولی ؟گفت :قول میدهم اگر شهید شدم شفاعت تان کنم ،گفتم :باشد این به آن در، ولی من به پدرت میگویم.
چند روز که گذشت خلیل به پدرش نگفت و رفت به سوریه. بعد از ۴۵ روز که رفته بود با من تماس گرفت و گفت: می خواهم برگردم، گفتم :اجازه گرفتی رفتی؟ گفت: نه، متاسفانه به پدرم نگفتم و الان هم ناراحتم، می خواستم که برگردم و با هم برویم و شما موضوع را مطرح کنید و به ایشان بگویید، گفتم: خلیل خیلی کار بدی کردی؛ تو قرار بود آنها را در جریان قرار دهی،و سپس بروی چرا این کار را کردی؟ چرا اجازه نگرفتی؟ گفت: حالا دیگر شده است، نگفتم دیگر! هفته بعد می آیم و با هم میرویم به ایشان می گوییم. چند روز بعد که من خانه پدر شهید افطاری دعوت بودم به ایشان گفتم که خلیل رفته بود سوریه و دارد بر می گردد.
✍🏻تدوین و نگارش:حسن آدمی
#خلیل_آسا
#قسمت_سی_و_نهم
#شهید_خلیل_تختی_نژاد
•••••••••✾•🌿🌺🌿•✾••••••••
@shahid_khalil_takhtinezhad
•••••••••✾•🌿🌺🌿•✾••••••••