eitaa logo
شهـــــ⚘ــــــیدانـہ
248 دنبال‌کننده
4.5هزار عکس
969 ویدیو
28 فایل
⚪️🔹 ◎﷽◎ ⚪️🔹 🌸🍃‌ - از ڪجا گرفتـی ؟! + چے رو ؟! - رزق |شهـادت‌| ... + از سحـرهـا هنگـام تنهایےام با خـدا :) دوست شهیدت داره صدات میکنه🌹 با رمز عملیات 🌸یا زهرا🌸 وارد کانال بشید🙏 شهیدانه https://eitaa.com/shahidaneh_313
مشاهده در ایتا
دانلود
💚مرآت- با دومین و البته اعزامش به سوریه مخالف نبودید؟ 🌹سری دوم که تصمیم به رفتن به سوریه را گرفت من بودم و یکی از دوستانش می گفت خانم حمزه نگذارید محمد حسین به سوریه برود اگر برود شهید می شود که من می گفتم حسین این راهی است که انتخاب کرده است و هر چی قسمت باشد پیش می آید و من جلوی رفتنش را نمی گیرم. 🌹برای سری دوم به او گفتم: حسین می شود این بار را نروی من شرایطم طوری است که به دارم که کوله اش را به زمین انداخت و گفت: می خواهی نرم؟ ولی چشمانش پر اشک شده بود و من از او معذرت خواهی کردم گفتم نه برو حضرت زینب شما را طلبیده است و به من این بود که هیچ زمانی خواندن را فراموش نکن. 🌹اطرافیانم به خاطر شرایطم خیلی گریه می کردند که این خیلی آزارم می داد. 🌹@shahidaneh_313🌹
💚مرآت- آخرین باری که با محمدحسین  تلفنی صحبت کردید چند روز قبل از بود؟ 🌹اولین تماسی که از سوریه گرفت زمانی بود که از زیارت حرم حضرت زینب آمده بود ولی من خانه نبودم که جواب دهم و با مادرم صحبت کردند وقتی به خانه برگشتم  مادرم گفت حسین زنگ زده من ناراحت شدم که چرا نبودم و تا شب منتظر تماسش بودم اما خبری نشد. 🌹هفته بعدش که بیرون بودم یک حسی بهم گفت به خانه برگرد الان محمد حسین تماس می گیرد که وقتی به خانه رسیدم زنگ زد و در حد 2 دقیقه احوالپرسی و قطع کرد این بود و بعد از یک هفته نیز خبر شهادتش را دادند. 🌹@shahidaneh_313🌹
💚مرآت- شده بود که شهید در خانه حرف از شهادت و شهید شدنش بزند؟ 🌹در خانه همش حرف شهادت می زد و همیشه از محسن و زینب می خواست که برای شهادتش دعا کنند که بچه ها به او می گفتند دوست نداری پیش ما باشی که می گفت: چرا دوست دارم بمانم اما اگر شوم است 🌹سری اول که از سوریه برگشته بود به رفتیم که از محسن خواست در حرم امام رضا(ع) برای شهادتش دعا کند. 🌹محسن در حالی به سمت من آمد که چشمانش پر اشک بود و گفت: از امام رضا (ع) خواستم که بابا به شهادت برسد من ازش پرسیدم مگه دوست نداری بابا پیش ما باشد گفت مامان شهید شدن خیلی بهتر از مردن است 🌹نیم ساعت در حرم امام رضا بود و برگه شهادتش را از امام رضا گرفته بود به قدری غرق در دعا شده بود که متوجه غیبت زینب نشده بود. 🌹@shahidaneh_313🌹
💚مرآت- خودتان برای کرده بودید؟ 🌹آره خیلی- محمد حسین از من می خواست که برای شهادت بخوانم که چله زیارت عاشورا برایش گرفتم و همیشه به من می گفت از عمه ات زینب بخواه به آرزویم شهادت برسم 🌹همیشه از امام رضا می خواستم همسرم ایمانش بالاتر از من باشد و اسمش هم باشد که خودش به من همسرم را داد و خودش هم از من گرفت. 🌹@shahidaneh_313🌹
💚مرآت- باتوجه به که سری اول اعزام به سوریه ایجاد شده بود شهادتش را باور کرده بودید؟ 🌹سری اول که خبر مفقودی یا اسیری محمد حسین در پیچیده بود من دو روز قبلش با او صحبت کرده بودم اما هر روز بیشتر می شد. 🌹سری دوم هم که واقعا حسین به شهادت رسیده بود من باز هم باورم نمی شد می گفتم مثل اولین بار شایعه است و حسین شهید نشده است. 🌹با اینکه در فضای مجازی حتی زمان تشییع هم اعلام شده بود باز هم باورم نمی شد و وقتی خواهر شوهرم عکس محمد حسین را به من نشان داد گفتم چقدر در برگه شهادت حسین زیبا می شود و اصلا باورم نمی شد و می گفتم برمی گردد این در حالی بود که محمد حسین هفته قبلش به شهادت رسیده بود و ما خبر نداشتیم. 🌹@shahidaneh_313🌹
💚مرآت- چه کسی خبر شهادت همسرتان را به شما داد؟ 🌹آن روزها که محمد حسین در شهر پیچیده بود و ما خبر نداشتیم مهمان زیاد به خانه مان می آمد و من اصلا شک نکرده بودم که اتفاقی افتاده باشد. 🌹روز بعد که برای آزمایش رفته بودم وقتی برگشتم به خانه پدر شوهرم رفتم و گفتم: بابا اگر خبری از حسین می دانید به من هم بگویید که گفتند خبر قطعی نداریم که مجروح شده یا به شهادت رسیده است. 🌹در همان لحظه پدرم تماس گرفت که از کرج حرکت کرده و دارند به سمت سمنان می آیند که شک من بیشتر شد که چرا به سمنان می آیند حتما خبرایی هست. 🌹من دست زینب را گرفتم و او را بیرون بردم و پیش خودم می گفتم خدایا اگر حسین مجروح یا شهید شده است یک جوری خبرش را بهم برسان دیگر طاقت ندارم. 🌹وقتی به خانه برگشتم دیدم از طرف سپاه و بنیاد شهید برای اعلام خبر شهادت محمدحسین به خانه پدرشهید آمده اند و حاج آقا فریدون شروع به صحبت کرد و آن لحظه بیاد زمان عقدم افتادم که یک دفعه عموی محمد حسین سرش را پایین انداخت و شروع به گریه کرد ولی پدر شهید اصلا گریه نکرد و همه شهادت حسین را و تسلیت می گفتند. 🌹@shahidaneh_313🌹
💚مرآت- قبل رفتن مواردی بود که از شما بخواهد برایش انجام دهید؟ 🌹ازم خواسته بود که در مراسم هایش نکنم و هر زمانی به شهادت رسید برای دیدن پیکرش با نروم. که آن روز هرکاری کردم که یک چفیه سفید به سرم بیندازم نشد. 💚مرآت- آیا شهادت و نبودش را باور کردید؟ 🌹بعد از شهادتش همش فکر می کردم خوابم و حسین از سوریه . 🌹و وقتی که واقعا خبرش را شنیدیم گفتم همیشه آرزو داشتی که بچه ات اولین قدمش را روی سنگ قبرت بگذارند که به آرزویت رسیدی. 🌹هر زمانی که مدافعان حرم برمی گشتند برای استقبال می رفتم و فکر می کردم حسین داخل اتوبوس هست و پیاده می شود.😔 🌹تا الان خلا و را احساس نکردم و هر ازش خواستم برام برآورده کرده است وجود فیزیکی ندارد اما در خانه احساسش می کنم و کاری می کنم که بچه ها نبودش را کمتر احساس کنند. 🌹@shahidaneh_313🌹
💚مرآت- واکنش فرزندانتان در چگونه است؟ 🌹زینب باورش نمی شد که پدرش به شهادت رسیده است و فکر می کرد که مثل همیشه با اتوبوس برمی گردد و  وقتی پیکر پدرش را دید باور کرد و آرام شد. 🌹محسن و زینب از آن وقت همش سوال می پرسند که چرا بچه ها بغل باباهایشان هستند و ما بابا نداریم چرا بابا شهید شد و من هم در جواب می گویم آنها یک بابا دارند ولی شماها دو باباحاجی و باباجون سید رو دارید. 💚مرآت-زمانی که پیکر شهید را دیدید چه چیزهایی به او گفتید؟ 🌹من اصلا پیکر شهید و یا کلا یک جنازه را از نزدیک ندیده بودم و از خاله شهید خواستم که در پشت سرم قرار بگیرد که اگر حالم بد شد بتواند مرا کمک کند ولی وقتی را دیدم تنها کلمه ای گفتم به او این بود که "قرار بود به نروی و باهم برویم". 🌹در حالی که 10 روز از شهادتش می گذشت اما بوی خیلی خوبی می داد و هنوز آن بو در مشامم هست. 🌹@shahidaneh_313🌹
💚مرآت- نام را چه کسی برای فرزند سومتان انتخاب کرد؟ 🌹برای اسم فرزند سومم همیشه می گفت باید علی در اسمش باشد که پیشنهاد داد محمد علی بگذاریم که من گفتم اسم برادرتون هست و یک شب که سوریه بود خواب دیدم مقام معظم به من می گوید فرزندی که در راه دارید پسر و اسمش است وقتی از خواب بیدار شدم تقویم را نگاه کردم دیدم فرزندمان در ماه رمضان به دنیا می آید و وقتی به او گفتم خیلی خوشحال شد و گفت پس اسم فرزندمان مشخص شد. 🌹در نوشته بود که خودم اسم محمدعلی را خیلی دوست دارم اما طبق خواب همسرم اسم فرزندم را علی اصغر بگذارید. 🌹@shahidaneh_313🌹
💚مرآت- شهید در وصیت نامه اش بیشتر به چه موضوعی تاکید داشت؟ 🌹در وصیت نامه اش تاکید بر تربیت فرزندان، و... داشت. 💚مرآت- زمانی که شهیدی را به سمنان می آرودند چه حال و هوایی به شما دست می دهد؟ 🌹شهدایی را که می آورند تمام مراسمات حسین برایم زنده می شود وقتی محمد طحان شهید شده بود به مزارش رفتم و ازش خواستم که اینسری حسین را از من نگیرد ولی نشد. 🌹اگر حسین سری اولی که به سوریه رفته بود شهید می شد انقدر صبر نداشتم و سری دوم با شایعات آماده شده بودم. 💚مرآت- از چه می خواهید؟ 🌹افتخار می کنم که همسرم به شهادت رسیده است و ازش می خواهم ما را خواهی کند و برایم دعا کند تا بتوانم به خوبی فرزندانم را تربیت کنم.❤ 🌹@shahidaneh_313🌹
😔 شادی روح شهدا و امام شهدا💚صلوات💚 برای این هم دعا بفرمائید که سخت محتاج دعاتون هستیم.