11.82M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 تفسیر ۲۰ | مرگ تاجرانه
🔘 «إِنَّ اللّهَ اشْتَرَي مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَيْهِ حَقّاً فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَي بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُم بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ»
(آیه ۱۱۱ سوره مبارکه توبه)
۱۳۹۶/۱۱/۱۶
#سوره_توبه
#سی_روز_سی_تفسیر
#رهبر_معظم_انقلاب
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
🔴 فرازهایی از سخنان ناب و بی نظیر امام روح الله:
♦️ آنهایی که خواب امریکا را میبینند خدا بیدارشان کند.
📚 صحیفه امام، جلد ۱۹، صفحه ۲۳۰
♦️ حضرت روح الله: كرارا گفته ام كه روحانی نمای غير مهذب از #ساواكی خطرناكتر است...
📚 صحیفه امام، جلد ۱۷، صفحه ۹۰
♦️ سازش با ظالم، ظلم به مظلومین است/ آنهایی که به ما می گویند سازش کنید یا جاهل هستند یا مزدور
📚 صحیفه امام، جلد ۱۸، صفحه ۵۰۰
♦️ شما هم عمال آمریکائید منتها ملتفت نیستید. یک عاملی داریم که مستقیماً از سفارت #آمریکا دستور می گیرد، یک عاملی داریم که برای او کار کند و خودش نمی فهمد، خود آدم نمی فهمد که برای کی دارد کار می کند.
📚 صحیفه امام، جلد ۱۳، صفحه ۷۶
♦️ هر چه بیشتر ما خضوع بکنیم برای ظالم، ظالم بیشتر فشار میآورد. وقتی که مهیا بشویم برای جلوگیری از ظالم، ظالم عقب مینشیند. هر چه زیادتر #فشار بیاورید، او عقبتر مینشیند. یک قدم شما که عقب بنشینید، او جلو میآید. یک قدم شما جلو بروید، او عقب میرود. این #سنت_الهی است.
📚 صحیفه امام، جلد ۱۰، صفحه ۱۳۰
♦️ آنهايى كه در خانه هاى #مجلل، راحت و بی درد آرميده اند و فارغ از همه رنجها و مصيبتهاى جان فرساى ستون محكم #انقلاب و پابرهنه هاى محروم، تنها #ناظر حوادث بوده اند و حتى از #دور هم دستى بر آتش نگرفته اند، نبايد به مسئوليت هاى #كليدى تكيه كنند، كه اگر به آن جا راه پيدا كنند چه بسا انقلاب را يكشبه بفروشند، و حاصل همه زحمات #ملت_ايران را بر باد دهند، چرا كه اينها #هرگز عمق راه طى شده را نديده اند و فرق و سينه #شكافته نظام و ملت را به دست از خدا بيخبران مشاهده نكرده اند و از همه زجرها و غربتهاى مبارزان و التهاب و بيقرارى #مجاهدان كه براى #مرگ و #نابودى_ظلم #بيگانگان دل به درياى بلا زدهاند، غافل و بيخبرند...
📚صحيفه امام، جلد ۲۰، صفحه ۳۳۴
♦️ میخواهی #ذلیل باشی؟ #برو_پیوند_کن_با_امریکا همه این حرفها تمام میشود، جنگ هیچ نمیشود؛ پیوند کن با شوروی، باز هم نمیشود! اما چی؟ این است که یک ملت عقب مانده و تا آخر توسری خورده #ضعیف.
📚 صحيفه امام، جلد ۱۹، صفحه ۲۰۰
♦️ تا قطع تمام وابستگی ها به تمام ابرقدرت های شرق و غرب، مبارزات آشتی ناپذیرانه ملت ما علیه مستکبران ادامه دارد...
📚 صحیفه امام، جلد ۱۱، صفحه ۲۶۵
♦️ دوام و قوام #جمهورى_اسلامى ايران بر پايه سياست نه شرقى و نه غربى استوار است و عدول از اين سياست، #خيانت به اسلام و مسلمين و باعث #زوال عزت و اعتبار و #استقلال كشور و ملت قهرمان ايران خواهد بود.
📚 صحیفه امام، جلد ۲۱، صفحه ۱۵۵
♦️ تا خیانت بزرگان نباشد، دولتهای خارج نمی توانند تصرف بکنند. #خیانت هست که اسباب این میشود که اینها راهشان را باز میکنند؛ این خیانت است که راه آنها را باز میکنند. اگر یک دولت غیرخائن باشد، راه باز نمیشود بر آنها که بیایند منافع ما را ببرند.
📚 صحیفه امام، جلد ۸، صفحه ۳۵۲
♦️ آن روزی که دولت ما توجه به کاخ پیدا کرد، آن روز است که باید ما فاتحه #دولت و #ملت را بخوانیم. آن روزی که رئیس جمهور ما خدای نخواسته از آن خوی کوخ نشینی بیرون برود و به #کاخ نشینی توجه بکند. آن روز است که #انحطاط برای خودو برای کسانی که با او تماس دارند پیدا می شود. ما در طول مشروطیت از این کاخ نشین ها خیلی صدمه خوردیم.
📚 صحیفه امام، جلد ۱۷، صفحه ۳۷۶
♦️ از شرّ رضاخان و محمدرضا خلاص شدیم، لکن از شرّ تربیت یافتگان غرب و شرق به این زودی ها نجات نخواهیم یافت.
📚 صحیفه امام، جلد ۱۵، صفحه ۴۴۶
➖➖➖➖➖➖
‼️قرآن به سر گرفتن با تلفن همراه
🔷س 5410: آیا در شب های قدر استفاده از تلفن همراه و تبلت و لبتاپ و امثال آن در صورتی که نرم افزار قرآن آن باز باشد، و روی صفحه تلفن همراه باشد، به جای کتاب قرآن قابل استفاده می باشد؟ البته در زمان سر گرفتن قرآن.
✅ج: در فرض سؤال، حکم قرآن را ندارد.
📕منبع: رساله آموزشی امام خامنهای
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
آفتاب سوزان تابستان، آتش توپ و تانک و گرمای جنوب را تحمل می کردند .... ساعتها آب نمی نوشیدند و غذا نمی خوردند .....
جانشان را فدا کردند.... تا اسلام و انقلاب پایدار بماند و به جهان صادر شود ....
با #انتخاب-اصلح ....#خون_شهداء را #پایمال نکنیم ...
#انتخابات۱۴۰۰
#خون_شهداء
#امنیت
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
#کتاب
#عصرهای_کریسکان #خاطرات_امیر_سعیدزاده #رزمنده_کرد_اسیر_در_چنگال
#ضد_انقلاب_کومله
#نویسنده_کیانوش_گلزار_راغب
#فصل_سوم
#قسمت دهم
چگونه میتوانم با زن داداشم که فقط چند ماه با مصطفی زندگی کرده ازدواج کنم؟! مصطفی بود که پا پیش گذاشت و سُعدا را برایم خواستگاری کرد. خدایا جواب سُعدا را چه بدهم؟ مدتی است سنگینی نگاهش با سکوت پُروقارش آزارم میدهد. به گمانم بو برده و شنیده در ذهن خانوادهام چه میگذرد.
اگر هم نشنیده باشد رسم و رسوم و عادت کردها را میداند و میفهمد در چنین شرایطی تعصب و غیرت کردی بر عشق و علاقه غلبه میکند. کاری هم نمیتوان کرد و باید حرف بزرگتر را گوش کرد و بیبهانه اجابت کرد. بزرگ است و یک کلام؛ ختم کلام والسلام.
مرد نباید اجازه دهد غرورش بریزد و انگ بخورد. باید اعتبار و آبروی خانوادگیاش را حفظ کند. زخم بخورد و نترسد و نلرزد. درد بکشد و ننالد. سربسته بگوید و واضح بفهمد. سُعدا هم این چیزها را خوب میفهمد. پدر زخمی و بیمارم داغدار مصطفی است و نمیتوانم قلبش را بشکنم. به ناچار با دلی شکسته و عزادار نامۀ کوتاهی برای سُعدا مینویسم تا تسکینش دهم.
احمد احمدیان، صاحب کارگاه جوشکاری سردشت، حالا فرماندارشده و با همان پزشکی که بالای سر پدرم آمده بود به منزلمان میآیند و پدرم را دلداری میدهند. میخواهند هزینۀ کفن و دفن مراسم مصطفی را بدهند که پدرم نمیپذیرد.
یک شب به پادگان دعوت میشوم و وقتی آنجا میروم میبینم تمام دوستان دوران مبارزه در آنجا جمعاند. رحمتالله علیپور و پدرش حاج احمد با نیروهای نظامی وارد شهر شدهاند. حاج ابراهیم حاج امینی، علی صالحی، کریمیان، سعید قادرزاده، حاج عبدالله واحدی، محمد ابراهیمی، حاج علی حکمت، علیپور داخل سالن نشستهاند و بازار دیدهبوسی و احوالپرسی گرم است. این افراد همگی از سران و معتمدین خوشنام سردشت هستند که در رفع مشکلات مردم میکوشیدند.
حظاتی بعد، همان دکتری که پدرم را معاینه کرده و با فرماندار به منزلمان آمده بود وارد سالن میشود. همه به احترامش بلند میشوند و منتظر میمانند تا در صدر جلسه بنشیند. علیپور میگوید: «ایشان دکتر چمران است!»
دکتر چمران در صدر جلسه نشسته و سروان صیاد شیرازی هم وارد جلسه میشود و همه بلند میشوند. روی میزها میوه و شیرینی زیادی چیدهاند و دلی از عزا درمیآورم. یک سال است نتوانستهام میوه و شیرینی درست و حسابی بخورم.
دکتر چمران شروع به سخنرانی میکند و میگوید: «عزیزان من، ما خیلی با شماها کار داریم. شما امین و معتمد ما در این شهر هستین. بزرگان و انقلابیون شما رو تأیید کردن و اسمتون رو به ما دادن. آقای علیپور و پدرشان هم اینجا هستن و شما رو تأیید کردن. شما باید ارتباطتان رو با ما حفظ کنین و اخبار و اطلاعات لازم رو جمع کنین و در اختیارمان بذارین. با شناسایی حرکتهای ضد انقلاب، آنها رو خنثی کنین. طوری به اینجا رفت و آمد کنین که کسی به شما شک نکنه. باید متوجه باشین که فعلاً اوضاع بحرانیه و نباید لو برید. ما روی شما حساب باز کردهایم و نباید الکی کشته بشید.»
بعد از دو ساعت جلسه امیدبخش، خداحافظی میکنیم و تکتک افراد از پادگان خارج شده و به منزل میرویم. ولی علیپور و پدرش در آنجا میمانند.
میفهمم که اسامی افراد معتمد و مذهبی شهر را علیپور و آیتالله ربانی شیرازی به مسئولین دادهاند تا به این جلسه دعوت شوند. در این جلسه باز هم میفهمم در غیاب دولت، حاج ابراهیم حاج امینی نماینده تامالاختیار دولت در شهر بوده و با زیرکی خاصی شهر را اداره میکرده است. او توانسته بود دفتر حزب جمهوری اسلامی را در منزلش دایر کند و افراد مذهبی و انقلابی را جذب حزب کند. من هم دو بار به منزلش رفته بودم و در حزب جمهوری اسلامی ثبتنام کرده و حاج رحمان رحیمپور را در آنجا دیده بودم. حاج علی حکمت اختلافات خانوادگی و طایفهای و قومی مردم را حل و فصل میکرد و نمیگذاشت به دام ضد انقلاب بیفتند.
اطلاعات و اخبار ماههای گذشته را به دست حاج اکبری فرمانده سپاه میرسانم و میگویم: «این هدیۀ مهدی باکری برای شماست.»
حاج اکبری صبح زود نیروهایش را به خیابان میآورد و نظام جمع و رژه و اللهاکبر و قدمرو و خبردار راه میاندازد و امید و امنیت را به مردم نوید میدهد. شبها در شهر گشت و ایست و بازرسی میگذارد و نیروهایش ناجوانمردانه به دست عوامل کومله و دموکرات ترور میشوند. برادرش در روستای مارقان به شهادت میرسد و خودش هم در درگیری با ضد انقلاب شهید میشود.
با حکم دکتر چمران مسئولیت ادارۀ شهر و امام جمعه و هماهنگی نیروهای نظامی و فرمانداری به دست رحمتالله علیپور سپرده میشود.....
⬅️ ادامه دارد .......
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷 @shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰〰〰🇮🇷〰〰🌷