هدایت شده از رسانه اجتماعی مسجد و محله
راهپیمایی روز قدس
مسجد حضرت زینب علیهاالسلام/شهرک شهید زینالدین
هدایت شده از رسانه اجتماعی مسجد و محله
6.49M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
راه قدس مرد جنگ میخواهد...
هم اکنون اکران فیلم موقعیت مهدی در جوار ۱۴شهید گمنام کوه حضرت خضر نبی علیه السلام
#سردار_شهید
#محمد_ابراهیم_همت
#دوران_سربازی
#ماه_مبارک_رمضان
#مسئول_آشپزخانه
#قسمت_اول
ظهر است. سربازها با لب و دهان خشکیده جلو سالن غذاخوری صف کشیدهاند رادیو، دعای روز #اول_ماه_رمضان را میخواند گروهبان، با دلشوره به ساعتش نگاه میکند صدای شیپور آماده باش، همه را به خود میآورد همه خودشان را جمع و جور میکنند و برای استقبال از سرلشکر آماده میشوند ماشین سرلشکر ناجی جلو ساختمان غذاخوری میایستد گروهبان به استقبال میرود. راننده ماشین زود پیاده میشود و در را برای سرلشکر باز میکند سگ پشمالوی سرلشکر از ماشین پایین میپرد و دم تکان میدهد لحظه ای بعد، سرلشکر میآید همه به احترام او پا میکوبند از رادیو #دعا پخش میشود سرلشکر، سیگارش را روشن میکند و با اشاره به گروهبان میفهماند که رادیو را خاموش کند گروهبان دوان دوان میرود سرلشکر همراه با سگ و رانندهاش به طرف #آشپزخانه راه میافتد
آشپزها ترسان جلو میروند سرلشکر به دهان هر کدام یک قاشق برنج میریزد و میگوید: بخورید، قورتش بدهید .
یونس خودش را با اجاق سرگرم میکند سرلشکر متوجه میشود و با عصبانیت داد میزند ، هو، نکبت... مگر حالیات نشد گفتم بیایید جلو
یونس معذرت خواهی میکند و پیش میرود .
سرلشکر یک قاشق برنج به دهان او میریزد و میگوید ، شروع کنید. فقط مراقب باشید هر سربازی از گرفتن غذا خودداری کرد فوراً به من معرفیاش کنید .
یونس در حالی که مشغول کشیدن برنج در بشقابهاست، منتظر فرصتی است تا برنج
را از دهانش بیرون بریزد .
خداخدا میکند سرلشکر وادار به صحبتش نکند ، والاّ مجبور میشود #روزهاش را باطل کند یا #روزه داریاش را فاش کند .
یک لحظه به یاد #ابراهیم میافتد . اگر او به مرخصی نرفته بود و اینجا بود با سرلشکر چه برخوردی میکرد .
آیا اجازه میداد سرلشکر #روزهاش را باطل کند .
سربازها، ناهارشان را میگیرند و مینشینند سرمیزها. گروهبان در سالن ایستاده است و اوضاع را کنترل میکند بعضیها #روزهشان را میخورند اما بیشتر آنها مخفیانه غذایشان را در ظرفی میریزند و با خود میبرندگروهبان آنها را میبیند؛ ولی چیزی نمیگوید سرلشکر از آشپزخانه خارج میشود و به سالن میرود
ترس، وجود همه را فرا میگیرد بعضیها از ترس مجبور به #روزه_خواری میشوند
بعضی با غذا ورمی روند تا سرلشکر برود؛ اما سرلشکر جلو در ناهارخوری میایستد یکی از سربازها، غذایش را میریزد داخل یک کیسه پلاستیکی و آن را زیر پیراهنش مخفی میکند
وقتی میخواهد از در بیرون برود سرلشکر راهش را میبندد رنگ از چهره سرباز میپرد سرلشکر، یک مشت محکم به شکم او میزند پلاستیک غذا میترکد و لکههایی چرب از زیر پیراهن او میزند بیرون ، سرلشکر او را در حضور همه به باد کتک میگیرد سپس دستور بازداشتش را صادر میکند
همه سربازها با ترس و وحشت مشغول خوردن غذا میشوند هیچ کس جرأت سر بلند کردن ندارد...
#ادامه_دارد....
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
15.27M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽نماهنگ شهید مصطفی عارفی
🔹شهید مدافعحرم مصطفی عارفی پانزدهم دی۱۳۵۹ در تربت جام به دنیا آمد اما بیشتر سالهای عمرش را در جوار علیبنموسیالرضا علیهالسلام گذراند. مصطفی جهاد را وظیفه همگان خصوصاً خودش میدانست. پس از حمله گروه تکفیری داعش به عراق به کربلای معلی رفت و به صف مجاهدین و مدافعین حرم پیوست و از آن پس راهش را مصممتر از قبل در راه دفاع از حرم آلالله پیگیری کرد.
🔹بارها برای عملیاتهای سخت و سنگین عازم عراق شد؛ او که دیگر به فرماندهای شجاع و دلاور تبدیل شده بود، برای اعزام به سوریه آموزشهای سخت را پشت سر گذاشت و در نهایت با رضایت پدر، مادر و همسر فداکارش عازم نبرد با حرامیان تکفیری شد. سرانجام شهید عارفی پس از نبردی سنگین و فتح منطقه وسیعی از منطقه، هفتم اردیبهشت۱۳۹۵ در منطقه تدمر سوریه شربت شهادت را نوشید و به یاران شهیدش پیوست. مزار مطهر شهید مصطفی عارفی در بهشترضا علیهالسلام مشهد مقدس قراردارد
🌿🌾 اَللَّهُـــمَّ صَلِّ عَلــَی مُحَمـّـــَدٍ وَآلِ مُحَمـّــَدٍ وَعَجّـــِـلْ فــَرَجَهُـــمْْ 🌾🌿
🌹اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج🌹