eitaa logo
امام زادگان عشق
93 دنبال‌کننده
15هزار عکس
4هزار ویدیو
333 فایل
خانواده های معظم شهداء و ایثارگران محله مسجد حضرت زینب علیها سلام . ستاد یادواره امام زادگان عشق ارتباط با مدیر کانال @ya110s تاریخ تاسیس ۱۳۹۷/۱۰/۱۶
مشاهده در ایتا
دانلود
شناسه حدیث :  ۲۷۶۲۲۷   |   نشانی :  بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام  ,  جلد۸۴  ,  صفحه۲۰   عنوان باب :   الجزء الرابع و الثمانون [تتمة كتاب الصلاة] [تتمة أبواب مكان المصلي و ما يتبعه] باب 47 ما ينبغي أن يقرأ كل يوم و ليلة قائل :   امام صادق (علیه السلام) جُنَّةُ اَلْأَمَانِ ، عَنِ اَلصَّادِقِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: مَنْ قَالَ كُلَّ يَوْمٍ أَرْبَعَمِائَةِ مَرَّةٍ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ رُزِقَ كَثِيراً مِنْ عِلْمٍ أَوْ كَثِيراً مِنْ مَالٍ أَسْتَغْفِرُ اَللَّهَ اَلَّذِي لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ اَلْحَيُّ اَلْقَيُّومُ اَلرَّحْمَنُ اَلرَّحِيمُ بَدِيعُ اَلسَّمَاوَاتِ وَ اَلْأَرْضِ مِنْ جَمِيعِ ظُلْمِي وَ جُرْمِي وَ إِسْرَافِي عَلَى نَفْسِي وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ از امام صادق(علیه‌السلام) نقل شده است: هرکس روزی چهارصد مرتبه در دو ماه پی‌درپی این استغفار را بگوید، یا گنجی از علم و دانش به او داده می‌شود یا گنجی از مال و ثروت روزی‌اش می‌گردد.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
☑️پیام تبریک رهبر انقلاب در پی بازگشت دلاورمردان ناوگروه ۸۶ به کشور 🔸حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پیامی، بازگشت موفقیت آمیز دلاور مردان ناو گروه ۸۶ نیروی دریایی ارتش از مأموریت دریانوردی بزرگ به کشور را تبریک گفتند. متن پیام فرمانده کل قوا به شرح زیر است: بسم الله الرّحمن الرّحیم 🔸به دلاور مردان ناو گروه ۸۶ نیروی دریائی ارتش جمهوری اسلامی ایران، دریانوردی بزرگ و موفقیت آمیزشان را تبریک میگویم. 🔸عزیزان! به خانه خوش آمدید؛ موفق باشید. سیّدعلی خامنه‌ای
🔴 رهبری از نمایشگاه، کتابی نخریده‌اند وقتی شنیدم رهبرانقلاب ۴ تا کتاب از نمایشگاه خریدن، یکم تعجب کردم، بعدش که فهمیدم ۴ تا کتاب از یک انتشارات هست (نشر معارف) تعجبم بیشتر شد. اتفاقا همون روز خودم نمایشگاه بودم. با کمی پرس و جو و تحقیق متوجه شدم، ماجرا از این قرار بوده که رهبری وقتی از غرفه نشر معارف دیدن کردن، نشرمعارف ۴ تا کتاب با اصرار بهشون هدیه دادن. شیوه‌ی آقا همیشه اینطوری بوده که بعد از هدیه دادن همراهان رو میفرستن تا هزینه کتاب رو پرداخت کنن. قطعا اسم این کار خریدن کتاب توسط مقام معظم رهبری نبوده. اگه فروختن اجباری نگیم، میشه هدیه اسمش رو گذاشت. البته خبرگزاری فارس اولین بار این خبر رو منتشر کرد که رهبری ۴ تا کتاب خریدن ولی بعدش خبر رو پاک کرد و متأسفانه تا الان که چند روزی میگذره اصلاح نکرد اشتباهش رو. خود پیج اینستاگرامی نشر معارف هم استوری کرده بود خرید کتاب توسط رهبری رو. البته خودش مستقیم نگفته بود، استوری شخص دیگری که اینو گفته بود رو منتشر کرده بود که بازم فرقی نداره، یعنی تایید کردن این اتفاق رو نمیدونم هدف چی بوده، ما چون حسن ظن داریم به دوستان، ان شاء الله که هدف فروش بیشتر کتاب نبوده باشه، چون دروغ بستن به رهبری بخاطر فروش بیشتر خیلی کار زشتیه، چون شنیدم این چهارکتاب خیلی بهش استقبال شده و حتی چاپش تموم شده و رفته زیرچاپ جدید و داره پیش‌فروش میشه. ان شاء الله که هدف اعتبار بخشیدن به یه شخص خاص که نویسنده کتابی هم هست نبوده باشه. امیدواریم اشتباه سهوی بوده. ولی اینکه نه خبرگزاری فارس نه خود نشرمعارف بعد ازچند روز اصلاح نمیکنن این اتفاق رو و شفاف‌سازی نمیکنن عجیبه البته اینم باید درنظر بگیریم، حتی اگه رهبری کتابی رو بخرن، دلیل بر تایید کتاب و نویسنده کتاب نیست، شاید بخونن و بعدش نظر بدن که بی‌محتوا و ضعیف بوده. ولی یقینا حضرت آقا نه کتابی خریدن و نه به کتاب خاصی عنایت داشتن. چون این کلمه هم زیاد شنیدیم که ایشون به فلان کتاب و فلان کتاب عنایت داشتن. کتابهایی که آقا نظر مثبت داشته باشن یا تقریظ میکنن و نظر مثبت‌شون رو مینویسن یا تو صحبتها و سخنرانی‌هاشون اسم کتاب رو میارن. اینکه هرکی بگه آقا به فلان کتابها عنایت داشتن، بیشتر جنبه بازاریابی داره بخصوص در این ایام نمایشگاه کتاب چند روز صبر کردم اصلاح صورت بگیره تا مطرح نکنم، دیدم اینطور نیست و واجب دیدم از مقام معظم رهبری و دروغی که به ایشون نسبت داده شده دفاع کنم ✍ 🔻... 👇 🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷 @shahidanemasjedehazratezeynab 🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
وقتی مهتاب گم شد 🇮🇷🇮🇷 ✒قسمت یازدهم قسمت قبل: hhttps://eitaa.com/salonemotalee/357 فصل اول کوچه باغهای محله شترگلو (۹) ... این که انقلاب به شکل اساسی در سطح نوجوانان و جوانان تحولی شگرف ایجاد کرده بود. اما باز در گوشه و کنار شهر امثال رضا سیاه پیدا می‌شدند. شاید پنج شش سال از من بزرگتر بود. سر راهم ایستاد در حالی که نوچه هایش چپ و راست بودند با لحنی مسخره خطاب به آنها گفت: بچه‌ها تا آنجایی که من می‌دانم توی این محله بچه سوسول نداشتیم! داشتیم؟ منتظر بود که جوابش را بدهم. اطرافیانش آنطور که او می‌خواست، جواب دادند: نه آقارضا! نداشتیم. در دستش یک کمربند چرمی با قلاب آهنی بود که در هوا می‌چرخاند. مطمئن شدم که مفری برای گریز نیست. معطل نکردم و با مشت وسط پیشانی‌اش کوبیدم. انگار کور شده باشد سر خم کرد و مشت دوم و سوم را برق‌آسا خورد. همین که نوچه هایش نزدیک شدند مثل تیر از معرکه گریختم. رضا سیاه عربده می‌کشید و فحش می‌داد و چهار نفری دنبالم می‌کردند. آنها می‌دویدند و مردم بی خبر از اصل آن ماجرا به آنها ملحق می‌شدند و در توهم اینکه فرد فراری مقصر است دنبالم می‌کردند. نزدیک مسجد رسیدم. احساس خوبی داشتم. شاید فکر می‌کردم بچه‌های مسجد به کمکم خواهند آمد که رضا سیاه رسید و مثل فیلم‌های زمان طاغوت نوچه‌هایش را عقب زد و تنهایی جلو آمد. مردم نگاه می‌کردند. برای یک لحظه مثل گردباد به هم پیچیدیم. آنقدر زد و زدم که یکباره درد جانکاهی در دستم احساس کردم. از ضربه مشتی که زده بودم، دستم شکست کوچکی برداشته بود. رمق نداشتم و خواست خدا بود که مردم جدایمان کردند. فردا مثل توپ توی منطقه کمال آباد و شترگلو پیچید که یکی پیدا شده و گنده لات محل را زیر مشت و لگد سیاه کرده است. خیلی‌ها خوشحال شدند. بیشتر از همه آن کسانی که زهر تحقیر و توهین رضا سیاه را کشیده بودند. من هم به جای دکتر و دوا دستم را با دستمال یزدی بستم و تا مدتی با درد کنار آمدم عباس حیدری (از جوانان اهل مسجد) یادم داد که با صدای اذان به مسجد بیا. اگر نماز را اول وقت بخوانی، دور دعوا خط خواهی کشید و همین هم شد. یک شب شام منزل آقای خضریان میهمان بودیم که رادیو خبر ناگواری را داد. خبر از سربریدن پاسداران شهر پاوه توسط نیرو‌های ضد انقلاب و گروه‌های کمونیستی بود. حضرت امام از مردم خواست برای کمک به پاسداران و محاصره شدگان در پاوه خودشان را به آنجا برسانند. دلم می‌خواست شرایط رفتن من هم فراهم شود اما سن و سالم برای اعزام به کردستان کم بود. سال ۱۳۵۹ فرا رسید و حالا در کنار مدرسه و مسجد در رشته‌هایی مثل فوتبال، دوچرخه‌سواری، کونگ‌فو و ... فعالیت می‌کردم. یک روز با بچه‌های محل در زمین خاکی کنار انبار گندم فوتبال بازی می‌کردیم که صدای مهیب انفجاری تمام شهر را لرزاند. بازی نیمه تمام ماند و هر کسی به گوشه‌ای دوید. دقایقی بعد صدای عبور گوش خراش هواپیما دیوار صوتی را شکست و همه چشم‌ها را رو به آسمان و در بهت و حیرت فرو برد. صدای هواپیما مرا به توهم مانور هواپیماها در آستانه انقلاب برد و نمی‌دانستم که یک جنگ تمام عیار از زمین و هوا و دریا آغاز شده است آن روز ساعت ۲ بعد از ظهر ۳۱ شهریور ماه سال ۵۹ بود ◀️ ادامه دارد ... 🔻... 👇 🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷 @shahidanemasjedehazratezeynab 🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا