7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💫 #استوری | به وقت دلتنگی 💔
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ، عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لا
جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ.
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ…
📍فکهٔ شمالی؛ #محل_شهادت شهید مجید بقایی و همرزمانش
🔻کانال شهید مجید بقایی
🆔 @shahidbaghai
✍ #خاطرات | شرحی بر این عکس
به روایت: حمید حکیمالهی
این عکس اواخر پاییز ۱۳۶۰، پیش از عملات فتحالمبین گرفته شده است. یادم هست وقتی مجید بقایی از یکی از سفرهایش به تهران، به شوش بازگشت، مرا صدا زد و گفت: «بیا عکسهایی که در این سفر گرفتهام را ببین.» عکسها را یکییکی نشانم داد تا به این عکس رسیدیم.
تا چشمم به عکس افتاد، با تعجب به مجید نگاه کردم و گفتم: «این عکس، مال من.» مجید با خنده گفت: «نه بابا، چه حرفها!» من هم چیزی نگفتم و با ناراحتی از اتاق بیرون رفتم. هرچه مجید صدایم زد، اعتنایی نکردم.
بعدازظهر آن روز، بچهها در محوطه سپاه گلکوچک بازی میکردند. یارکشی کردیم و مجید مرا انتخاب کرد. در طول بازی با مجید حرف نمیزدم. هر توپی که پاس میداد، یا نمیگرفتم یا اجازه میدادم حریف توپ را از من بگیرد تا مجید برای جلوگیری از گل خوردن به دردسر بیفتد.
مجید که متوجه علت رفتارم شده بود، فقط میخندید. بعد از بازی گفت: «امیر، چرا قهر کردی؟!» سکوت کردم. مجید دستم را گرفت، اما من با اخم و خیلی جدی گفتم: «دستم را ول کن!»
مجید خندید و در حالی که مرا در آغوش میگرفت، صورتم را بوسید و گفت: «به خدا همین یک نسخه از عکس را دارم. باور کن اگر دوباره برایم بفرستند، حتماً آن را به تو میدهم.» پرسیدم: «مگر دوربین مال خودت نبود؟» گفت: «نه، اجازه ندادند دوربین خودمان را داخل ببریم؛ این عکس را با دوربینِ بیت حضرت امام گرفتند.»
🔻کانال شهید مجید بقایی
https://eitaa.com/shahidbaghai
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
17.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 #فیلم | ناگفتههایی از زندگی و نحوهٔ شهادتِ وزیر شهید اطلاعات، حجتالاسلاموالمسلمین سیداسماعیل خطیب، از زبان فرزنش
▪️پ.ن: زمانی که شهید مجید بقایی فرماندهی جبههٔ شوش را بر عهده داشت، شهید سیداسماعیل خطیب مسئول اطلاعاتِ عملیاتِ این جبهه بود.
🔻کانال شهید مجید بقایی
https://eitaa.com/shahidbaghai
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
📗 #کتاب_تا_چشمه_بقا
{خاطرات سردار سرلشکر پاسدار شهید دکتر مجید بقایی، فرمانده قرارگاه کربلا}
📖 صفحه ۱۹
●| مادر و فرزند |●
حمید بقایی، برادر شهید
در دوران مبارزه با نظام ستمپیشۀ پهلوی و اوج تظاهرات مردمی، مجید فردی بسیار پرشور و پرجنبوجوش بود.
مردم بهبهان، که به سبب پیشینۀ درخشان مذهبی و غیرت حماسی و انقلابی خود، و با پیروی از حضرت امام خمینی(ره)، قامت قیام و مجاهدت برافراشته بودند، برگ زرینی بر تاریخ گرانمایۀ تشیع افزودند.
هنگامی که ساواکیها و نیروهای پلیس برای سرکوب و دستگیری تظاهرکنندگان یورش میبردند، شدت وحشیگری خود را به نمایش میگذاشتند. در این میان، مادران با احساس و عاطفۀ مادری، در تب و تاب یافتن فرزندان و حفظ جان آنان بودند.
مادر مجید نیز از روی عاطفه و علاقۀ فراوان به فرزندش، به او سفارش میکرد که بسیار مواظب باشد تا دستگیر نشود و یا گلولهای به او اصابت نکند.
مجید، از سر شوخی و با شیرینبیانی، در پاسخ به نگرانیهای مادرش میگفت: «این مادران ترسو باید طلاق بگیرند!» شوخیها و حرکات دلنشین او در آن روزها، روحیهبخش بود.
کس چون تو طریق پاکبازی نگرفت
با زخـم نشان سرفرازی نگرفت
پیش از تو دلاورا کس این گونه شگفت
حیثیت مرگ را به بازی نگرفت
🔻کانال شهید مجید بقایی
https://eitaa.com/shahidbaghai
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💫 #استوری | از خستگیِ دنیا، به تو پناه آوردهایم… 🥀
📍فکهٔ شمالی؛ جای قدمهای آسمانیِ شهید مجید بقایی و همراهانش
🔻کانال شهید مجید بقایی
🆔 @shahidbaghai
📗 #کتاب_تا_چشمه_بقا
{خاطرات سردار سرلشکر پاسدار شهید دکتر مجید بقایی، فرمانده قرارگاه کربلا}
📖 صفحه ۲۰
●| منتخب جوانان |●
حمید تنهائیان
آقامجید، که از علاقهمندان پر و پا قرص فوتبال بود و در این میدانها به عنوان بازیکنی برجسته و خوشتکنیک شناخته میشد، در سال ۱۳۵۴ نظر مربیان و اداره تربیت بدنی بهبهان را به خود جلب کرد. در آن سال، او به همراه من برای شرکت در تیم منتخب جوانان شهر انتخاب شدیم.
استعداد فوقالعاده، قدرت بدنی، هوش و خلاقیت همراه با منش جوانمردانهاش، بازیهای ورزشی او را جذاب مینمود و در میدان ورزش، همچون سایر عرصهها، درخششی مثالزدنی داشت.
یکی از درسهایی که از او آموختم، در سفری بود که برای بازی با منتخب جوانان آبادان به آن شهر رفته بودیم. در آن بازی، او توپی را که با ظرافت و زیرکی خاصی به موقعیت صد در صد گل رسانده بود، به من که در موقعیت هشتاد درصدی گل بودم، واگذار کرد تا لذت و افتخار گل زدن نصیب من شود. آن دوران سپری شد، اما حدیث ایثار او همواره ماندگار ماند.
ماهی نتافت همچو تو از برج نیکویی
سروی نخاست چون قدت از جویبار حُسن
🔻کانال شهید مجید بقایی
https://eitaa.com/shahidbaghai
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
📢 #خبر | منتشر شد؛ فرمانده مهربان
🔸 کتاب «فرمانده مهربان» روایتی خواندنی از زندگی شهید اسماعیل دقایقی، از فرماندهان برجسته دفاع مقدس است؛ مردی که منش و رفتار او، وی را به یکی از استثناهای جنگ تبدیل کرد.
🔹 این اثر به قلم آقای محسن نعماء نگاشته شده، تصویرگری آن را خانم لیلا اربابی بر عهده داشته و توسط نشر شهید بقایی به چاپ رسیده است.
📖 در بخشی از این کتاب میخوانیم:
اسماعیل با فرماندهان جلسه داشت. پسر کوچکش میان جلسه میدوید و بازی میکرد. نظم محیط به هم خورده بود و حاضران انتظار داشتند اسماعیل با لحنی تند پسرش را آرام کند. اما او در کمال تعجب، فرزندش را بغل کرد و با او سرگرم بازی شد. وقتی با اعتراض دیگران روبرو شد، پاسخ داد: «این بچه الان به محبت نیاز دارد و نمیتوانم به او بیاعتنا باشم. دستور خداست که در هر شرایطی به کودکان محبت کنیم.» آن روز فرماندهان درس بزرگی از او آموختند: درس توجه به فرزند.
🔻 ویژگیهای این کتاب:
آشنایی با سبک زندگی قهرمانان ملی
ارائه الگوی رفتاری مناسب برای نسل جوان
مناسب برای هدیه به نوجوانان
بهرهمندی از تصویرگریهای زیبا و چشمنواز
✅ کتاب «فرمانده مهربان» پیشنهاد ما به شماست.
ثبت سفارش 👈 @majidbaghai
🔻 کانال شهید مجید بقایی
https://eitaa.com/shahidbaghai
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 #فیلم | شهید مسعود پیشبهار را بهتر بشناسیم
سردار شهید مسعود پیشبهار، جوانترین فرمانده دوران دفاع مقدس و فرمانده طرح و عملیات قرارگاه نصر، به روایت سردار فتحالله جعفری:
«مسعود پیشبهار شخصیتی بسیار برجسته بود. مجید بقایی نزد حسن باقری رفت و گفت: «حسن، یکی از نیروهای ما که یتیم هم هست، به جبهه آمده. نمیخواهیم او را از دست بدهیم. او را پیش خودت در گلف نگه دار.» حسن پذیرفت و مسعود پیشبهار در کنار حسن باقری رشد کرد. او فراتر از یک فرمانده لشکر بود؛ از نظر اطلاعات، توانایی، اخلاص و کارآمدی، بینظیر بود.»
مسعود پیشبهار در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۶۱، در جریان عملیات بیتالمقدس، برای ساماندهی و تعیین خطوط مقدم لشکر ۳۱ عاشورا (به فرماندهی امین شریعتی)، لشکر ۲۵ کربلا (به فرماندهی مرتضی قربانی) و لشکر ۷ ولیعصر (به فرماندهی محمد رئوفینژاد) در منطقه شلمچه، عازم خط مقدم شد و همانجا به شهادت رسید. چنین فردی، کماهمیت نبود.
محل شهادت مسعود پیشبهار در منطقه شلمچه مشخص است، اما متاسفانه کمتر نامی از ایشان در این منطقه برده میشود. بیایید یاد و خاطره مسعود را زنده نگه داریم و او را معرفی کنیم!»
🔻کانال شهید مجید بقایی
https://eitaa.com/shahidbaghai
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
📢 #خبر | برادرِ فرماندهِ قرارگاه کربلا آسمانی شد
«انالله و انا الیه راجعون»
با کمال تأسف و تأثر به اطلاع میرساند، مهندس حمید بقایی، برادرِ گرانقدر سردار سرلشکر پاسدار شهید دکتر مجید بقایی (فرمانده دلاور قرارگاه کربلا) به دیدار معبود شتافت و پس از سالها صبوری، به برادر شهیدش پیوست.
ضمن عرض تسلیت به پیشگاه خانواده معظم بقایی و مردم شریف شهرستان بهبهان، از درگاه ایزد منان برای آن فقید سعید، علو درجات مسئلت مینماییم.
🔻کانال شهید مجید بقایی
🆔 @shahidbaghai
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💫 #استوری | عبور از خویشتن… 🕊
از سیمخاردارِ نفست عبور کن تا آسمانی شوی؛ مانند شهدای فکه…
📍 فکه شمالی؛ محل عروجِ ملکوتی سردار شهید مجید بقایی و همراهانش.
🔻کانال شهید مجید بقایی
🆔 @shahidbaghai
📗 #کتاب_تا_چشمه_بقا
{خاطرات سردار سرلشکر پاسدار شهید دکتر مجید بقایی، فرمانده قرارگاه کربلا}
📖 صفحه ۲۱
●| نخستوزیر |●
فتحالله زاهدنژاد
هنگامی که «شاپور بختیار» از سوی شاه، دیکتاتور ایران، به عنوان نخستوزیر گمارده شد، بحثها بر سر این موضوع شکل گرفت که کابینه از فردی نظامی (ازهاری) به فردی سیاسی و باسابقه از جبهه ملی منتقل گردید.
بیم آن میرفت که این شگرد سیاسی و اصلاحاتی که از جانب نخستوزیر جدید در حال شکلگیری بود، تب انقلاب و شور مبارزه را در مردم فرو بنشاند. از این رو، شب تاریک، سکوت کوچهها و خیابانها، و سردرگمی انقلابیون، بار سنگینی از غم و اندوه را بر دل و جانشان میفشرد.
هر کس نظری میداد و چون در آن مقطع هنوز موضعگیری مشخصی از سوی امام خمینی(ره) صورت نگرفته بود، تصمیمی برای اقدام لازم بود.
در این میان، آقامجید سکوت را شکست و گفت: «بچهها! ما به یقین میدانیم که امام، بختیار را قبول ندارد. پس نباید چنین فرصتی را از دست بدهیم.» سپس این شعار را سر داد: «ما میگیم شاه نمیخوایم، نخستوزیر عوض میشه. ما میگیم خر نمیخوایم، پالون خر عوض میشه.»
وی، بیآنکه نامی از بختیار بر زبان آورد، انقلابیون را همدل و همصدا کرد تا تظاهراتی مؤثر شکل گرفت.
من تو را میگویم، ای بالیدنت از خاک
باور آنان که بر ماندن برآشفتند
من تو را می گویم، ای باغی که مبعوثان
قصه گل کردنت را بارها گفتند
🔻کانال شهید مجید بقایی
https://eitaa.com/shahidbaghai
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•