eitaa logo
شهید محمد جاودانی«میثم» شهید عاشورایی
153 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
1.6هزار ویدیو
10 فایل
برای شهید شدن هنوز هم فرصت هست، دل را باید صاف کرد.... ارسال مطالب نظرات پیشنهادات به مدیر کانال
مشاهده در ایتا
دانلود
5.91M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه جوون بوشهری یه عصر جدید دیگه رو با حاج قاسم رقم زده ... #محمد_حسین_محمودی @shahidjavedani
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔴 رئيس جمهور هند که همین چند ماه قبل، هندوهای طرفدارش به مساجد حمله و آنها را ويران می کردند تا مسلمانان هند را از کشورشان فراری دهند، حالا که خطر ویروس کرونا جهان را تهدید و یک میلیارد هندو را هم متأثر کرده است، اعتراف می کند: اين ویروس، سربازی از سربازان خداست و هندوها در حمله به مسلمانان هند اشتباه کرده اند؛ زیرا دين اسلام همان دين درست و برتر است و بايد اعتراف و تصديق كنيم كسی را كه پيامبرش محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) را آورده و او «الله» خدای رحمان و رحيم ☑️«نهضت جهانی توبه از گناهان»، می تواند جهان آینده را، جهانی آماده تحقق «عدل الهی» کند. @shahidjavedani
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
حجت الاسلام و المسلمین #قرائتی من سه قلع را فتح کردم با سه خنده!!! بسیار لطیف و شنیدنی😄👌 @shahidjavedani
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌺تولدت مبارک ای پدر امت و سایه ات تا ظهور منجی مستدام ای حضرت عشق 29فروردین @shahidjavedani
Hamed Zamani - Delaram (320).mp3
15.53M
🎼 دلارام 🎤 #حامد_زمانی تولد حضرت عشق ، #امام_خامنه_ای عزیز اللهم احفظ قائدنا خامنه ای @shahidjavedani
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
تولد #رهبر_انقلاب تفاوت حاکم اسلامی با حاکم فاسد و ظالم را ببینید! 🔻 ۴ آبان ۱۳۴۵ برای تولد شاه در سراسر کشور هزینه‌های هنگفت صرف شد در حالیکه مردم در اوج فقر و تنگدستی بودند. @shahidjavedani
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺بعضی‌ها با ژست خدایی، خطوط قرمز خدا را زیر پا می‌گذارند! گفت‌وگویی صریح در برنامه #همه_با_هم درباره بریز و بپاش‌هایی که شاید دلیل گرفتاری‌های امروز باشد! @shahidjavedani
✍️ 💠 شاید اگر این پیام را جایی غیر از مقام (علیه‌السلام) خوانده بودم، قالب تهی می‌کردم و تنها پناه امام مهربانم (علیه‌السلام) جانم را به کالبدم برگرداند. هرچند برای دل کوچک این دختر جوان، ترسناکی بود و تا لحظه‌ای که خوابم برد، در بیداری هر لحظه کابووسش را می‌دیدم که از صدای وحشتناکی از خواب پریدم. 💠 رگبار گلوله و جیغ چند زن پرده گوشم را پاره کرد و تاریکی اتاق کافی بود تا همه بدنم از ترس لمس شود. احساس می‌کردم روانداز و ملحفه تشک به دست و پایم پیچیده و نمی‌توانم از جا بلند شوم. زمان زیادی طول کشید تا توانستم از رختخواب جدا شوم و نمی‌دانم با چه حالی خودم را به در اتاق رساندم. در را که باز کردم، آتش تیراندازی در تاریکی شب چشمم را کور کرد. 💠 تنها چیزی که می‌دیدم ورود وحشیانه به حیاط خانه بود و عباس که تنها با یک میله آهنی می‌خواست از ما کند. زن‌عمو و دخترعمو‌ها پایین پله‌های ایوان پشت عمو پناه گرفته و کار دیگری از دست‌شان برنمی‌آمد که فقط جیغ می‌کشیدند. از شدت وحشت احساس می‌کردم جانم به گلویم رسیده که حتی نمی‌توانستم جیغ بزنم و با قدم‌هایی که به زمین قفل شده بود، عقب عقب می‌رفتم. 💠 چند نفری عباس را دوره کرده و یکی با اسلحه به سر عمو می‌کوبید تا نقش زمین شد و دیگر دست‌شان را از روی ماشه برداشتند که عباس به دام افتاده بود. دستش را از پشت بستند، با لگدی به کمرش او را با صورت به زمین کوبیدند و برای بریدن سرش، چاقو را به سمت گلویش بردند. بدنم طوری لمس شده بود که حتی زبانم نمی‌چرخید تا التماس‌شان کنم دست از سر برادرم بردارند. 💠 گاهی اوقات تنها راه نجات است و آنچه من می‌دیدم چاره‌ای جز مردن نداشت که با چشمان وحشتزده‌ام دیدم سر عباسم را بریدند، فریادهای عمو را با شلیک گلوله‌ای به سرش ساکت کردند و دیگر مانعی بین آن‌ها و ما زن‌ها نبود. زن‌عمو تلاش می‌کرد زینب و زهرا را در آغوشش پنهان کند و همگی ضجه می‌زدند و به دل این حیوانات نبود که یکی دست زهرا را گرفت و دیگری بازوی زینب را با همه قدرت می‌کشید تا از آغوش زن‌عمو جدایشان کند. 💠 زن‌عمو دخترها را رها نمی‌کرد و دنبال‌شان روی زمین کشیده می‌شد که ناله‌های او را هم با رگباری از گلوله پاسخ دادند. با آخرین نوری که به نگاهم مانده بود دیدم زینب و زهرا را با خودشان بردند که زیر پایم خالی شد و زمین خوردم. همانطور که نقش زمین بودم خودم را عقب می‌کشیدم و با نفس‌های بریده‌ام جان می‌کَندم که هیولای داعشی بالای سرم ظاهر شد. در تاریکی اتاق تنها سایه وحشتناکی را می‌دیدم که به سمتم می‌آمد و اینجا دیگر آخر دنیا بود. 💠 پشتم به دیوار اتاق رسیده بود، دیگر راه فراری نداشتم و او درست بالای سرم رسیده بود. به سمت صورتم خم شد طوری که گرمای نفس‌های را حس کردم و می‌خواست بازویم را بگیرد که فریادی مانعش شد. نور چراغ قوه‌اش را به داخل اتاق تاباند و بر سر داعشی فریاد زد :«گمشو کنار!» داعشی به سمتش چرخید و با عصبانیت اعتراض کرد :«این سهم منه!» 💠 چراغ قوه را مستقیم به سمت داعشی گرفت و قاطعانه حکم کرد :«از اون دوتایی که تو حیاط هستن هر کدوم رو می‌خوای ببر، ولی این مال منه!» و بلافاصله نور را به صورتم انداخت تا چشمانم را کور کند و مقابلم روی زمین نشست. دستش را جلو آورد و طوری موهایم را کشید که ناله‌ام بلند شد. با کشیدن موهایم سرم را تا نزدیک صورتش بُرد و زیر گوشم زمزمه کرد :«بهت گفته بودم تو فقط سهم خودمی!» صدای نحس عدنان بود و نگاه نجسش را در نور چراغ قوه دیدم که باورم شد آخر اسیر هوس این شده‌ام. 💠 لحظاتی خیره تماشایم کرد، سپس با قدرت از جا بلند شد و هنوز موهایم در چنگش بود که مرا هم از جا کَند. همه وزن بدنم را با موهایم بلند کرد و من احساس کردم سرم آتش گرفته که از اعماق جانم جیغ کشیدم. همانطور مرا دنبال خودش می‌کشید و من از درد ضجه می‌زدم تا لحظه‌ای که روی پله‌های ایوان با صورت زمین خوردم. 💠 اینبار یقه پیراهنم را کشید تا بلندم کند و من دیگر دردی حس نمی‌کردم که تازه پیکر بی‌سر عباس را میان دریای دیدم و نمی‌دانستم سرش را کجا برده‌اند؟ یقه پیراهنم در چنگ عدنان بود و پایین پیراهنم در خون عباس کشیده می‌شد تا از در حیاط بیرون رفتم و هنوز چشمم سرگردان سر بریده عباس بود که دیدم در کوچه شده است... ✍️نویسنده: @shahidjavedani
اینجا شهرک جذامی‌هاست؛ ساکت، آرام و بی‌ سر و صدا. اصلا شهرک ها که همیشه شلوغ نیستند، پر رفت آمد نیستند، بعضی شهرک‌ها هم می‌شوند پناه آدم‌های بی‌پناه؛ می‌شوند شهرک جذامی ها. پرس وجو که می‌کنیم کسی از وجودشان خبر ندارد؛ حتی خیلی از مشهدی‌ها نمی‌دانند که یک جایی نزدیک آنها حدود 45 خانواده جذامی زندگی می‌کنند. وضعیتشان اسف بار است.و این بار "آفتاب",قصد تابیدن به این شهرک را دارد. تهیه ی بسته های غذایی این هفته برای 45خانواده , حدود8میلیون تومان برآورد هزینه شده. ان شالله همه ی افراد گروه فعالانه از دوستان و اقوام جلب مشارکت نمایند. برای اطلاع از وضعیت اجمالی این بیماران به سایت زیر ( خبرگزاری تسنیم)مراجعه فرمایید. https://www.tasnimnews.com/fa/news/1396/04/27/1467472/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DA%A9-%D8%AC%D8%B0%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF-%D8%B9%DA%A9%D8%B3 با دوستانتان به گروه آفتاب بپیوندید. آدرس ما در ایتا:https://eitaa.com/joinchat/2620915757Ceebc374d2d واتساپ: https://chat.whatsapp.com/EL0lUkaPOQwE1MzNY4b9kf بله: ble.ir/join/Zjg4ODYxNT شماره کارت: ۶۰۳۷۹۹۷۵۸۱۶۹۹۲۱۳سمانه مهاجری پاریزی فاطمه سادات میرمشاری 5041721043223503
شهید محمد جاودانی«میثم» شهید عاشورایی
اینجا شهرک جذامی‌هاست؛ ساکت، آرام و بی‌ سر و صدا. اصلا شهرک ها که همیشه شلوغ نیستند، پر رفت آمد نیس
دوستان این اطلاعیه رو به درخواست یه دوست خیر و مطمئن در کانال شهید گذاشتیم هر کس توان همکاری داره این فرصت خوبِ خوبی رو از دست نده ✋ اجرتون با سید الشهدا انشالله🌷
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا