🔹بعد از آن رفت دنبال امورات زندگیاش و دنیا هم همهجوره به او رو ڪرد. متنعم بود و همه چیز داشت؛ معمار بود و در اهواز و تهران ساخت و ساز میڪرد؛ شغل پدریاش بود اما خصلت اولیه اخلاقیاش این بود ڪه غرق و جذب دنیا نشد؛ دنیا به او رو آورد ولے او خیلے به دنیا میدان نداد؛ زندگے میڪرد و ساده زیستے جزو زندگیاش بود؛ غائله سوریه ڪه راه افتاد ڪار و زندگیاش را رها ڪرد و دوباره چسبید به جنگ و جبهه؛ درآمد قابل توجه و ڪسب و ڪار پر رونقے هم داشت، اما خیلے ساده از همه دلخوشیهاے دنیا دل ڪند. شهادت حاج سعید سیاح طاهرے در سوریه او را دوباره متحول ڪرد؛ بعد از شهادت حاج سیاح، حبیب دیگر آرام و قرار نداشت و ڪل فعالیتهاے اقتصادیاش را ڪنار گذاشت.
🔹حبیب در تقلا بود تا به مناطق عملیاتے سوریه عازم شود و توانست در سال ۱۳۹۴ براے نخستینبار عازم سوریه شود. بار سومے ڪه اعزام شد،آبانماه سال ۱۳۹۳، به شدت مجروح گشت؛ بیشتر از ناحیه ستون فقرات و شڪم بود؛ وقتے به خانه برگشت، انتظار این بود ڪه دیگر طعم سوریه را چشیده و این رفتنها را تمام میڪند اما با پایان دوران نقاهتش، براے بار چهارم به سوریه رفت.
🔹شهید بدوے یڪے از نیروهاے متخصص دوران دفاع مقدس بود ڪه در ادوات ضد زره تخصص داشت؛ به همین خاطر نیز ڪارایے زیادے در صحنههاے جنگ در مقابل گروههاے تڪفیرے از جمله داعش و جبهه النصره در سوریه داشتند و باعث خیر و برڪت دادن و رونق بخشیدن به جبههے مقاومت شد. به غیر از ڪار در یگان ضد زره در زبان عربے هم تخصص داشت؛ آشنایے او با فرهنگ عربے به حضورش در منطقه ڪمک میڪرد و با نیروهاے نجبا و نیروهاے مجاهد عراقے همراه بود.
🔹سرانجام پنجمین اعزام حبیب به شهادتش ختم شد و در عملیات آزادسازے البوڪمال سوریه در تاریخ ۲۰ آبانماه ۱۳۹۶، رزمنده دلیر دوران دفاع مقدس بر اثر اصابت ترڪش خمپاره به شهادت رسید و پیڪر پاڪش پس از تشییعے باشڪوه در گلزار شهداے اهواز آرام گرفت.
#سالروزشهادت🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷
🦋🦋🦋
@shahidma
آفتاب نیمه شب
وقتی بی خوابی می افتاد سرمان،دلمان نمی آمد كه بگذاریم دیگران راحت بخوابند، خصوصا دوستان نزدیك.به هر بهانه ای بود بالا سرشان می رفتیم و آنها را از جا بلند می كردیم.رفیقی داشتیم،خیلی آدم رك و بی رودربایستی بود.
یك شب حوالی اذان صبح رفتم به بالینش،شانه اش را چند بار تكان دادم و آهسته به نحوی كه دیگران متوجه نشوند گفتم:هی هی،بلند شو آفتاب زد. آقا چشمت روز بد نبیند،یك مرتبه پتو را كنار زد، و با صدای بلند گفت:مرد حسابی بگذار بخوابم، به من چه كه آفتاب می زند، شاید آفتاب بخواهد نیمه شب در بیاید،من هم باید نیمه شب بلند بشوم. عجب گیری افتادیم ها !!!
بیت المال
خمپاره که می زدند طبیعتاً اگر در سنگر نبودیم خیز می رفتیم تا از ترکش آن محفوظ بمانیم. بعضی صاف صاف می ایستادند و جنب نمی خوردند و اگر تذکر می دادی که دراز بکش، می گفتند: بیت المال است. حالا که این بنده خدا به خرج افتاده نباید جاخالی داد. حیف است، این همه راه آمده خوبیت ندارد.
ورود كلیه بردران ممنوع
شیشه در وردی ناهار خوری شكسته بود. این عبارت را با ماژیك قرمز روی كاغذی نوشته و به دیوار چسبانده بودنند:«ورود كلیه برادران ممنوع». موقع ناهار بود. سالن هم در دیگری نداشت. یعنی چه؟ هیچ كس تصور نمی كرد در بسته نباشد یا این كه قضیه شوخی باشد چند نفری رفتند پیش مسئول مربوط و داد و فریاد راه انداختند:«این چه وضعشه، در چرا بسته است، این كاغذ چیه كه نوشته اید؟» و از این حرف ها. بعد راه افتادند رفتند آشپزخانه. البته از در پشتی كه مخصوص مسئولان بود. جریان را كه تعریف كردند سر آشپز خندید و گفت:«اولاً در بسته نیست باز است. ثانیاً ما نگفتیم كلیه. گفتیم كلیه، برای همین روی لام تشدید نگذاشتیم».حسابی كفری شدیم. فكر همه چیز را می كردیم الا این كه آشپزها هم با ما بله!
شیشه در وردی ناهار خوری شكسته بود. این عبارت را با ماژیك قرمز روی كاغذی نوشته و به دیوار چسبانده بودنند:«ورود كلیه برادران ممنوع». موقع ناهار بود. سالن هم در دیگری نداشت. یعنی چه؟ هیچ كس تصور نمی كرد در بسته نباشد یا این كه قضیه شوخی باشد چند نفری رفتند پیش مسئول مربوط و داد و فریاد راه انداختند:«این چه وضعشه، در چرا بسته است، این كاغذ چیه كه نوشته اید؟»
احوالپرسی
می گویند جواب های، هوی است و كلوخ انداز را پاداش سنگ! وقتی مثل آدم احوالپرسی نكنی نباید توقع داشته باشی ملاحظه ات را بكنند.
ـ چطوری یا نه؟ خوب بودی بدتر شدی؟
ـ الحمدلله. تو چطوری؟ سرت درد می كرد پایت خوب شد؟
رفت و برگشت
#خاطرات_طنز_جبهه
#شوخ_طبعیها
#طنز
✨🌹✨
@shahidma
تقلید در كلیات به جایی بر نمی خورد، وای به وقتی كه پای جزئیات به میان آید، آن هم در زبان غیر مادری.
ـ گیر عجب آدمی افتادیم ما!
ـ خودت گیر عجب آدمی افتادی!
جوان چهارده ساله
پیرمردی بود از تك و تا افتاده اما در قبول مسئولیت به كم تر از حضور در خط مقدم و منطقه عملیاتی رضا نمی داد.
ـ تو بااین سن و سال می خواهی بیایی جلو كه چه بشود؟
ـ من دیگر آدم قبل نیستم بعد از این مدت كه جبهه بوده ام دیگر مثل پسرهای چهارده ساله جوان شده ام!
#خاطرات_طنز_جبهه
#شوخ_طبعیها
#طنز
✨🌹✨
@shahidma
8.26M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
4⃣مژده پیامبر براے ڪسے ڪه
زیاد صلوات میفرستد😍👌
🍃اللهم صل علے محمد و آل محمد و عجل فرجهم🍃
🌹هیچ عملی در روز جمعه برتر
و بافضیلتتراز
🌹صلوات برمحمّدوآل محمّدنمی باشد.
سلامتی و تعجیل در ظهور امام زمان (عج) صلوات🌹🙏🌹
🦋🦋🦋
@shahidma
{01:22}
• جان بھ
جان من ڪنن
آرام جان
من تویے •
بهوقتدلتنگی💔
روزهایمیڪبہیڪمیگذرند
حالوروزمخندھداراست..
پرشدهاماز ادعــٰا
دَمازشمامیزنم
وبہخیالم شهید خواهمشد
اماشمابدونادعاشهیدشدید..
میبینــے؟
فاصلہبینمـــٰانبیدادمیڪند.!💔'
#شهداشرمندہایم
🦋🦋🦋
@shahidma
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎬 #نماهنگ «بگو کجایی»
🔅 یابن الحسن بگو کجایی؟ دلم تنگه از این جدایی...
📥 دانلود با کیفیت بالا
✅ واحد مهدویت
🦋🦋🦋
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
« بِســــْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيـــم »
《الهی به امیدتو》
#سلام_امام_زمانم_عج
درتمناے نڪَاهت بيقرارم
تا بیایی
مڹ ظهور لحظہها را ميشمارم
تا بیایی
خاڪ لایق نیست
تا بہ رویش پاڪَذارے
درمسیرت جاڹ فشانم
گل بڪارم تا بیایی
🌼 اللَّـهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد
وآلِ مُحَمَّد وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ🌼
🦋🦋🦋
@shahidma