💔🥀
••❪دَردِلِسَنگِمَناُفتآدهَوایِنَجَفَت
مِثلِآنچآهڪهدلتنگِصدایِتوشُده...❫••
°فقطحیـــــدرامیرالمؤمنیناست💚°
°اَللّھُمَّالـعَنقـَتـَلـةاَمیـࢪالـمُومـِنیـن🩸°
#امام_علی💔
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ویدیو #کلیپ
#دکتر_علی_تقوی
#حدیث
✨#امـام_علـی (علیہالســلام):
« وَ مَا أَعْمَالُ الْبِرِّ کُلُّهَا وَ الْجِهَادُ فِی سَبِیلِ اللّه، عِنْدَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیِ عَنِ الْمُنْکَرِ، إِلاَّ کَنـَفْثَةٍ فِی بَحْـرٍ لُـجِّیٍّ »
تمــام کارهــاى نیڪــ و حتـى جهـاد در راه خـدا در بـرابـر امــر به معــروف و نهـی از منڪــر چـون قطــره💧 اسـت در بـرابـر دریـاۍ پهنـاور🌊
(نهج البلاغه، حکمت ۳۷۴)
✨#مقـام_معظـم_رهبـری (حفظهالله):
《امـر به معـروف مثل نمـاز است، امـر به معـروف و نهـی از منڪر در مقیـاس وسیـع و عمـومـی خود، حتی از جهـاد بالاتر است، پایه دین را محڪم می ڪند، اساس جهـاد را استـوار میسـازد.》
#بی_تفاوت_نباشیم
#امر_به_معروف_و_نهی_از_منکر
کانال شهدایی شهیدرحمان مدادیان 👇
🇮🇷 @shahidmedadian
╰━━🌷🕊🌼🕊🌷━━╯
.
🗓 ۲۱ فرور ین ۱۳۷۸
🌹 سالگرد شهادت امیر سپهبد علی صیاد شیرازی
🌻 جانشین ستاد کل نیروهای مسلح محل
🌺 محل شهادت : تهران
☘ بدست عوامل تروریست منافقین
🌸 پروردگارا ؛ رفتن در دست توست ، من نمیدانم چه موقع خواهم رفت ، ولی میدانم که از تو باید بخواهم مرا در رکاب امام زمانم قرار دهی و آن قدر با دشمنان قسم خورده دینت بجنگم تا به فیض شهادت برسم ....
کانال شهدایی شهیدرحمان مدادیان 👇
🇮🇷 @shahidmedadian
╰━━🌷🕊🌼🕊🌷━━╯
📲 #𝑺𝒕𝒐𝒓𝒚
❏اۍاهلعالمآقامعلےمظلومھ•🤍•
•❬بــٰازاِمشَب؏ِـشقتَنھـٰامۍشَۅَد
زَخمسَھمِفَرقِمۅلـٰامۍشَۅَد
آفتـٰاب؏ِـشقگُلگۅنمۍشَۅَد
سینِہۍِسَجـٰادِهپُرخۅنمۍشَۅَد…💔❭•
🖤⇠قربونصدایاذانحَرمت
شهید رحمان مدادیان (عمو رحمان)
🌷🇮🇷 🇮🇷🌷 بسم ربِّ زهــــرا سلام الله قسمت دهم #خاطرات_شهید_تورجی_زاده...🌷 مسئول فرهنگی روای: علی
🌷🇮🇷
🇮🇷🌷
بسم ربِّ زهــــرا سلام الله
قسمت یازدهم
# خاطرات_شهید_تورجی_زاده
هاتف
روای: خانواده و دوستان شهید
بزرگان میگویند: آنچه انسان را به کمال میرساند به دو عامل وراثت)یا خانواده( و محیط)دوستان( مربوط است.
پدر ما شرایط خانواده را با الگوهای اسلامی پرورش داده بود.اگر هم اینقدر به فکر مدرسه و دوستان فرزندانش بود میخواست شرایط محیط خوب را برای فرزندانش ایجاد کند. نتیجه زحمات او در تربیت فرزندانش بخصوص محمد کاملا مشخص بود.پدر حتی برای دبیرستان محمد هم حساسیت داشت. بعد از پیروزی انقلاب به دنبال دبیرستان خوب برای محمد بود.
بنده اعتقاد دارم اگر محمد به سرمنزل مقصود رسید بعد از عنایت خدا مدیون رزق حلال و تربیت صحیح پدر و زحمات مادر بود.پدر شنیده بود آقای زهتاب)از معلمان انقلابی و مؤمن( مسئول دبیرستان هاتف شده. ایشان معلمان انقلابی را نیز در دبیرستان خود جمع کرده بود
محمد را در دبیرستان هاتف ثبت نام کرد. محمد دانش آموز رشته اقتصاد دبیرستان هاتف گردید صبح زود به دبیرستان میرفت. ظهر برای ناهار به خانه میآمد. عصرها هم برای کمک به پدر به نانوایی میرفت. غروب هم خودش را به مسجد ذکرالله میرساند و تقریبًا تا نیمه های شب آنجا
بود. آن ایام محمد لحظه ای بیکار نبود. هر زمان که فرصت مییافت مشغول مطالعه و قرائت قرآن میشد.زیاد قرآن تلاوت میکرد. يك قرآن جيبي كوچك داشت كه هميشه همراهش بود.هر زمان فرصت داشت مشغول قرائت مي ّ شد.آن هم با تدبر و دقت.انجمن اسلامی دبیرستان راه اندازی شد. این مکان محلی برای فعالیت نیروهای انقلابی بود. با اینکه بیشتر اعضای اصلی آن از دانش آموزان سال آخر بودند اما محمد به عنوان مسئول تبلیغات انجمن انتخاب شد.از هر فرصتی برای کار انقلابی استفاده میکرد. زنگهای تفریح مشغول بحثهای سیاسی با بچه ها بود. بسیاری از بچه ها را به این طریق با بسیج و مسجد و... پیوند داد.
٭٭٭
رفته بود پیش آقای زهتاب. در مورد برگزاری دعای کمیل با ایشان صحبت کرد. گفت: مهم اجازه شماست، بقیه کارها را خودم انجام میدهم.موضوعي كه تا آن زمان سابقه نداشت. هیچ مدرسه ای برنامه دعای کمیل برگزار نکرده بود.دوستانش مخالف بودند. میگفتند: بچه ها ما را به چشم نیروهای انقلابی مدرسه
میشناسند. اگر استقبال نشود خیلی بد می ّ شود. اما محمد مصمم بود. میگفت: هر طور شده باید در کنار کار عقیدتی برنامه دعا هم داشته باشیم.با موافقت مدیر و كمك معاون پرورشي اولین برنامه دعا برگزار شد. پنجاه نفر از دانش آموزان آمدند. برنامه خوبی بود. این اولین باری بود که محمد به طور رسمی
مداحی میکرد.
ادامه دارد....
📚 کتاب یازهرا
کانال شهدایی شهیدرحمان مدادیان 👇
🇮🇷 @shahidmedadian
╰━━🌷🕊🌼🕊🌷━━╯
دردلم حسرت یک روضه درایوان نجف
خلوتی باشد ومن باشم وسلطان نجف
دلم امروزکمی پرسه زدن می خواهد
غزلی درمن ومن توی خیابان نجف
چقدرحس قشنگی ست درآن دم که فقط
شعرباشدبه لب ونم نم باران نجف
چه صفایی ست که هم صحبت ارباب شوم
مثل موری شوم او مثل سلیمان نجف
چون یتیمی شده ام با غزلی ازسرعشق
چشم هایم پی بابای یتیمان نجف
دلم انگار گره خورده در این تنهایی
به کمی گریه وقرآن وشبستان نجف
کاش دستی به سرشانه ی من بگذارد
قسمتم کاش کندقطعه ای از نان نجف
کانال شهدایی شهیدرحمان مدادیان 👇
🇮🇷 @shahidmedadian
╰━━🌷🕊🌼🕊🌷━━╯