eitaa logo
کانال رسمی شهید محمد رضا الوانی
1.2هزار دنبال‌کننده
13.7هزار عکس
13هزار ویدیو
178 فایل
*اللهم عجل لولیک الفرج* شهیدمدافع حرم در سجده‌یِ آخرِ نمازهایش این دعا را میخواند: ‌اللهم أخرِج حُب الدُّنیا مِن قُلوبِنا...✨ تاریخ تولد🎂:1361/1/2 تاریخ شهادت🕊️:1395/7/7 مزارشهید🥀:باغ بهشت همدان «زیرنظر همسر شهید» ادمین پیشنهادات:۰۹۱۸۵۴۶۱۲۶۰
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹خداوند در قران میفرماید: لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا.. این یعنی شهدا زنده اند این یعنی صحبت هایمان را میشنوند، دلتنگی هایمان را میبینند، غم هایمان را درک میکنند و...💫 این یعنی میدانند بی حوصلگی هایمان به سبب چیست؟ ناراحتی هایمان از کجا منشا میگرد..این یعنی او زنده است! سال های پیش بود با خودم عهد کردم او را برادر بنامم.این به این جهت بود که زنده بودنش را در زندگی ام درک میکردم و میدانستم او مانند یک برادر از من مراقبت خواهد کرد...💞 سال ها بود که با عکسش زندگی میکردم قاب عکسشم را جلویم میگذاشتم و دردودل میکردم... اما نمیدانستم.. نمیدانستم من تنها نیستم!نمیدانستم محمد لطفش شامل حال خیلی ها شده و خیلی ها به او برادر میگویند و او در حق خیلی ها برادری میکند! براستی که محمد و خوبیست❤️ ❤️ @shahidmohammadrezaalvani
🌹🕊🥀🌴🥀🕊🌹 🌓 ❤️ در دلم برپاست، این از وقتی که به یاد دارم من است. این برای خودم نیست، برای خانواده ام نیست، برای کشورم است. وقتی به و آنها فکر میکنم، ناخودآگاه تمام وجودم را در بر می گیرد، ناخودآگاه حس در تمام وجودم می شوم و ناخوداگاه درونم شکل می گیرد که به من می گوید برای این چه کرده ای؟ برای کاری که کردند چه انجام داده ای؟ همیشه تمام را می کنم، همیشه با تمام وجودم می کنم تا بتوانم تا آنجا که در توان دارم به خدمت کنم. اگر این کار را نکنم، این بیش از پیش درونم به پا می اندازد. حس می کنم این همان احساس در برابر فدایی آنهاست. ای 🌹ش🌹ه🌹ی🌹د🌹 من می گویم 🌴 شب تو تو بگو عاقبت شما 🌹 به و 🌷 🌷 را به نام تو می کنم 🌹 🌹 🌗 🌷 🌹 @dashtejonoon1🌴🥀
یه روز به همراه خانواده و خویشان آقارضا مسافرت بودیم؛ خواهر زاده آقارضا هم داخل ماشین ما بود... خواهر زادشون یه دفعه ژست خبرنگاری گرفت؛ یه دستشو به شکل میکروفون طرف آقارضا گرفت و گفت: دایی جون! بفرمائید نظرتون درباره زندایی چیه؟!!🤔 آقارضا همانطور که دستاش روی فرمون ماشین بود و نگاهش روبروی مسیر بود، بدون هیچ مکثی، خیلی محکم و رسا گفت: !!☺️ بعد خواهرزاده رو به طرف من کرد و گفت: خب زندایی! شما بفرمائید: نظرتون درباره دایی جون چیه؟😉 من تا میخواستم فکر کنم چه کلمه زیبا و درخوری برای توصیف انتخاب کنم، آقارضا خیلی محکم تر و کوبنده تر از دفعه قبل و بدون هیچ رودربایستی گفت: !!😳😂 اون وقت خبرنگار کوچک، دست زد و بلند گفت: هورا! خورشید و ماه!!😄😭 "راست گفتی رضاجان! اگه من ماه هم نباشم، امّا تو بی شک از !🕊😭 "این شعرم هم تقدیم به تویی که خیلی عزیز و باصفا بودی...💔 زندگی من اگر شد همنشینم، همنشین شد دست آن # مردِ خدا در دست من او که هر دم با دلم شد گرچه جان در راه جانان داد و رفت سرپرستم بعد از او شد🌹 💝 🥀 https://t.me/shahidmohammadrezaalvani