🌹خداوند در قران میفرماید:
لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا..
این یعنی شهدا زنده اند
این یعنی صحبت هایمان را میشنوند،
دلتنگی هایمان را میبینند،
غم هایمان را درک میکنند و...💫
این یعنی میدانند بی حوصلگی هایمان به
سبب چیست؟ ناراحتی هایمان از کجا منشا میگرد..این یعنی او زنده است!
سال های پیش بود با خودم عهد کردم او را برادر بنامم.این به این جهت بود که زنده بودنش را در زندگی ام درک میکردم و میدانستم او مانند یک برادر از من مراقبت خواهد کرد...💞
سال ها بود که با عکسش زندگی میکردم قاب عکسشم را جلویم میگذاشتم و دردودل میکردم...
اما نمیدانستم..
نمیدانستم من تنها نیستم!نمیدانستم محمد لطفش شامل حال خیلی ها شده و خیلی ها به او برادر میگویند و او در حق خیلی ها برادری میکند!
براستی که محمد #برادر و #رفیق خوبیست❤️
#رفیق #همراه
#برادرشهیدم #کاوه_پارسا
#شهیدمحمدغفاری ❤️
#شهدا_رفیقان_بی_ریا
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
@shahidmohammadrezaalvani
🌹🕊🥀🌴🥀🕊🌹
🌓 #باز_شب_شده
❤️ #دلم_بهانه_می_گیرد
در دلم #آشوبی برپاست، این#آشوب از وقتی که به یاد دارم #همراه من است. این #آشوب برای خودم نیست، برای خانواده ام نیست، برای #شهدای کشورم است. وقتی به #شهامت و #شجاعت آنها فکر میکنم، ناخودآگاه #دغدغه_ای تمام وجودم را در بر می گیرد، ناخودآگاه حس #عاشقانه_ای در تمام وجودم #لبریز می شوم و ناخوداگاه #آشوبی درونم شکل می گیرد که به من می گوید برای این #شهدا چه کرده ای؟ برای #جبران کاری که کردند چه انجام داده ای؟
همیشه تمام #تلاشم را می کنم، همیشه با تمام وجودم #سعی می کنم تا بتوانم تا آنجا که در توان دارم به #کشورم خدمت کنم. اگر این کار را نکنم، این #آشوب بیش از پیش درونم #هیاهویی به پا می اندازد. حس می کنم این #آشوب همان احساس #وظیفه در برابر #جان فدایی آنهاست.
ای
🌹ش🌹ه🌹ی🌹د🌹
من می گویم
🌴 شب #بهشتی تو #بخیر
تو بگو عاقبت شما
🌹 #ختم به #خیر و #شهادت
🌷 #شهید_عزیزم
🌷 #رفیق_تنهایی_هایم
#امشبم را به نام تو #متبرک می کنم
🌹 #شهید_والامقام
🌹 #نعمت_اله_قنبریان
🌗 #شبتون_شهدایی🌷
🌹 @dashtejonoon1🌴🥀
یه روز به همراه خانواده و خویشان آقارضا مسافرت بودیم؛ خواهر زاده آقارضا هم داخل ماشین ما بود...
خواهر زادشون یه دفعه ژست خبرنگاری گرفت؛ یه دستشو به شکل میکروفون طرف آقارضا گرفت و گفت: دایی جون! بفرمائید نظرتون درباره زندایی چیه؟!!🤔
آقارضا همانطور که دستاش روی فرمون ماشین بود و نگاهش روبروی مسیر بود، بدون هیچ مکثی، خیلی محکم و رسا گفت: #ماه !!☺️
بعد خواهرزاده رو به طرف من
کرد و گفت: خب زندایی! شما بفرمائید: نظرتون درباره دایی جون چیه؟😉
من تا میخواستم فکر کنم چه کلمه زیبا و درخوری برای توصیف #همسفرزندگیم انتخاب کنم، آقارضا خیلی محکم تر و کوبنده تر از دفعه قبل و بدون هیچ رودربایستی گفت: #خورشید!!😳😂
اون وقت خبرنگار کوچک، دست زد و بلند گفت: هورا! #افسانه خورشید و ماه!!😄😭
"راست گفتی رضاجان! اگه من ماه هم نباشم، امّا تو بی شک از #تبارخورشیدی!🕊😭
"این شعرم هم تقدیم به تویی که خیلی عزیز و باصفا بودی...💔
زندگی من اگر #کوتاه شد
همنشینم، همنشین #ماه شد
دست آن # مردِ خدا در دست من
او که هر دم با دلم #همراه شد
گرچه جان در راه جانان داد و رفت
سرپرستم بعد از او #الله شد🌹
#شهیدمحمدرضاالوانی💝
#همسرانههایشهدا🥀
https://t.me/shahidmohammadrezaalvani